یاد بگیرید چگونه بیاموزید

دانستن مؤثرترین راه برای یادگیری است.

راه شما برای یادگیری مؤثر مستلزم شناخت موارد زیر است:

  • خودتان
  • توانایی شما برای یادگیری
  • روشهای موفقیت آمیزی که در گذشته از آن استفاده کرده اید
  • علاقه و دانش قبلی‌تان نسبت به موضوعی که قصد یادگیری آن را دارید
  • شاید یادگیری فیزیک برای شما آسان باشد اما یادگیری تنیس غیر ممکن و یا برعکس این

به طور کلی راه یادگیری پروسه ای است که به گام های مشخصی تقسیم می شود.

چهار گام برای یادگیری

راه یادگیری خود را با چاپ و پاسخ دادن به سوالات زیر آغاز کنید و بعد استراتژی یادگیری خود را با توجه به پاسخها و مهارتهای یادگیری دیگری که به آن خواهیم پرداخت طرح ریزی کنید.

با گذشته شروع کنید

چه تجاربی درباره نحوه یادگیری خود دارید؟

  • آیا خواندن را دوست دارید؟ حل مسائل؟ حفظ کردن؟ از بر خواندن؟ تجزیه و تحلیل کردن؟ مباحثه کردن؟ به کدامیک بیشتر علاقه مندید؟
  • آیا خلاصه کردن مطالب را بلدید؟
  • پرسیدن سوال درباره مطالبی که مطالعه کردید را چه؟
  • مرور کردن؟
  • دسترسی پیدا کردن به اطلاعات از منابع مختلف؟
  • مطالعه در خلوت و یا در گروه؟
  • زمان مطالعه شما باید طولانی باشد و یا به چند زمان کوتاهتر تقسیم شود

عادتهای مطالعه شما چیست؟

- چگونه این عادتها به وجود آمده اند؟

- کدامشان خوب است و کدامشان بد؟

- چگونه می توانید مطالبی را که یاد گرفته اید به بهترین وجه ارزیابی کنید؟

- از طریق یک امتحان کتبی؟ یک رساله کوتاه؟ و یا یک مصاحبه؟

پرداختن به زمان حال

چقدر به این مطلب علاقه مندم؟

چقدر زمان می خواهم صرف یادگیری این مطلب کنم؟

آیا شرایط محیطی مناسب هستند؟

چه چیزهایی در کنترل من هستند و چه چیزهایی خارج؟

آیا می توانم برخی شرایط نامناسب را تغییر دهم؟

چه چیزی باعث می شود تا من خودم را وقف یادگیری این مطلب کنم؟

آیا من برنامه خاصی دارم؟ آیا برنامه من با توجه به تجارب گذشته و سبک مطالعه ام تنظیم شده است؟

توجه به چگونگی فهم موضوع اصلی

عنوان مطلب چیست؟

نکات کلیدی قابل توجه کدام هستند؟

آیا من این نکات را متوجه می شوم؟

از قبل چه چیزهایی در مورد این مطلب می دانم؟

آیا موضوعات مرتبط با آن را می دانم؟

چه نوع منابع و اطلاعاتی به من کمک خواهد کرد؟

آیا برای دستیابی به اطلاعات تنها به یک منبع(مثلا کتاب درسی) اکتفا خواهم کرد؟

آیا به جستجو برای یافتن منابع اضافه نیاز دارم؟

وقتی که مطالعه می کنم، آیا از خودم می پرسم که آیا متوجه مطلب شده ام؟

آیا باید سریعتر پیش بروم و یا آهسته تر؟

وقتی که مطلبی را متوجه نمی شوم، آیا از خودم می پرسم چرا؟

آیا مطالعه را متوقف کرده و مطلب را خلاصه می کنم؟

آیا مطالعه را متوقف کرده و از خودم می پرسم که آیا ادامه آن منطقی است؟

آیا مطالعه را متوقف کرده و روند آن را ارزیابی می کنم(مثبت/منفی)؟

آیا من قبل از ادامه مطالعه به زمانی برای فکر کردن در مورد مطلب نیاز ندارم؟

آیا من برای پردازش و جا افتادن مطلب در مغزم نیاز به مباحثه با هم آموزانم را ندارم؟

