تصمیم گیری اشتباه در انتخاب رشته

حدوداً 20 سال دانش آموزان در پایان سال اول متوسطه اقدام به انتخاب رشته می کردند و در سال دوم در یکی از رشته های تحصیلی موجود از قبیل شاخه نظری شامل رشته های ریاضی فیزیک، علوم تجربی، علوم انسانی و معارف اسلامی و یا در شاخه های فنی حرفه ای و کاردانش با طیف گسترده رشته های مرتبط در زمینه های صنعت، خدمات و کشاورزی ثبت نام و ادامه تحصیل می دادند و در نهایت دیپلم می گرفتند و ...

این مهم در اوایل بحث نظام جدید با یک مدیر دروس و مشاور دنبال می شد؛ لکن به مرور زمان پست مدیر دروس حذف و فقط مشاور نقش داشت تا این اواخر نقش کلیدی مشاور نیز کمرنگ شد و بالطبع دانش آموزان که در سنین نوجوانی به سر می برند، با انواع مسائل و مشکلات و چالش های متعدد تحصیلی، سازشی، شغلی و خانوادگی مواجه می شدند، بدون حضور فعال مشاوران و یا عدم دسترسی آسان و دلایل دیگر از مشورت با مشاوران بی بهره بودند و برخی از همین دانش آموزان با مشکل عدم انتخاب صحیح رشته تحصیلی برخورد کردند که به ناچار به دلیل مسکن و دوری راه و امور مالی و خانوادگی با ثبت نام در همان مدرسه قبلی مجبور بودند کاری بکنند که دلشان نمی خواهد و یا بر اساس میل و دستور والدین چنین تصمیمی را مجبوراً پذیرفته اند؛ کما اینکه برخی از همین دانش آموزان ترک تحصیل را ترجیح می دادند. و یا با انتقال به مدرسه جدید با تعداد کم رشته ها و عدم توازن در این امر مهم و یا حجم بالای دانش آموزان در یک رشته و کلاس خاص مورد بی مهری مسئولین مدرسه قرار می گرفتند و باید در رشته ای نام نویسی می کردند که دوست نداشتند. با گذر زمان متوجه می شدند که دروس و محتوای مطالب برایشان اهمیتی ندارد و یا سخت است. و یا با نگاه سطحی به دوستان خود به دلیل تحت فشار قرارکرفتن از سوی گروه همسالان متقاضی تغییر رشته بودند. فلذا انگیزه لارم جهت ادامه تحصیل نداشته و ندارند. مثلاً کتاب و دفتر و سایر ملزومات مدریه ای را یا تهیه نکرده اند و یا به همراه ندارند. نیز با تأخیر ورود و غیبت های مکرر به نوعی اعتراض خود را پیگیری می کنند. ...

توصیه ما این است که هنوزم دیر نشده و با یک مشاور تحصیلی مجرب و کاربلد مشورت کرده و تصمیمی عاقلانه تر بگیرید تا رضایت خاطر شما فراهم آید. همچنین سرمایه انسانی کشور ما به هدر نرود. ما اعتقادمان این است که شما دانش آموزان سرمایه اصلی در بخش نیروی انسانی کشور عزیزمان ایران هستید.

سربلندی شما آرزوی ماست...

مراحل میانی ورودی به دانشگاه های کنکور سراسری

امروز پس از حدود ۱۵ روز از زمان انتخاب رشته کنکور سراسری دانشگاهها اولین مراجع که زوج فرهنگی هستند را دیدم که از مشاوره در مرکز ما کاملاً راضی بودند و خبر خوش قبولی فرزندشان در مرحله اول تربیت معلم را اعلام کردند...

قابل ذکر است در این مرحله چند برابر ظرفیت پذیرش دانشگاه تربیت معلم و رشته های خاص دیگر را اعلام کرده و داوطلبان موظف به شرکت در آزمون های مربوطه نظیر آزمون عملی، مصاحبه، گزینش، معاینات پزشکی و ... می باشند

قابل ذکر است داوطلبان و خانواده های آنها باید اصول لازم و مورد نیاز را جهت شرکت در این مراحله از ورودی دانشگاه ها را شناخته و مهارت های مورد نظر را پیدا نموده تا با موفقیت از این مرحله نیز گذر کنند

انتخاب رشته کنکور سراسری

یکی از مهم ترین انتخاب های هر فرد در مسیر زندگی شخصی انتخاب رشته است که معمولاً در دو مرحله اتفاق می افتد: یکی در ابتدای متوسطه دوم که از امسال در کلاس دهم درس می خوانند و قبلاً به اول دبیرستان شناخته می شد و دیگری انتخاب رشته دانشگاهی چه برای کاردانی چه کارشناسی و چه مقاطع بالاتر.

الحمدلله امروزه مسائل و مشکلات چندین سال پیش و یا کمبود امکانات و فقدان رشته های دانشگاهی دو سه دهه قبل را نداریم و بالاخره اکثر بچه ها در دانشگاه پذیرفته می شوند. اما اگر ما می خواهیم که رشته خوبی انتخاب کرده و ادامه تحصیل دهیم، بهترین کار این است که به مراکز معتبر و مشاوران خبره و متعهد مخصوصاً مراکزی که از سوی ادارات آموزش و پرورش دایر می گردد، مراجعه نماییم تا آینده خود را تضمین کنیم.

شاید برخی می خواهند به هر ترتیب فقط بروند دانشگاه. حالا هر رشته ای شد و یا هر دانشگاهی مهم نیست. ولی بعضی رقابت دارند با بقیه در اینکه کدام رشته و یا کدام دانشگاه پذیرفته شوند.

هرساله پس از اعلام نتایج اولیه آزمون سراسری دانش آموزان دبیرستانی و داوطلبان رشته های نظری از قبیل : علوم انسانی- معارف اسلامی- علوم تجربی و ریاضی فیزیک از سوی سازمان سنجش، مراکز متعدد انتخاب رشته در مدارس، مراکز مشاوره، مؤسسات علمی، کانون های کنکور، کلینیک های مشاوره، کافی نت ها و نیز اینترنتی و یا هرجایی که امکان ایجاد و انجام آن باشد، به صورت قارچی شکل گرفته و به فعالیت می پردازند و از این راه پول هنگفتی هم به جیب می زنند. قابل ذکر است که برخی اشخاص و مراکز با ارسال پیام کوتاه، تلفن و تبلیغات در نشریات و به ویژه در سطح شهر و یا توزیع بروشور در بین مردم به ویژه در اطراف مدارس و آموزشگاه ها و درب منازل و فروشگاه ها و ... سعی در جذب و جلب دانش آموزان و اولیای آنها جهت خالی کردن جیب مردم و پرکردن کیسه خود دارند. جالب است بدانید عده ای از بی انصاف ها در پارک ها، زیرپله، قهوه خانه، وسایل نقلیه مثل اتوبوس و مترو و باشگاه و استخر و ... به انتخاب رشته مبادرت می ورزند که هیچگونه تعهدی در قبل امثال ما کنکوری ها ندارند. این در حالی است که مرجع قانونی جهت صدور مجوز و یا کنترل و نظارت بر این گونه مراکز نامشخص بوده و فعالیت آنها کماکان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

پر واضح است که فرایند انتخاب رشته کنکور سراسری به اصول مهمی چون آمار و اطلاعات، تجربه و مهارت، تخصص و تعهد و توجه به علایق داوطلبان و البته دقت به نیاز جامعه و بازار کار و البته کارآمدی مشاوران مجرب و مراکز معتبر دارد. اینکه هرکس شب بخوابد و صبح بیدار شود و با سرنوشت فرزندان و دانش آموزان ما این سرمایه های ملی کشور عزیرمان ایران سرافراز هرطور که بخواهد بازی کند، بسیار کار اشتباهی است. اگر وجدان دارند و اگر خداوند را ناظر بر رفتار خود می دانند و اگر از حق الناس سر در می آورند و اگر آینده فرزندان این سرزمین برای آنها مهم است، هیچ کس بدون داشتن شرایط لازم شخصاً حق انتخاب رشته دانشگاهی برای ما دانش آموزان و داوطلبان و یا همسالان و همکلاسان و بچه های بستگان، دوستان، آشنایان، همسایگان و ... را ندارد و چنانچه شاهد فعالیت افراد غیرمتخصص در این زمینه هستیم، مراتب را در اسرع وقت به مقامات مسئول گزارش دهیم چراکه ''کلکم راع و کلکم مسئول'' همچنین در این زمینه اگر فرزند، یا برادر و خواهر و یا نوجوان کنکوری داریم، نادانسته و یا از سر غفلت عمل نکنیم و فریب تبلیغات فراوان سودجویان که به امر مهم و خطیر انتخاب رشته آگاهی ندارند را نخوریم تا دچار عذاب وجدان نشویم.

