یاد آن روزها بخیر!

در این پست می خواهیم نگاهی گذرا داشته باشیم به گذشته و آنها را با زمان فعلی مقایسه نماییم. قصدمان این است که ممنون داشته های خود باشیم و اینکه:

دیگران کاشتند ما خوردیم          ما هم نیز باید بکاریم تا دیگران بخورند.

اگر شما هم موافقید ادامه می دهیم. باشد که خداوند رحمان از همه ما راضی باشد.

آن روزها و این روزها:

روشنایی خانه ها چراغ گردسوز نهایتاً چراغ زنبوری بود نه الآن که نور مخفی داریم!

سیلندر گاز نبود چه رسد به گاز شهری!

آب را باید در ظرف های مخصوص پلاستیکی و یا فلزی از چشمه با دوش و دست حمل می کردند نه مثل الآن که لوله کشی شده!

در خانه ها یخچال نفتی هم نداشتند چه رسد به الآن که چندتا از نوع بدون برفک و ایستاده و ویترینی و فریزر داریم!

لباس ها را باید با دست داخل تشت و یا رودخانه می شستند نه مثل الآن که اگر لباسشویی نداشته باشیم واویلاست!

راه مردم شن و ماسه ای هم نبود چه رسد به آسفالته!

دریغ از تلفن چه رسد به گوشی بی سیم و یا موبایل آن هم چندتا خط و گوشی!

بخاری خانه ها هیزمی و پیشرفته اش نفتی بود نه الآن که شومینه و شوفاژ گرمابخش است!

گرمای تابستان را حتی در مزارع و محل کار نهایتاً با بادزن دستی و خیس کردن لباس تحمل می کردند نه الآن که کولر و فن کوئل کارساز است!

فرش خانه ها حصیر و مدرنش جاجیم و گلیم و نمد و نهایت موکت بود نه اینکه در حال حاضر فرش های ماشینی و دستی جایش را گرفته است و یواش یواش داریم می رویم به سوی فرش های ابریشمی!

برای انجام تکالیف مدرسه باید چمپاتمه می زدیم و دست ها را به زمین تکیه می دادیم و آرنج های مان زخمی می شد نه الآن که میز تحریر داریم!

کیف مدرسه ما پلاستیک و یا کش شلوار بود نه مثل الآن که هر سال یک کوله پشتی می خریم!

دستشویی خانه ها چندین متر از خانه فاصله داشت نه اینکه در حال حاضر دسشویی ها داخل هر خانه است و آرام آرام دارد دوتا می شود یکی سنتی یکی هم فرنگی!

حمام خانگی نداشتیم و هفتگی یا باید خود را در تشت می شستیم و یا نهایتاً به حمام شهر می رفتیم نه اینکه الآن روزی چند بار در خانه خود دوش می گیریم!

تلویزیون نداشتیم حتی سیاه و سفید چه رسد به الآن که هر اتاقی یک هست آن هم از نوع رنگی و ال سی دی و ال ای دی و پلاسما و ...!

یک جفت کفش می خریدیم از این عید تا عید بعد ولی الآن برای هر جایی و هر کاری یک جفت مجزا داریم!

اگر جایی از لباس مان پاره می شد، روفو می کردیم و کوک و بخیه و حتی وصله می زدیم ولی الآن با کوچکترین نقص آن را دور می اندازیم!

ایام عید تکلیف نوروزی داشتیم و بعد از سیزده بدر باید به معلم خود تحویل می دادیم ولی الآن همه معترض هستیم که ای بابا پس دیگر چه تعطیلاتی!

برای ثلث دوم تا 28 اسفند امتحان داشتیم ولی الآن دانش آموزان یک هفته تا 10 روز شاید هم بیشتر از رفتن به مدرسه سر باز می زنند و بدعت بدی در حال شکل گیری است!

در فضای باز بازی می کردیم ولی الآن خزیدیم کنج خانه ها و پناه برده ایم به دستگاه های آتاری که از مد افتاده، سونی، سگا، پلی استیشن، ایکس باکس و خیلی ها هم بازی های کامپیوتری!