آیا من به یک فرد موثق مثل معلم، کتابدار و یا متخصص آن رشته نیاز ندارم؟

مرور و بازبینی

آیا درست عمل کردم؟

چه کارهایی را بهتر می توانستم انجام دهم؟

آیا برنامه من با نقاط ضعف و قوت من همخوانی داشت؟

آیا شرایط صحیحی را انتخاب کردم؟

آیا برنامه ام را کامل اجرا کردم؟ منضبط بودم؟

آیا به موفقیت رسیدم؟

آیا موفقیتم را به فال نیک گرفتم و خودم را تشویق کردم؟

نقش مشاور در مدرسه 2

اکنون می خواهیم به بررسی دقیق تر راه هایی که مشاور مدرسه می تواند به شما کمک کند، بپردازیم:

آیا در مدرسه نیازی به کمک و راهنمایی مشاور هست یا نه؟

·        بدون شک رشته ها و واحدهایی که انتخاب می کنید و نمراتی که در امتحانات درس ها می گیرید، در تحصیلات بعدی و شغل آینده ی شما نقش مؤثری دارند.

·        مشاور به شما کمک می کند تا مناسب ترین رشته تحصیلی و واحدهای درسی را با توجه به هدف ها، نیازها و توانایی های خود، انتخاب نمایید.

·        مشاور به شما کمک می کند تا برای کسب نمرات و رتبه های بالاتر، روش های مطالعه، عادات مطالعه و مهارت های خواندن و نیز انگیزه های یادگیری خود را بهبود بخشیده و در صورت لزوم تغییر یا حذف برخی واحدهای درسی را به شما توصیه می کند.

·        در صورتی که بین شما و معلمی اختلاف نظر پیدا شود و نیاز به یک گفتگوی کوتاه باشد، مشاور به صحبت های هر دو نفر گوش کرده و کمک می کند تا نظرات یکدیگر را بهتر درک کرده و آسان تر به توافق برسید.

آیا در زندگی شخصی خود نیاز به کمک دارید؟!

اگر مایل باشید می توانید درباره ی موضوعات زیر با مشاور صحبت کنید:

·        خودانگاری:

آیا شما تصوری که از خود دارید، همان تصوری است که دیگران از شما در ذهن خود دارند؟ چگونه می توانید متکی به خود باشید و خود را آن گونه که هستید، به دیگران بشناسانید؟

·        احساسات و عواطف:

شما ممکن است در مورد برخی احساسات خود مثل شرم، ترس، تنهایی و یا خشم نگرانی داشته باشد. در این گونه موارد صحبت با مشاور، راه رهایی از آنها را برای شما آسان تر می کند.

·        روابط مناسب:

آیا با هم کلاسی ها و هم سالان خود روابط مناسبی دارید؟ اگر ندارید، چرا؟ آیا می خواهید دنباله رو دیگران باشید؟ یا دیگران دنباله رو شما باشند؟ و ...

·        عادت های ناپسند دیگران:

گاهی عادات ناپسند هم کلاسی ها و دوستان همچون دروغ گفتن، تهمت، دعوا و ... برای شما مزاحمت ایجاد می کند، اما می ترسید در صورت مخالفت با آنها، دوستان خود را از دست بدهید. مشاور در انتخاب راه های مناسب برای مقابله با این گونه مشکلات به شما کمک می کند.

در صورتی که شما نسبت به احساسات، عواطف، دانش، استعدادها، مهارت ها و توانایی های خود شناخت پیدا کنید، می توانید هم استقلال خود را حفظ کرده و هم روابط دوستانه ای با دیگران داشته باشید.

آیا برای حل مشکلاتی که در خانه و خانواده برای شما پیش می آید، به مشاور نیازی دارید؟!

مثلاً:

·        گاهی با خود فکر می کنید که پدر و مادرتان شما را به درستی درک نمی کنند و با شما مثل بچه ها رفتار می کنند، و یا گاهی بی توجهی آنها شما را آزار می دهد.

·        گاه والدین تان بیش از اندازه برای درس، مدرسه و نمره های شما نگران هستند و از این رو شما را زیر فشار می گذارند و در نتیجه مشکلاتی برای شما ایجاد می شود.

·        گاهی برادر و خواهرتان احترام شما را نگه نمی دارد و بنابراین کار به نزاع و درگیری کشیده می شود.

·        شما می توانید درباره ی این گونه مشکلات با مشاور خود صحبت کرده و با استفاده از راهنمایی های او، رفتار خود را در خانه و خانواده بهبود بخشید.

·        توجه داشته باشید که تبادل نظر بین مشاور و پدر و مادر، مشکلات شما را در خانه و مدرسه کاهش می دهد.