امثال ما و همین دانش آموزی که اخیراً پیش دانشگاهی یا سال چهارم را تمام کرده و یا شاید در شرف فارغ التحصیلی است، به صورت رسمی در مدارس و زیر نظر آموزش و پرورش آموزش دیده است و با مشاور مدرسه ارتباط مطلوبی داشته است. فلذا مشاوران دوره دیده و کاربلد آموزش و پرورش بهترین و بالاترین مقام مهم و مؤثر در روند انتخاب رشته کنکور سراسری برای فرزندان این سرزمین بوده و هستند.

یزودی (احتمالاً از اول مرداد) منتظر شما در مراکز انتخاب رشته آموزش و پرورش هستیم

موفقیت، آرامش، سربلندی و رضایتمندی همه جانبه شما آرزوی قلبی و همیشگی ماست...

کنکوری های عزیز خداقوت

از خداوند متعال برای تمام شما دانش پژوهان توفیقات الهی را مسئلت دارم.

به هرحال آزمون نفس گیر کنکور هم تمام شد. حال ما هستیم با یک دنیا امید و آرزو و روزشماری که خیلی هم دیر می گذرد تا اینکه نتایج کنکور اعلام شود و وضعیت خود را مشاهده کنیم. الاایحال دو امکان بیشتر وجود ندارد: یا در مرحله ی اول قبول می شویم و یا در همین مرحله رد.

اگر به شرایط انتخاب رشته رسیدیم که حق انتخاب 100 رشته را داریم، باز با توجه به عملکرد خودمان که عالی ، خیلی خوب ، خوب ، متوسط و یا ضعیف و خیلی ضعیف بوده، می توانیم حدس بزنیم که در کدام دانشگاه و یا در کدام رشته امکان پذیرش ما وجود دارد. رتبه های ما هم از یک رقمی هست تا 6 رقمی. احتمال این هم وجود دارد که داوطلبی با رتبه های بسیار خوب نتواند رشته ی خوبی را که دلخواهش باشد و با توجه به استعداد و علاقمندی و شرایط دیگر انتخاب کند و این مورد را باید با کمک مشاوران ماهر و توانمند و مجرب بررسی نمود تا بعداً مشکلی پیش نیاید. مرحله ی دوم قبولی هم کار آسانی نیست و به علت اینکه 3 برابر ظرفیت اعلام می شود، بنابراین دو سوم ریزش دارند و فقط یک سوم راهی دانشگاه ها می شوند.

بین کنکور تا اعلام نتیجه ی اولیه حدود یک ماه و اندی وقت باقیست. اگر دچار اضطراب و دلشوره شویم و یا با توجه به عملکرد خود و سطح سئوالات و ... دچار افسردگی شویم و یا اینکه دچار ناامیدی و ... شویم کاری پیش نمی رود.

ما که هدف داشتیم و برنامه ریزی کرده بودیم و تلاش هم کردیم و سعی کردیم چیزی کم نگذاریم. هرچند برخی آن طور که باید به اصول کار کنکور چندان واقف نبوده و یا عامل نبودند. هرکه طاووس خواهد جور هندوستان کشد ولی هرکسی خربزه بخورد پای لرزش هم می نشیند.

بهتر است هرچه بوده و هر اتفاقی افتاده را به فال نیک بگیریم و منتظر بمانیم تا نتیجه ی کار خود را ببینیم. آن وقت تصمیم بگیریم که چه کاری درست است. به خودمان استراحت بدهیم. اقداماتی را به عمل آوریم تا خود را از تحلیل جسمی و روحی در آوریم.

دخترخانم ها که برایشان فرقی نمی کند قبول بشوند یا نه، چون مشکل سربازی ندارند. البته در این که هیچ شکی نیست که همگی دوست دارند یک راست بروند دانشگاه انشاءا... اما پسرها اگر قبول نشوند و شرایط اعزام به خدمت مقدس سربازی را پیدا کنند، راهی ندارند جز اینکه بروند دوران آش خوری! آن دسته از داوطلبانی هم که برای اولین بار کنکور داده اند، اگر قبول نشوند چیزی از دست نداده اند، چون فعلاً وقت دارند و می توانند سال بعد با برنامه ریزی و تلاش بیشتری عمل کنند.

با آرزوی موفقیت روزافزون

من و پدرم

چند روزی هست که از مناسبت میلاد مولی الموحدین، امیرالمؤمنین، حضرت علی بن ابیطالب (ع) که به عنوان روز مرد و نیز بزرگداشت مقام پدر نامگذاری شده است، می گذرد. البته تا آنجا که ما می دانیم این گوهر بی نظیر و نایاب در تمام ایام نقش آفرینی می کند و مسئولیت های خود را فراتر از حد انتظار به نحو احسن انجام می دهد تا جای کمبود، ضعفف، نقص و اشکالی نباشد تا احساس شرمندگی کند. ما دست همه پدران را می بوسیم و به مقام آنها ارج و احترام می گذاریم و برای شیرمردان و پدران ارزشمند آرزوی صحت، سلامتی و سرافرازی و برای آن پدران زحمتکشی که دست شان از دنیا کوتاه شده و به سرای باقی شتافته اند، غفران الهی و بهشت خداوندی آرزو داریم.

مناسب دیدیم در این فرصت متنی زیبا را تقدیم کنیم تا تلنگری بر ما باشد تا قدر پدران این دلاورمردان پرکار را بیش از پیش بدانیم. یادمان باشد بر اساس نص صریح قرآن کریم ما حق نداریم به پدر و مادرمان حتی (اف) بگوییم...

من 4 سال دارم : پدرم بهترین است .

من 6 سال دارم : پدرم همه ی مردم را می شناسد .

من 10 سال دارم : پدرم خیلی خوب ، ولی کم حوصله است .

من 12 سال دارم : وقتی کوچک بودم ، پدرم مهربان بود .

من 14 سال دارم : پدرم واقعاً دارد حساس می شود .

من 16 سال دارم : امکان ندارد پدرم با این دوره پیش برود .

من 18 سال دارم : با گذر هر روز ، به نظر می رسد اخلاق پدرم تندتر می شود .

من 20 سال دارم : خیلی سخت است که با پدرم سازش کنم. تعجب می کنم مادرم چطور توانست او را تحمل کند ؟!

من 25 سال دارم : پدرم به هر چیزی اعتراض می کند .

من 30 سال دارم : خیلی سخت است که با پدرم  کنار بیایم .

من 40 سال دارم : پدرم در این زندگی مرا بسیار قانونمند تربیت کرد . من ناچارم همان ها را انجام بدهم .

من 45 سال دارم : سرگردانم ! پدرم چطور توانست همه ی ما را تربیت کند ؟!

من 50 سال دارم : سخت است که در مورد فرزندانم عادلانه نظر بدهم . چقدر پدرم در تربیت و نگهداری ما رنج کشید !