آن روزها که سیم کارت و گوشی موبایل وارد بازار شد خیلی گران بود ولی الآن در بقالی سر کوچه و دستفروشی به قیمت کمتر از پنج هزارتومان عرضه می شود!

مواد مخدر آن زمان فقط تریاک بود آن هم خوردنی ولی الآن حشیش، هروئین، کراک و داروهای روان گردان و هزار کوفت و زهرمار بدبخت کننده دیگر!

عروسی ها با ساز و آواز محلی برگزار می شد، ولی امروزه اگر وسایل فوق مدرن موسیقی فراهم نشود به خساست متهم می شویم!

برای رخص در عروسی و جشن ها هرکس مهارت فردی خود را نشان می داد ولی امروزه با مصرف دارو و مواد و مشروب و حرکات مست گونه و دیوانه وار چه هدفی دارند، خدا می داند و بس!

دختر و پسر این قدر بدون حریم و یا با فاصله کم و راحت با هم ارتباط برقرار نمی کردند و ازدواج با ثبات و پایداری همراه بود ولی امروزه به صورت افراطی جاذبه های جنسی اشباع شده و تجردگرایی افزون یافته است!

دوست دختر و دوست پسر معنا نداشت نهایتاً آقاپسری خاطرخواه دختری می شد و بعدش هم به خواستگاری و ازدواج منتهی می شد!

طلاق در خانواده ها کم بود اما امروزه زن و شوهرها به هر دلیلی خیلی راحت مثل کشورهای غربی تصمیم به جدایی می گیرند و بی خیال بچه!

اعتیاد خیلی کم بود ولی امروزه اگر در خانواده ای معتاد نداشته باشیم، حداقل در معرض اعتیاد هستیم!

سواد و تحصیلات حتی سیکل خیلی اهمیت داشت اما امروزه لیسانس بیکار زیاد داریم!

حتی در مرکز استان دانشگاهی نبود ولی در حال حاضر در هر شهرکی از هر نوعش پیدا می شود: آزاد، سراسری، پیام نور، تربیت معلم، پودمانی؛ علمی کاربردی، سما، فنی مهندسی و ... !

نه به آن روزها که پدرسالار و مادرسالار و معلم سالار حاکم بود نه الآن که فرزندسالار و دانش آموزسالاری نوجوان و جوان سالاری به وجود آمده است!

خانه ها ویلایی بود و حیاطش هم بی نهایت ولی الآن آپارتمانی و لانه موشی شده!

مسافر منتظر ماشین بود ولی الآن ماشین ها دنبال مسافر هستند و مسافردزدی هم رواج یافته است!

در منزل خود یک آینه 30×20 هم نداشتیم چه رسد به الآن که آینه ها قدی شده و باز هم راضی نیستسم!

سال آخر متوسطه هم باید به دستور مدرسه موی سر خود را از ته می زدیم ولی الآن خود والدین، مدرسه را زیر سئوال می برند اگر به بچه شان نازک تر از گل بگویند!

مردم خانه و زندگی خود را رها می کردند و به سفر زیارتی می رفتند ولی الآن با نصب دزدگیر هم نمی شود اعتماد کرد!

این همه پیشرفت در طول تاریخ نشان از فکر و اندیشه و برنامه و تلاش بشر دارد و بس و این قصه کماکان ادامه خواهد داشت. لکن از خودمان بپرسیم آیا در انسانیت و اخلاق و دینداری و دیگر امور الهی پیشرفت داشته ایم یا نه؟! انسان برای کمال آفریده شده است چه مادی و چه معنوی. اگر فقط به دنیای چندساله خود اکتفا کنیم، پس آخرت را چه خواهیم کرد؟

بیایید قدر داشته های مان را بدانیم و ممنون پدر و مادر خود باشیم و خدا را شاکر باشیم و از به خدمت گرفتن ابزار تکنولوژی روز در جهت پیشرفت در مسیر آدمیت خود استفاده کنیم و الگویی باشیم برای آیندگان.

نوروز 1391 بر شما مبارک