مشاور در ملاقات با آنها در مورد:

·        افکار و خواسته های به حق شما صحبت کرده و سوءتفاهم ها را برطرف می سازد.

·        از ادامه تحصیل و پیشرفت های شما در آینده، آنها را آگاه می کند.

·        نحوه ی برخورد و رفتار با شما، به سئوالات آنها پاسخ داده و در نتیجه انها را راهنمایی می کند.

آیا شما در تصمیم گیری برای ادامه تحصیل یا کار به راهنمایی و کمک نیاز دارید؟

·        آیا شما باید در یکی از دانشگاه ها، مدارس فنی و حرفه ای و یا ... تحصیل و کار کنید؟

·        آیا تصمیم دارید بعد زا پایان دوره دبیرستان و یا هنرستان، بلافاصله وارد نظام آموزش عالی شوید یا به دلایلی مجبور خواهید بود مدتی در بازار کار مشغول شوید؟ آیا توان کارکردن دارید؟

·        به کدام دانشکده یا مدرسه ی فنی و حرفه ای می توانید وارد شوید؟

·        آیا دوره های کاردانی یا دوره های کارشناسی برای شما مناسب تر است؟

·        هزینه های مالی کدام دانشگاه با وضعیت زندگی شما تناسب دارد و تا چه اندازه ای توانایی صرف هزینه برای ادامه تحصیل دارید؟

·        توجه کنید که مشاور در مورد فرم های شرکت در امتحانات دانشگاه ها و دانشکده ها، نحوه ی شرکت در امتحانات، ضرایب درس ها و هزینه های مالی می تواند شما را راهنمایی کند.

آیا برای کار و شغل آینده ی خودتان به کمک و برنامه ریزی نیاز دارید؟

آیا هرگز اندیشه اید:

بهره ای که شما از کارکردن می برید از پول و دستمزد آن مهم تر است! کارکردن می تواند یکی از منابع رضایت خاطر، آسایش روحی و روش مطمئنی برای یادگیری و آموختن به دیگران باشد.

از این رو ...

شغل آینده و نوع کاری که انجام خواهید داد، تأثیر زیادی در نحوه ی زندگی آینده ی شما خواهد داشت!

پس بهتر است از هم هکنون به فکر این موضوع باشید حتی اگر برای تصمیم گیری نهایی، آمادگی کافی را نداشته باشید.

عواملی که در این گونه تصمیم گیری ها باید به آنها توجه خاصی داشت، عبارتند از:

·        علاقه ی شما:

شما غالباً کارهایی را بهتر انجام می دهید که به آنها علاقه دارید. گاهی اوقات آزمودن کارها به شما کمک می کند تا مشاغلی را که بیشتر مورد علاقه ی شماست، پیدا کنید.

·        آموزش و پرورش:

همیشه در برنامه ریزی برای کارهایی که می خواهید در آینده به آن مشغول شوید، عوامل مؤثر در یادگیری آن کار و از جمله زمان و هزینه ی لازم را برآورد کنید.

·        استعداد و توانمندی شما:

نمره های درسی و همچنین نمراتی که در آزمون های ویژه کسب می کنید، می تواند شما را به فعالیت هایی که در آنها امکان موفقیت بیشتری دارید، راهنمایی کند.

·        ویژگی های شخصی شما:

آیا آدمی پرحوصله و صبور هستید؟ آیا به جزئیات و نکات ظریف کار توجه زیادی دارید؟ آیا به کار فردی بیش از کار جمعی اهمیت می دهید؟ و ...

·        انتظارات شغلی:

انتظاراتی که شما از شغل آینده ی خود دارید مانند: میزان حقوق، ترقی و مقام، شرایط کار و ... تا چه اندازه واقع بینانه است؟

آیا برای شغل آینده ی خود تصمیم گرفته اید؟

پس با مشاور خودتان گفتگو کنید درباره ی :

·        انتخاب رشته و واحدهای درسی لازم

·        انتخاب کارآموزی ها و کارهای پاره وقت برای کسب تجربه

·        آموزش های جنبی دیگری که برای شغل انتخابی شما نیاز است

آیا شما برای پیداکردن شغل به کمک نیاز دارید؟

شما در دوران تحصیل و قبل از پایان دوره ی متوسطه، یا کارکردن در ایام فراغت می توانید:

·        درآمد مالی داشته باشید و یا با شرکت در کارهای داوطلبانه و کمک به دیگران، رضایت خاطر به دست آورید.

·        اطلاعات خود را برای کشف شغل مورد علاقه ی خود افزایش دهید.