من 55 سال دارم : پدرم دوراندیش بود و برای ما نقشه ها داشت. پدرم منحصر به فرد و مهربان بود .

من 60 سال دارم : پدرم بهترین است .

تمامی آنچه گذشت نیازمند گذر 56 سال -که یک دوره ی کامل است- می باشد تا به همان نقطه ی آغازین در 4 سالگی برگردد .

« پدرم بهترین است »

پس پیش از اینکه وقت از دست برود ، باید نیکی را در حق پدر و مادر ادا کنیم و از خداوند بخواهیم که با فرزندان خود رفتاری بهتر از پدر و مادرمان داشته باشیم .

مترجم: مرضیه چُروم – سایت تبیان (Tebyan.net)

وابستگی روانی سیگار


تاکنون به این نکته ی واقعی دقت کرده اید که برخی افراد همان اول صبحی سیگاری روشن کرده و با اشتهایی فراوان به آن مدام پُ ک می زنند و سرگردانی شان از همان ابتدای روز کاملاً آشکار است؟

تا آنجا که می دانیم مواد مخدر وابستگی جسمی روانی دارد و صد البته که دروازه ی ورودی آن همین سیگار است.

جای بسی تأمل است که سیگار وابستگی کاملاً روانی دارد و اعتیاد به آن واقعاً دردسرساز است.

در آیه ی شریفه ی 195 سوره ی مبارکه ی بقره از کلام وحیانی چنین آمده است:

«وَ لا تُلقُوا بِأَیدیکُم إِلَی التَّهلُکَة» خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید.

این همه اطلاعات و مستندات از طریق رسانه ها و جلسات و همایش ها به مردم ارائه می شود ولی کو گوش شنوا؟ کو چشم شنوا؟

پشت پاکت های سیگار تصویر ریه های سالم و ناسالم به نمایش و البته قضاوت عموم گذاشته شده است! ولی ...

اینکه سیگار سرطان زاست! ولی ...

اینکه بیش از 4000 ماده ی سمی در سیگار وجود دارد! ولی ...

اینکه هر نخ سیگار 10 دقیقه از عمر انسان را کم می کند! ولی ...

و اما یک خاطره ...

شبی یکی از بستگان جوان که سیگاری بود به اتفاق خانواده اش، مهمان خانه ی ما بود که یواشکی و به دور از چشم خانم  و بچه ها سیگاری روشن کرد و شروع کرد به کام گرفتن آن در کنار پنجره ...

من که برخی از تکنیک های علم طب روانی و فشاری را می دانستم، از بابت دلسوزی و خیرخواهی و کمک به وی تصمیم گرفتم تا موضوع را با ایشان مطرح کنم تا بلکه باعث ترک سیگار وی شوم و ...

یارو به جای اینکه سیگار را ترک کند، بعد از آن شب مرا ترک کرد و هرگز به خانه ام نیامد!

آی مردم! فکر می کنید سیگار کشیدن یعنی احساس بزرگی داشتن؟ اگر بزرگی به سیگار است، خدا کند هیچ وقت بزرگ نشوم!

آی نوجوانان! آیا سیگار کشیدن نوعی کنجکاوی است؟ الهی این کنجکاوی ام کشته شود!

آی جوانان! سیگار کشیدن یعنی به استقلال رسیدن؟ الهی هیچ وقت مستقل نشوم!

حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید: اگر انسان از چیزی محروم شود، نسبت به آن حریص تر می شود!

اگر سیگار کشیدن دیگران برای ما حسادت آورده است و یا حرص ما را درآورده است، مطمئن باشیم و البته می دانیم که کاملاً بی مورد است.

بیایید قدر خودمان را بیشتر بدانیم و موجبات بدبختی و فلاکت و بیچارگی و نابودی خودمان را رقم نزنیم!

دوست خوبی که همراه شما باشد

محبت به والدین

قدر خود را بدانیم

زندانی دهان بینی

مصلحت خداوندی

عشق حقیقی

یادمان باشد

هیچوقت این دو جمله رو نگیم:
١)ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخام ببینمت

هیچوقت با این دو نفر همصحبت نشیم:
١)از خود متشکر ٢)وراج

هیچوقت دل این دو نفر رو نشکونیم:
١)پدر ٢)مادر

هیچوقت این دو کلمه رو نگیم:
١)نمیتونم ٢)بدشانسم

هیچوقت این دو کارو نکنیم:
١)دروغ ٢)غیبت

هیچوقت این دو جمله رو باور نکنیم :
١)آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه

*********************************

همیشه این دو جمله رو به خاطر بسپُریم:
١)آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدر و مادر

همیشه دو چیزو به یاد بیاریم:
١)دوستای گذشته رو ٢)خاطرات خوبت رو

همیشه به این دو نفر گوش کنیم:
١)فرد با تجربه ٢)معلم خوب

همیشه به دو چیز دل ببندیم:
١)صداقت ٢)صمیمیت

معلولینی که گفتند ما می توانیم

مسابقات پاراالمپیک امسال باعث شد یکبار دیگر روحیه ورزشکاری و روح المپیک زنده شود.

در المپیک امسال علاوه بر رویدادهای ورزشی که جذابیت خاص خود را دارند، ورزشکارانی حضور داشتند  که سختی ها و محدودیت های ناشی از معلولیت را به فرصتی برای درخشش خود تبدیل کردند. این آشنایی به زندگی ما روح تازه ای می بخشد.

بد نیست خودمان را با برخی از این معلولین مقایسه کنیم  کسانی که واژه (من می توانم) را معنا کردند.

*****

مت استاتزمن Matt Stutzman ورزشکار 29 ساله آمریکایی که بدون داشتن دست، در رقابت های تیر و کمان به کمک پاهای خود شرکت کرده است.

او کمان را به کمک شانه اش می کشد و تیر را با پایش در کمان می گذارد !

 *****

لو دونگ Lu Dong شناگر 20 ساله چینی که در روز اول مسابقات به مدال طلای رشته 100 متر کرال پشت کلاس S6 دست یافت.

او که فاقد هر دو دست است برای حرکت استارت در مسابقات و جهت ثابت ماندن در لبه استخر، حوله ای را که مربیش در دست دارد با دندان های خود محکم می گیرد.

 *****

 ژنگ تائو Tao Zheng شناگر 21 ساله چینی که در روز اول مسابقات به مدال طلای 100 متر کرال پشت کلاس S6 دست یافت.

او که فاقد هر دو دست است برای حرکت استارت در مسابقات و جهت ثابت ماندن در لبه استخر، حوله ای را که مربیش در دست دارد با دندان های خود محکم می گیرد.

 *****

ناتالیا پارتیکا Natalia Partyka ورزشکار 23 ساله لهستانی در رشته تنیس روی میز تک نفره زنان که یکی از شش ورزشکاری است که در طول تاریخ هم در المپیک و هم در پارالمپیک شرکت داشته است.

او در المپیک و پارالمپیک سال‌های آتن ۲۰۰۴ و پکن ۲۰۰۸ نیز حاضر بود و در پارالمپیک هر دو دوره مدال طلا را به گردن آویخت .

 *****

خوان خوزه مندز Juan Jose Mendez دوچرخه سوار 58 ساله اسپانیایی در رشته 1 کیلومتر کلاس C1-2-3 که فاقد دست و پای چپ است.

*******************

دیالوگی در فیلم هوگو بود که می گفت «خدا هرگز کار تکراری نمی کند و هر انسان به منظور خاصی خلق شده که هیچ کس دیگری نمی تواند جایگزین او باشد».

راستی:

چندبار فریادی از درون شما بلند شده که من متفاوتم ؟

چند بار آرزو کردید خود حقیقی تان را که فراتر از معمولی هاست بروز دهید؟

چند بار تصمیم گرفته اید در فلان کلاس شرکت کنید اما  همت نکرده اید؟

چند بار تصمیم گرفته اید کاری را انجام دهید اما تنبلی مانع شد؟

چند بار قصد کردید زندگی خود را تغییر دهید؟

چندبار نتوانسته اید احساسات خود را کنترل کنید و اشتباه خود را تا شکست کامل پیش برده اید؟

چند بار تصمیمات احساسی تان شما را از زندگی عقب انداخته؟

چند بار نتوانسته اید احساسات خود را کنترل کنید و بی جهت عصبانی شده اید؟

در یک کلام  چندبار تصمیم گرفته اید اراده و همت خودرا تقویت کنید؟

این متن برای  تضعیف روحیه شما نیست بلکه فقط خواستم بدانید باید اراده ای آهنین داشته باشید و اهداف خود را در نیمه راه رها نکنید  از هیپنوتیزم استفاده کنید.

بیایید از همین امروز شروع کنیم

خلوت یا غربت

وقتی تنها هستید آن را خلوت خود بنامید نه غربت و بی کسی.

مدیر کنترل رفتار شما خودتان هستید یا ...

در متون روان شناسی و تحقیقات علمی و حتی پرسشنامه ی منبع کنترل اینطور آمده است که معمولاً منبع و مدیر کنترل رفتار هرکسی یا فقط درونی بوده و به خودش مربوط است و یا بیرونی هست که بر اساس شرایط و قوانین موجود و نیز افراد و یا حضور در جمع و جامعه عمل می کند و یا تلفیقی از این دو را با هم توأمان از خود بروز می دهد. علی هذا کودکان و نوجوانان که هنوز به رشد کافی و مرحله ی تفکر صوری و انتزاعی نرسیده اند، از منبع کنترل بیرونی تبعیت می کنند.

این دسته از افراد از بزرگترهایشان حرف شنوی دارند و به دستورات و امر و نهی های آنها پاسخ مثبت می دهند و در صورت تمرد و سرپیچی و یا حتی فراموشی و غفلت و بی توجهی و تنبلی و کسالت در اجابت به خواسته های والدین و مربیان و دیگر مسئولین مرتبط بازخواست شده و احتمال اینکه تنبیه شوند، زیاد است. بنابراین بچه ها غذایشان را می خورند، نظافت فردی و گروهی - خانوادگی را رعایت می کنند، ناخن های خود را کوتاه و تمیز نگه می دارند، مشق هایشان را به موقع می نویسند، تکالیف خود را سر وقت انجام می دهند، به دیگران کمک می کنند، خریدهای کوچک را انجام می دهند، نمایندگی کلاس را با جان و دل می پذیرند، از خیابان با احتیاط عبور می کنند و ... چون می ترسند در صورت اشتباه مؤاخذه شوند و دیوارشان کوتاه خواهد بود و یا امکان دارد از مزایایی محروم شده و یا توبیخ و تنبیه شوند. بنابراین خودشان چندان کنترلی بر رفتار خود بطور مستقل ندارند و به دنبال جلب رضایت دیگران و البته بزرگترهای قابل اعتماد خود هستند. قابل ذکر است که کم نیستند بچه ها و نوجوانانی که رفتار شجاعانه ی «نه گفتن» را بلد نیستند و برخی از بزرگترهای ناجوانمرد خودی و یا بیگانه نهایت سوءاستفاده در ابعاد مختلف را از آنها به عمل می آورند.

اما از سن نوجوانی به بالا در صورتیکه فرد از نظر شخصیتی در موقعیت بچگی خود تثبیت شده باشد، تا روزی که بفهمد، باید تحت نظر دیگران اقدام به کار درست کند و یا برای جلوگیری از اعمال قانون و یا دوری از جریمه های سخت نظیر بازداشت موقت، اتهام قانونی، بازجویی در آگاهی و یا دادگستری، نیز جلوگیری از زندانی شدن و اجرای حد و تعزیرات قانونی و شرعی مجبور می شود تا دست از پا خطایی نکند و این خود سم مهلکی است در تداوم و استمرار زندگی؛ چراکه همیشه فرد و یا افرادی باید باشند و یا قوانینی باید عملی گردد و ... و بالاخره محدودیت هایی باید وجود داشته باشد تا چنین فرد و یا اشخاصی  مانند بقیه ی مردم به زندگی عادی بپردازند و دست از ایجاد مزاحمت برای خانواده، افراد و جامعه بردارند؛ در غیر اینصورت اگر کسی مانع آنها نباشد، به راحتی قانون را زیر پا گذاشته و حتی اصول اخلاقی و انسانی را دور می زنند. با وجود چنین خصایصی فرهنگ شهروندی زیر سئوال می رود و نیز امنیت، اعتماد و آسایش جامعه سلب می گردد.

جهت تفهیم بیشتر به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم که می توانید آنها را در ادامه ی مطلب از نظر بگذرانید:
ادامه نوشته

تحمل رنج و سختی

 

Accept the Pain, Future will be Fruitful

درد (سختی) را قبول کنید، آینده پرثمر خواهد بود


Don't feel the work you are doing is pain, because there will be always a reason for that pain or work.

 

احساس نکنید کاری که می‌کنید رنج است، زیرا همیشه دلیلی‌ برای آن رنج یا کار هست

 
So face the pain, for the pain you face, there will be definitely happiness ahead.

پس با دردش روبرو شوید، دردی که با آن مواجه می شوید قطعاً خوشبختی‌ را به دنبال خواهد داشت

 
"Don't ask for a lighter load, but pray god for a stronger back

از خدا بار سبک تر نخواهید، بلکه برای پشت قوی تر دعا کنید!

ابهاماتی در خصوص انتخاب رشته آزمون سراسری

من نمی دانم چرا امسال - تمام داوطلبان تا جایی که مطلع هستم حداقل - در دوره های تربیت معلم، پیام نور و غیرانتفاعی و حتی نیمه حضوری و بین الملل مجاز شده بودند؟! صرف نظر از پول زیادی که از این راه از داوطلبان مجاز به انتخاب رشته در دوره های پیام نور و غیرانتفاعی و نیز تربیت معلم برای سازمان سنجش جمع آوری می شود، امیدواری کاذبی است که از سوی سازمان رسمی سنجش به داوطلبان علاقمند به تحصیل در تربیت معلم داده می شود.

نیز امکان انتخاب رشته ی مجازی که خود سازمان سنجش برای داوطلبان راه اندازی کرده بود و مبلغ بالایی را کاسب می شد، برای ما علامت سئوال بزرگی است که باید مسئولین بازرسی ذیربط پی گیری نمایند.

همچنین در ایام انتخاب رشته آیا متولی امر کیست که جلوی رشد و گسترش مراکز انتخاب رشته کذایی را بگیرد و این امکان را فقط به مراکز مجازی بدهد که فیلتر و گزینش لازم بر روی آنها صورت گرفته باشد. خوب می دانیم که مرحله ی انتخاب رشته مرحله ی حساسی از زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی داوطلبان است که در صورت راهنمایی و مشاوره های غلط با سرنوشت بچه های ایران زمین بازی می شود.

مشکل دیگری که در مراکز انتخاب رشته با داوطلبان بررسی می شود امکانات رفاهی دانشگاه هاست. متأسفانه بیشتر دانشگاه های کشور از ارائه ی خدمات در این قسمت کوتاهی می ورزند. تصور کنید نوجوان و یا جوانی با هزار امید و آرزو و با تلاش ها و پشتکار خود در رشته ای در دوره ی روزانه دانشگاهی دورتر از محل سکونت خود پذیرفته شود آن وقت برای تغذیه و مسکن خود با مشکلات و دردسرهایی مواجه گردد. اگر قرار بر این بود که برای اسکان خود علاوه بر کرایه ساختمان، جهیزیه ای را نیز با خود ببرد و نوکری خودش را بکند، می رفت دانشگاه آزاد شرکت می کرد و این همه گرفتاری را تحمل نمی کرد! تازه این ها برترین های ما هستند و اگر نخواهیم به این قشر باهوش و توانمند بها بدهیم چه امیدی داریم به ساختن ایرانی آبادتر؟!