·        برای شغل آینده ی خود، تجربه کسب کنید.

·        امکان دستیابی خود را برای پیداکردن شغلی در آینده وسعت بخشید.

سئوالات و اطلاعات مورد نیاز دیگر:

·        برای کاریابی چگونه باید عمل کنید؟

·        چگونه باید به پیشنهادهایی که برای کار به شما می شود، پاسخ دهید؟

·        چه نوع کارهایی در ادامه تحصیل شما مؤثر و مفید هستند؟

·        چگونه باید برنامه های تحصیلی و کار خود را باهم تطبیق دهید تا به هیچ کدام صدمه ای وارد نشود؟

چه وقت باید به دیدار مشاور رفت؟

تذکر: هنگامی که برای رفع یک مشکل نیاز به مشاوره دارید، بهتر است هرچه زودتر اقدام کنید.

·        سعی کنید در یک زمان مناسب که مشاور وقت آزاد دازذ با او دیداری داشته باشید.

·        وقتی شما مشکل یا سئوالی دارید و یا احساس می کنید به گفتگو با یک فرد مطمئن دارید، حتماً با مشاور ملاقات کنید.

آیا مشاور شخص قابل اطمینان و رازداری است؟

تبصره: پاسخ به این سئوال به مقررات مدرسه و نظر شخصی شما بستگی دارد.

دراین باره می توانید با مشاور صحبت کنید و موضوعاتی را که مایلید فقط بین شما و مشاور مانند یک راز پوشیده و مخفی بماند، به وی یادآور شوید. به هر حال نباید فراموش کنید که مشاور هم یک انسان است؛ اما آگاه تر و باتجربه تر از شما!

ما هنگامی می توانیم ادعا کنیم که بزرگ شده و به استقلال رسیده ایم که در مورد:

ارزش ها، دوستان، روش زندگی، و کار آینده ی خود انتخابی مناسب و تصمیم گیری منطقی و درستی کرده باشیم.

استفاده از تجربه  و راهنمایی افرادکاردان در انتخاب و تصمیم گیری درست، شما را یاری می کند و توانایی های ذاتی شما را وسعت می بخشد.

از این رو ...

مشاور مدرسه برای کمک به شما مطمئن ترین فرد است.

شما با کمک او می توانید رشد فردی و شخصی خود را کامل تر کنید.

سعی کنید از تجربه، کاردانی و کمک صمیمانه ی او بهره مند شوید.

 

منبع: نقش مشاور در مدرسه ترجمه مرتضی بهمن آزاد انتشارات مدرسه

آی دخترها! آهای پسرها! ارزان فروشی ممنوع! 3

ای دختر خانم امروز، ای همسر فردا و ای مادر پس فردای زندگی!

اگرچه پدرتان آنچنان مشغول گرفتاری های موجود و در حواشی زندگی و کار و شغل خود دست به گریبان است که گاهی اوقات به نظر می رسد تو را فراموش کرده است. کار طولانی و خستگی، دستمزد و حقوق  پایین، وضعیت لرزان قراردادی، مسائل بیمه و بازنشستگی و مرخصی، مأموریت ها، شیفت های چرخشی، تأخیر و غیبت، دوری راه و ترافیک، دستورات و توقعات بیش از اندازه مسئول بالادست، سهل انگاری و دزدی کار از سوی کارکنان و ... همه و همه باعث می شود که پدران امروزی نقش و مسئولیت اصلی در خانواده را از یاد ببرند که دست خودشان نیست. بعضی اوقات نیز پدرهایی سرپرست زندگی شماها هستند که یا کار خوبی ندارند تا درآمد کافی برای امرار معاش داشته باشند و یا از فرط شرمندگی در برابر همسر و فرزندان خود راهی به جز انزوا ندارند.

پدرانی که سازش با خانواده و تأمین نیازهای افراد تحت سرپرستی خود را به جهنمی سوزان مبدل کرده اند، تاوانش بسیار سخت است: شاید کسانی باشند که در اثر اختلالات شخصیتی، مشکلات زناشوئی و یا فشارهای محیطی، متأسفانه به اعتیاد این بلای خانمانسوز روی آورده  و فقط و فقط به دنبال ارضای نیازهای جسمی- روانی خود هستند. پدران نامردی هم هستند که ناموس پرستی را رها کرده و در منجلاب فساد غوطه ورند و به چشم چرانی و یا ارتباط نامشروع با زنان هرزه مشغول هستند. عده ای از پدران هم به خوشگذرانی با دوستان و همکاران و همسالان می پردازند که وقت شان در قهوه خانه ها و یا در باشگاه های ورزشی و یا کوهنوردی، ماهیگیری و شکار و ... سپری می شود.