اصلاحیه ها و اطلاعیه های امسال نیز خودش دردسرساز شد و این مهم چرا زودتر در دفترچه ی شماره 2 لحاظ نگردیده است، علامت سئوال بزرگی است که مسئولین سازمان سنجش باید پاسخگو باشند تا داوطلبان و خانواده ها و حتی مشاوران مراکز مشاوره ی انتخاب رشته سرگردان نشوند.

دسته بندی پسرها


دسته اول فرهنگ بالا دارند
دسته دوم تحصیلات عالی دارند
دسته سوم اخلاق نیکو دارند


دسته چهارم شخصیت باوقار دارند

دسته پنجم خانواده درست حسابی دارند
دسته ششم شغل شریف دارند
دسته هفتم چهره زیبا دارند
دسته هشتم محبت بی اندازه دارند
دسته نهم صداقت بی ریا دارند
و دسته آخر که هیچ کدوم از موارد بالا رو ندارند ، ماشین مدل بالا دارند!


و ما هم بسیار خوشحال و خرسندیم که خواهران هموطن ما اگرچه با صرف هزینه های هنگفت و میلیونی خود را پلاستیکی می کنند ولی آنقدر کم توقع هستند که از پسران نه تحصیلات و نه شعور و نه احساس و نه شخصیت را طلب می کنند و به جایش فقط و فقط تیکه ای فلز هفتاد میلیون تومانی را می خواهند که مسلماً بدست آوردنش برای پسر ها بسیار آسانتر از کسب معرفت و شخصیت و تحصیلاته!

به سلامتی دخترای ایرانی که خیلی سطح پایین البته از نظر توقع هستند ...

عاطفه و خشم دوست دختر

dos kh 2 ماجرای دوست دختر در ایران (آخر خنده)

دیشب رفته بودم استخر؛ بعد از شنا اومدم لباسامو بپوشم دیدم رو موبایلم ۴ تا میس کاله ۶ تا اس ام اس از دوس دخترم:

اس ام اس ۱: عزیزم چرا زنگ میزنم جواب نمیدی؟

اس ام اس ۲: انگار سرت شلوغه جواب اس ام اس هم نمیدی.

اس ام اس ۳: همین الان زنگ میزنی وگرنه من می دونم و تو …

اس ام اس۴:  آشغال معلوم هست کدوم گوری هستی؟

اس ام اس ۵: تقصیر منه که آدم حسابت کردم کچل زشت با اون مامان چاقت. گمشو برو پیش همون دختر عموی …

اس ام اس۶: راستی اینم میگم که بسوزی منو دوستت حمید دو ماهه با هم هستیم. بای!!

نوابغ کم سن و سال دنیا

آنها با همه هم سن و سال هایشان فرق می کنند؛ زمانی که بیشتر کودکان تازه شروع به راه رفتن، حرف زدن و غذاخوردن می کنند، آنها مسائل پیچیده فیزیک و ریاضی حل می کنند و زمانی که دیگر بچه ها مشغول بازی با همسن و سالان و خوش گذرانی در پارک ها هستند، آنها خودشان را برای رفتن به دانشگاه آماده می کنند. همین موضوع باعث شده است تا نام آنها به عنوان نوابغی استثنایی برایش همیشه در تاریخ ثبت شود.
برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه نوشته

آرایش زنانه ی بعضی آقاپسرها

دختری با ظاهری ساده از خیابان می گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت:

چطوری سیبیلو؟

دختر با خونسردی ، تبسمی کرد و جواب داد:

وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی،

من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه !

نیازمند یکدیگر

مواظب باشيد!!!!

مواظب باشد!

والدین، مربیان و سرپرستان بیشتر مواقع به فرزندان، دانش آموزان و بچه های خود سفارش می کنند که مواظب خود باشید تا مشکلی پیش نیاید.

مطمئناً این امری است که از سر دلسوزی و علاقمندی به زیردستان دائماً سفارش می شود تا در صورت دورشدن از آنها وظیفه ی مراقبت از جان، مال، آبرو و دیگر ارزش های وجودی خود را شخصاً به عهده گیرند.

دیدگاه تجربی بزرگترها حکم می کند که در استقلال بخشی به نزدیکان خود توصیه های ایمنی را شدیداً دنبال کنند و با انتقال ارزش ها و باورهای اساسی درونی و اصیل به مجموعه ی تحت سرپرستی خود، هدف والای تربیتی را جامه ی عمل پوشانده و آنها را ضمن سالم بارآوردن از هر جهت آماده ی قبول مسئولیت زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی نمایند.

آن دسته از افرادی که توصیه های محبت آمیز و دلسوزانه ی بزرگترها را در مسیر زندگی گوش کرده و جدی می گیرند، موفق می شوند به سرمنزل مقصود برسند و بدون حادثه و یا با گرفتاری کمتری امور را پشت سر بگذارند؛ لکن اگر آدم ها از کودکان و نوجوانان دانش آموز تا جوانان دانشجو و حتی میانسالان شاغل و در یک کلام هر انسانی در هر موقعیت مکانی و زمانی و شرایط تحصیلی و شغلی و شخصیتی و با هر وضعیت موجودی گوش به فرمان به حق بزرگترها از والدین و معلمان تا دوستان و بستگان و نیز رسانه های سمعی و بصری و مکتوب مفید و سالم نباشند، معلوم نیست که چه عواقب سخت و هولناکی در انتظار آنان خواهد بود!

آسیب های اجتماعی، حوادث غیرقابل پیش بینی، اتفاقات قابل مشاهده ی طبیعی، بیماری های جسمی، اختلالات روحی- روانی، درگیری ها، تجاوز به حقوق، مردم آزاری ها و ... از جمله آفت هایی هستند که درصد بالایی از افراد بدبخت و بیچاره را گرفتار می کند.

مصداق های بارزش به شرح زیر فهرست می گردد. شما هم توجه کنید ببینید که آیا یک، دو و یا چندتا و یا تمام اینها برای شما آشنا نیست؟ از چه کسی شنیدید؟ چه وقت بود؟ کجا بود؟ لازم بود یا نه؟ چه دلیلی داشت؟

بچه جون!

كودك من!

نوجوون من!

جوون من!

پسرم!

دخترم!

دانش آموز عزيز!

دانشجويان گرامي!

مواظب باش نسوزی

مواظب باش زمین نخوری

مواظب باش تو چاله ی آب نیفتی

مواظب باش دیوار رو سرت خراب نشه

مواظب باش وسایل پرتابی به سرت نخورده

مواظب باش برق نگیره تو رو

مواظب باش سگه گازت نگیره

مواظب باش تو دریا غرق نشی

مواظب باش گاز خفت نکنه

مواظب باش چاقو دستتو نبره

مواظب باش پرده ی گوشت سوراخ نشه

مواظب باش چشات کور نشن

مواظب باش دندونات خراب نشن

مواظب باش دست و پات زخمی نشن

مواظب باش میخ و سوزن تو دست و پات فرو نره

مواظب باش چکش نخوره به انگشتات

مواظب باش حیوونای وحشی بهت حمله نکنن

مواظب باش لباساتو با قیچی و تیغ نبری

مواظب باش داری ناخن می گیری

مواظب باش به تلویزیون زیادی نزدیک شدی

مواظب باش رنگ به لباست نپاشه

مواظب باش گردوغبار وارد چشم و دهانت نشه

مواظب باش دست و پات لای در گیر نکنه

مواظب باش از خیابون داری رد می شی

مواظب باش پله ها رو داری بالا میری یا پایین میای

مواظب باش لباساتو کثیف نکنی

مواظب باش وقتی ظرفا رو داری می شوری

مواظب باش وسایلت گم نشن

مواظب باش از کیف و جیبت دزدی نکنن

مواظب باش کسی از ورقت تقلب نکنه

مواظب باش موبایل و کامپیوترت رو حک نکنن

مواظب باش استخون ماهی تو گلوت گیر نکنه

مواظب باش سوار ماشین غریبه ها و شخصی نشی

مواظب باش به رفقات باج ندی

مواظب باش انحراف به چپ نکنی

مواظب باش عکس و فیلم شخصی و خونوادگیت لو نره

مواظب باش هرجایی نری

مواظب باش پولاتو بیخودی خرج نکنی

مواظب باش دوس دختر و یا دوس پسر فقط یه بازیه اونم از نوع مخ زنی و دور شدن از مسیر زندگی و نهایت بدبختی

مواظب باش مزاحم تلفنی نداشته باشی

مواظب باش با هرکی قرار نذاری

مواظب باش با نامحرم خلوت نکنی

مواظب باش دست نامحرم بهت نخوره

مواظب باش با این سر و وضه و آرایش و لباسی که تنته، جلب توجه می کنی و کاملن مورد تأیید شیطونی

مواظب باش یارو دورت نزنه

مواظب باش ازت سوءاستفاده ی جنسی نکنن

مواظب باش مریض نشی

مواظب باش به موقع به مدرسه، دانشگاه و محل کارت برسی

مواظب باش درس و تکالیفتو به موقع حاضر کنی

مواظب باش نمرت کم نشه

مواظب باش تصادف نکنی

مواظب باش موتور و ماشین بهت نزنن

مواظب باش لباس به اندازه ی کافی بپوشی

مواظب باش پرخوری نکنی

مواظب باش از بالای درخت و ساختمون پایین نیفتی

مواظب باش دست و پات نشکنه

مواظب باش وسایل رو نشکونی

مواظب باش بدقواره نشی

مواظب باش با کیا بروبیا داری

مواظب باش ندزدنت

مواظب باش امانتیا رو سالم نیگرداری تا برشون گردونی

مواظب باش بابا، مامان و مدیر و ناظم و معلم تنبیت نکنن

مواظب باش غذا رو شور کردی

مواظب باش آب، شیر، چای و غذا رو ریختی

مواظب باش به اموال مردم آسیب نرسونی

مواظب باش...

ادامه نوشته

یادش بخیر

یاد آن روزها بخیر!

در این پست می خواهیم نگاهی گذرا داشته باشیم به گذشته و آنها را با زمان فعلی مقایسه نماییم. قصدمان این است که ممنون داشته های خود باشیم و اینکه:

دیگران کاشتند ما خوردیم          ما هم نیز باید بکاریم تا دیگران بخورند.

اگر شما هم موافقید ادامه می دهیم. باشد که خداوند رحمان از همه ما راضی باشد.

آن روزها و این روزها:

روشنایی خانه ها چراغ گردسوز نهایتاً چراغ زنبوری بود نه الآن که نور مخفی داریم!

سیلندر گاز نبود چه رسد به گاز شهری!

آب را باید در ظرف های مخصوص پلاستیکی و یا فلزی از چشمه با دوش و دست حمل می کردند نه مثل الآن که لوله کشی شده!

در خانه ها یخچال نفتی هم نداشتند چه رسد به الآن که چندتا از نوع بدون برفک و ایستاده و ویترینی و فریزر داریم!

لباس ها را باید با دست داخل تشت و یا رودخانه می شستند نه مثل الآن که اگر لباسشویی نداشته باشیم واویلاست!

راه مردم شن و ماسه ای هم نبود چه رسد به آسفالته!

دریغ از تلفن چه رسد به گوشی بی سیم و یا موبایل آن هم چندتا خط و گوشی!

بخاری خانه ها هیزمی و پیشرفته اش نفتی بود نه الآن که شومینه و شوفاژ گرمابخش است!

گرمای تابستان را حتی در مزارع و محل کار نهایتاً با بادزن دستی و خیس کردن لباس تحمل می کردند نه الآن که کولر و فن کوئل کارساز است!

فرش خانه ها حصیر و مدرنش جاجیم و گلیم و نمد و نهایت موکت بود نه اینکه در حال حاضر فرش های ماشینی و دستی جایش را گرفته است و یواش یواش داریم می رویم به سوی فرش های ابریشمی!

برای انجام تکالیف مدرسه باید چمپاتمه می زدیم و دست ها را به زمین تکیه می دادیم و آرنج های مان زخمی می شد نه الآن که میز تحریر داریم!

کیف مدرسه ما پلاستیک و یا کش شلوار بود نه مثل الآن که هر سال یک کوله پشتی می خریم!

دستشویی خانه ها چندین متر از خانه فاصله داشت نه اینکه در حال حاضر دسشویی ها داخل هر خانه است و آرام آرام دارد دوتا می شود یکی سنتی یکی هم فرنگی!

حمام خانگی نداشتیم و هفتگی یا باید خود را در تشت می شستیم و یا نهایتاً به حمام شهر می رفتیم نه اینکه الآن روزی چند بار در خانه خود دوش می گیریم!

تلویزیون نداشتیم حتی سیاه و سفید چه رسد به الآن که هر اتاقی یک هست آن هم از نوع رنگی و ال سی دی و ال ای دی و پلاسما و ...!

یک جفت کفش می خریدیم از این عید تا عید بعد ولی الآن برای هر جایی و هر کاری یک جفت مجزا داریم!

اگر جایی از لباس مان پاره می شد، روفو می کردیم و کوک و بخیه و حتی وصله می زدیم ولی الآن با کوچکترین نقص آن را دور می اندازیم!

ایام عید تکلیف نوروزی داشتیم و بعد از سیزده بدر باید به معلم خود تحویل می دادیم ولی الآن همه معترض هستیم که ای بابا پس دیگر چه تعطیلاتی!

برای ثلث دوم تا 28 اسفند امتحان داشتیم ولی الآن دانش آموزان یک هفته تا 10 روز شاید هم بیشتر از رفتن به مدرسه سر باز می زنند و بدعت بدی در حال شکل گیری است!

در فضای باز بازی می کردیم ولی الآن خزیدیم کنج خانه ها و پناه برده ایم به دستگاه های آتاری که از مد افتاده، سونی، سگا، پلی استیشن، ایکس باکس و خیلی ها هم بازی های کامپیوتری!

آن روزها که سیم کارت و گوشی موبایل وارد بازار شد خیلی گران بود ولی الآن در بقالی سر کوچه و دستفروشی به قیمت کمتر از پنج هزارتومان عرضه می شود!

مواد مخدر آن زمان فقط تریاک بود آن هم خوردنی ولی الآن حشیش، هروئین، کراک و داروهای روان گردان و هزار کوفت و زهرمار بدبخت کننده دیگر!

عروسی ها با ساز و آواز محلی برگزار می شد، ولی امروزه اگر وسایل فوق مدرن موسیقی فراهم نشود به خساست متهم می شویم!

برای رخص در عروسی و جشن ها هرکس مهارت فردی خود را نشان می داد ولی امروزه با مصرف دارو و مواد و مشروب و حرکات مست گونه و دیوانه وار چه هدفی دارند، خدا می داند و بس!

دختر و پسر این قدر بدون حریم و یا با فاصله کم و راحت با هم ارتباط برقرار نمی کردند و ازدواج با ثبات و پایداری همراه بود ولی امروزه به صورت افراطی جاذبه های جنسی اشباع شده و تجردگرایی افزون یافته است!

دوست دختر و دوست پسر معنا نداشت نهایتاً آقاپسری خاطرخواه دختری می شد و بعدش هم به خواستگاری و ازدواج منتهی می شد!

طلاق در خانواده ها کم بود اما امروزه زن و شوهرها به هر دلیلی خیلی راحت مثل کشورهای غربی تصمیم به جدایی می گیرند و بی خیال بچه!

اعتیاد خیلی کم بود ولی امروزه اگر در خانواده ای معتاد نداشته باشیم، حداقل در معرض اعتیاد هستیم!

سواد و تحصیلات حتی سیکل خیلی اهمیت داشت اما امروزه لیسانس بیکار زیاد داریم!

حتی در مرکز استان دانشگاهی نبود ولی در حال حاضر در هر شهرکی از هر نوعش پیدا می شود: آزاد، سراسری، پیام نور، تربیت معلم، پودمانی؛ علمی کاربردی، سما، فنی مهندسی و ... !

نه به آن روزها که پدرسالار و مادرسالار و معلم سالار حاکم بود نه الآن که فرزندسالار و دانش آموزسالاری نوجوان و جوان سالاری به وجود آمده است!

خانه ها ویلایی بود و حیاطش هم بی نهایت ولی الآن آپارتمانی و لانه موشی شده!

مسافر منتظر ماشین بود ولی الآن ماشین ها دنبال مسافر هستند و مسافردزدی هم رواج یافته است!

در منزل خود یک آینه 30×20 هم نداشتیم چه رسد به الآن که آینه ها قدی شده و باز هم راضی نیستسم!

سال آخر متوسطه هم باید به دستور مدرسه موی سر خود را از ته می زدیم ولی الآن خود والدین، مدرسه را زیر سئوال می برند اگر به بچه شان نازک تر از گل بگویند!

مردم خانه و زندگی خود را رها می کردند و به سفر زیارتی می رفتند ولی الآن با نصب دزدگیر هم نمی شود اعتماد کرد!

این همه پیشرفت در طول تاریخ نشان از فکر و اندیشه و برنامه و تلاش بشر دارد و بس و این قصه کماکان ادامه خواهد داشت. لکن از خودمان بپرسیم آیا در انسانیت و اخلاق و دینداری و دیگر امور الهی پیشرفت داشته ایم یا نه؟! انسان برای کمال آفریده شده است چه مادی و چه معنوی. اگر فقط به دنیای چندساله خود اکتفا کنیم، پس آخرت را چه خواهیم کرد؟

بیایید قدر داشته های مان را بدانیم و ممنون پدر و مادر خود باشیم و خدا را شاکر باشیم و از به خدمت گرفتن ابزار تکنولوژی روز در جهت پیشرفت در مسیر آدمیت خود استفاده کنیم و الگویی باشیم برای آیندگان.

نوروز 1391 بر شما مبارک

لباس هدیه آسمانی 6

یک خاطره تلخ دیگر: روزی داخل نمایشگاهی شدم که فقط و فقط پوشاک خانم ها را عرضه می کرد. جالب است بدانید که هم صاحب فروشگاه و هم کارگران همگی مردان جوانی بودند که سخت مشغول فعالیت بودند. اولاً این پسرها آنقدر آقا بودند که نگو و نپرس؛ در ارتباط اجتماعی و تبلیغات و مخ زنی خانم ها و حتی همراهان مذکرشان فوق العاده بودند، زمانی هم که مانتو و یا شلوار مورد نظر توسط خانمی انتخاب می شد، حسب دستور خریدار که باید تنگ و اندامی و کوتاه و یا هرگونه تغییر دیگری به عمل می آمد، به شکلی کاملاً ماهرانه سوزن ته گردها را در جای مخصوص فرو می کردند. کنجکاوانه به سراغ صاحب فروشگاه - که چه عرض کنم بنگاه سوء استفاده- رفتم و محترمانه و متعصبانه اعتراض کردم. می دانید چه جوابی داد؟ او بی شرمانه گفت: ما که نمی خواهیم فلان کار را با آنها انجام بدهیم!!!!! تازه این آقایان کارشان را بلدند و توجیه هستند که به اندام آنها کاری نداشته باشند! (یعنی می شود؟) ما چه کار داریم که اینها کی هستند ما فقط می خواهیم با فروش اجناس خود سود کنیم. تز او هم این بود که با ارزان فروشی، فروش بیشتر و در نهایت سود بیشتری عایدمان می شود. این هفت هشت نفر فروشنده هم حدود 20 الی 30 ساله بودند و همگی مجرد. در اصل روانشناسی هم برخی از خانم ها از طریق مراودات خود با جنس مخالف به آرامش درونی بیشتری می رسند که در این مورد به وضوح دیده می شود.

لباس هدیه آسمانی 5

  و اما یک نکته دیگر اینکه طراحان و تولیدکنندگان و عرضه کنندگان پوشاک و لباس، هر روز حریص تر از دیروز دنبال ارائه مدل جدیدتری هستند تا به هر نحو شده علاوه بر کنترل بازار و و ارائه مد روز به امرار معاش خود از طریق خالی کردن جیب مردم همت گمارند. تبلیغ رنگ سال، ارائه و گسترش مدل جدید، استفاده از نام پرآوازه برخی کشورها در اثبات کیفیت و مرغوبیت کالا، ارائه نوبرانه گران قیمت و بعد ارزان فروشی، اجرای طرح حراج با عنوان تغییر شغل و ... همه و همه بر اساس فکر و نقشه و فرهنگ پوچ استعمار جهانی و استثمار نسل جوان و نوجوان و در یک جمله انحراف انسان از حریم انسانیت می باشد. البته بنده نوعی به هیچ وجه از پوشش زیبا و تزیین جسم با پوشاک مناسب و مفید متنفر نبوده و نیستیم، لکن اسراف کاری ما و هزینه های بی مورد در زمینه پوشاک، گریبانگیر بیشتر مردم شده طوری که حسودی و چشم و هم چشمی مزید بر علت شده است. اگر پول ندارم هرطور شده تهیه می کنم و لباس دلخواه خود را می خرم. اگر خود را با دیگران قیاس بکنم، راه می افتم و بهتر از آنی را که به تن آنهاست، انتخاب می کنم و ...

یک خاطره: یکی از آشنایان پس از مراجعت از کلانشهر دردندشت تهران به وطن آبا و اجدادی خود زد به کار بوتیک لباس. اوایل که برای جذب مشتری باید با سود خیلی کم شروع می کرد. یواش یواش مشتریان شروع کردند به سفارش طرح و مدل و رنگ و نوع کالا. می گفت اگر دیروز شلوار دم پا ریش سفارش می داد، فردا دنبال دم پا زیپی بود. اگر دامن 8 ترک می خواست، هفته بعد دنبال 16 ترک بود و ... بالاخره از همین طریق ورشکست شد چراکه اجناس خریداری شده رو دستش باد می کرد و مدل قدیمی هم مشتری نداشت.

امروزه بسیاری از بوتیک های لباس فروشی فقط به تهیه و فروش لباس هایی می پردازند که مشتری پسند روز دارد و آن دسته از افراد که به دنبال لباس های مناسب و ارزشی هستند، جهت رفع نیاز خود باید به خیاطی ها مراجعه کنند که چون سفارشی است برای خریداران گران تمام می شود. راستی هیچ فکر کرده ایم که مدل های بی کیفیت روز و به ظاهر قشنگ، با چه هدفی تهیه و توزیع می شوند؟

تن آدمی شریف است به جان آدمیت                    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر مخصوصاً برای خانم ها شلوارهایی تولید می کنند که به ظاهر به شکل دو تا دامن است و حجم و اندازه ساق و ران پای شان به علت بدن نما بودن پارچه، از دور جهت تماشا بدون هزینه در اختیار علاقمندان قرار می گیرد، به چه منظوری است؟ اگر کفش و یا مخصوصاً کتانی تولید می شود که با انواع و اقسام طراحی ها به مقدسات دین اسلام توهین می شود، چه هدفی را دنبال می کنند؟ اگر مانتویی عرضه می شود که علاوه بر کوتاهی و تنگی و کشی و بدن نما بودن، یقه شان را تا بین دو سینه چاک می دهند، برای چیست؟ اگر شرتی دوخته می شود که آرم های متعدد ضدبشری مخصوصاً از پشت تماشایی است، به چه منظوری است؟ هدف از  فروش روسری ها و شال های کوتاه و بدن نما چیست؟ تولید و عرضه انبوه پوشاک اندامی با چه اهدافی صورت می گیرد؟ ایجاد نمایشگاه های عرضه لباس های زیر و به ویژه مخصوص خانم ها آن هم توسط آقایان چه چیزی را به ذهن متبادر می کند؟ و دهها سئوال و معمای حل نشده و بی پاسخ دیگر.

بهتر است برای تهیه پوشاک خود کمی دقیق و نکته سنج و تیز بین باشیم.

مکالمه ای کوتاه با خداوند!

عرض کردم: خدایا از همه چیز و همه کس دلگیرم...

فرمود: حتی از من؟


گفتم: خدایا دلم را ربودند...

فرمود: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری...

فرمود: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنهاترینم...

فرمود: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم...

فرمود: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم...

فرمود: بیش از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگو من...

فرمود: من توام ، تو من ! ...

لباس هدیه آسمانی 4

خانم ها عاطفی اند و دنبال جلب توجه و رعایت زیبایی که خداوند خودش زیباست و زیبایی را دوست دارد و این یعنی جمال خدا ولی آیا جلال ندارد که باید آنقدر ابهت داشته باشد که مورد سوءاستفاده قرار نگیرد؟ خانم ها نازند و از جنس خدایند ولی امان از آن روزی که خانم ها با زبان بی زبانی نیاز خود را مطرح کنند! از خانم هایی که رعایت پوشش ظاهر را نمی کردند تحقیق به عمل آمد و بیشترشان این مفهوم که با این کار خود دنبال جذب مشتری هستند و یا دنبال انتقام جویی و کامجویی جنسی هستند را رد کردند؛ لکن به نظر می رسد که با جهل خود، غفلت غیر همجنس را تحریک کرده و باعث ایجاد زمینه های چشم چرانی و فساد می شوند.

بیشتر آقایان، جنس مؤنث را به چشم سکس می بینند و از طریق ایجاد رابطه با خانم های به ویژه از جنس پوشش های نامناسب، دنبال کامجویی جنسی اند. قابل ذکر است که آقایان هم زیبایی را دوست دارند اما نیازمندند و کاملاً چه به صورت تحقیقات علمی و چه به صورت تجربی اثبات شده است که با متلک گویی در کوچه و خیابان، پرسه زدن بر سر راه رفت و آمد خانم ها در راه مدرسه و دانشگاه و بازار، چشم چرانی و برانداز کردن پشت و روی خانم ها، تماس های مزاحمی از طریق تلفن، موبایل، چت، اینترنت و ... دنبال ارضای نیازهای شیطانی جنسی خود هستند. راستی مگر به مردان در مورد چشم سفارش نشده است؟!

البته نیاز جنسی مثل بقیه نیازهای اولیه انسان ها می بایست برآورده شود؛ اما از چه راهی؟ در یک مطلب ارزشمندی مطالعه کردم که معلمی به شاگردان خود توصیه کرده بود در شغل خود شرافت داشته باشید و حتی اگر دزد شوید و از دیوار خانه ای بالا رفتید و زن و یا دختری را با حالت پوشش راحت در منزلش یافتید، به هیچ وجه هوس تجاوز به او نکنید چراکه شما دنبال دزدی بودید نه تجاوز جنسی.

بازم بیاین تا بالاخره به یه نتیجه ای برسیم. باشه!

لباس هدیه آسمانی 3

در صدر اسلام از طرف خداوند این ندا آمد که خانم ها دستار و یا بعبارتی روسری خود را بر گردن و سینه خود بگذارند و حالت مقنعه داشته باشد. به مقدسات قسم که اسلام دین ساده و راحتی است و دستوراتی که برای سعادت بشر صادر گردیده، تماماً قابلیت اجرا دارد. با توجه به چند لایه بودن پوشش مردم در صدر اسلام در شبه جزیره گرم و سوزان عربستان که از امکانات امروزی در آن زمان نه تنها در سرزمین وحی بلکه در سراسر دنیا خبری نبود، لکن احساس گرما و خفگی به آنها دست نمی داد؛ اما متأسفانه امروزه این مردم فانتزی بعضاً از خدا بی خبر، برای خلاصی از شر گرما یا لباس خیلی کم و نازک و نصف و نیمه ای به تن می کنند و یا پوششی دارند که من شرم دارم از بیان این نکته که اسم آن را لباس بگذارم.

در قسمت آقایان تی شرت هایی مدل شده که بیشتر کشی و پلاستیکی بوده و در هر صورت بخش هایی از پوست بدنشان در معرض دید دیگران قرار می گیرد. نیز شلوارهایی به تن می کنند که فاق کوتاه است و اگر سر استخوان های لگن آدمی برآمده به بیرون نباشد، خیلی راحت می افتد و یا با یک تلنگر پایین کشیده می شود و متأسفانه در اثر خم شدن نزدیک است که عورت پشتی آنها حتی مورد سوءاستفاده قرار گیرد. از طرفی شلوارهای جین مد شده و اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان و جوانان فقط و فقط دنبال پوشش های جهانی هستند و حتی بعضاً گزارش هایی دریافت می گردد مبنی بر اینکه دامادها در عروسی خود از پوشیدن کت و شلوار ابا می ورزند و مدل اسپرتی می زنند.

در قسمت بانوان هم که پوشش فرم مدرسه فقط برای مدرسه است و بس و جهت بیرون رفتن و شرکت در مهمانی و مراسم و عروسی و ... مدل های مختلفی به تن می کنند. از بابت روسری که تبدیل به شال های تقریباً ده سانتی رنگارنگی شده است و اگر تار موهای خود را از ناحیه جلو و طرفین با انواع و اقسام آرایش ها و مدل ها بیرون ندهند و بر صورت خود افشان نکنند و هر دقیقه صد بار با آن ور نروند که نمی شود اسم خود را جوان امروزی بگذارند و از ناحیه پشت گردن هم باید رنگ پوست کاملاً بدون مزاحمت مو در معرض دید باشد و هر از گاهی با دست کشیدن به پشت سر از نمایان بودن گیره مو و آویزهای آن و پشت گردن اطمینان حاصل می شود. گوشواره های رنگ وارنگ هم باید کاملاً مشهود باشد. و هرکس که بتواند چه به صورت طبیعی و چه به صورت انواع بتونه کاری های آرایشی، روشنی و صافی بیشتری به پوست صورت و گردن و پشت گردن بدهد جلب توجه کنندگی بیشتری داشته و باعث جلب مشتری بیشتری می گردد؛ وگرنه قدیمی و خشک و خارج از محدوده تلقی می گردد. مانتوها هم انگاری قبل از شستشو، آب رفته و کوتاه شده است و این روزها که دیدند دیگر از این کوتاه تر امکان ندارد مدل از بغل و از دیگر قسمت ها شروع کردند به جمع کردن آن طوری که برخلاف دستور اسلام اندام های زن هم قابل دید و تصور و نقاشی برای جوانان می باشد از بابت اندازه و رنگ و مدل آن. سفارش بر این است که بانوان باید طوری بپوشند که برجستگی ها و فرورفتگی های اندام ظریف و لطیف شان از دیدگان نامحرمان و حتی هم جنسان بولهوس مخفی بماند. به جز پاها و دست ها و صورت، بقیه اعضای بدن خانم ها باید پوشانده شده باشد.

خسته نباشی بازم بیا دنبالشو بوخون