اگرچه مادرتان سخت در گیرودار زندگی با مسائلی مواجه است که از رسیدگی به تو غافل شده است، شاید هم جهل او در رفع نیازمندی های دختری مثل تو، مانع برقراری ارتباط مطلوب و دوستانه با همجنس خود(شخص شما) می باشد. اکثر مادران بر اساس نظام خلقت آفرینش خود سعی در مدیریت داخلی خانه و خانواده ی خود دارند. راستی اگر مادر نقش خود را ایفا نمی کرد چه تعداد از پدران از بچه ها نگهداری می کردند و البته چقدر هم سخت بود؟ چند نفر از پدران راضی به خانه داری می شدند؟ آیا تصور کانون خانواده ی بدون وجود مادر مفهومی دارد؟ بنابراین زحماتی که مادران در راستای آرامش بخشی به خانواده و پرورش نسل آینده متقبل می شوند کاملاً روشن و قابل ستایش است.

گاهی مادران در اثر عدم ارضای نیازهای مادی، عاطفی و جنسی و ... و از سر غفلت و بی توجهی همسران خود به فساد در رفتار، اخلاق و گفتار مبتلا می شوند تا جائیکه برخی از آنها به خیانت در امانت و نابودی اموال روی می آورند. آرایش آنچنانی را که باید فقط برای شوهر خود انجام دهند با نمایش در کوچه و بازار اشتباه می گیرند. از رسیدگی به مسائل و نیازهای مختلف اعضای خانواده که در جامعه مرسوم شده از قبیل پخت و پز، رفت و رو، شستشو، نظافت، بچه داری و شوهر داری و خانه داری سر باز می زنند. به دنبال کسب استقلال مالی به سر کار می روند و اوقات چندانی را صرف شما که نیاز شدیدی به او دارید و در آینده ی نه چندان دور جانشین شغل و مقام و شخصیت واقعی او می شوید نمی کنند.

از خواهرتان به خصوص اگر کمی از شما بزرگتر باشد، نیز خواهر همسن(دوقولو) و یا خواهر کوچکتر از شما نهایت استفاده را در مسیر دانش افزایی و تجربه اندوزی استفاده کنید. اگر خواهری ندارید که با او درددل نمایید، به دنبال دخترخاله، دخترعمه، دخترعمو و دختردایی و یا دوستی از نوع همجنس خود باشید و احساسات و هیجانات خود را با او در میان گذاشته و از نظرات او برخوردار شوید. البته باید عقل خود را بر احساس تان غالب کنید و ماحصل گفتگوها را تجزیه و تحلیل کنید تا یک مرتبه به قول بسیاری از گرفتارشده ها در دام دوستان ناباب گیر نیفتید.

اگر برادرتان از شما بزرگتر و یا همسن شماست، مواظب باشید تا نقطه ضعفی مرتکب نشوید؛ چون آنها تعصبی و غیرتی هستند و احتمالاً جهت مخفی نگه داشتن ارتباطات خود با دوست دخترشان، از شما مچ گیری کرده و شما را لو خواهند داد. اگر هم برادرتان از شما کوچکتر بوده و فعلاً متوجه قضایا نیست، رگ ناموس پرستی او را از همین حالا پاره نکنید و از او به عنوان واسطه در ارتباط دوستی خود با جنس مخالف استفاده نکنید؛ چراکه احتمال لودادن هم می رود. بگذریم از اینکه هستند برادرانی که خواهر خود را با خواهر دوستشان معامله می کنند و یا خواهر خود را اجیر ارتباط با دوست دخترشان می کنند و ...

شاید تفاهم و سازگاری، عشق و محبت، ارتباط مفید و مطلوب، اوقات باهم بودن، مشورت و برنامه ریزی، بررسی نقاط ضعف و قوت و ... از خانه و خانواده ی شما رخت بربسته باشد و هرکس در فکر خود باشد و بس؛ اما این شمائید که باید راه درست زندگی را بیابید. زندگی فرصت تکرارنشدنی است. پس نمی توان هر چیزی را تجربه کرد و بعدش دنبال رفع اشکال و عیب و نقص باشید. بسیاری از تجارب دیگران باید برای ما عبرت آموز باشد.

گرچه عشق دختران پاک است و بی ریا ولی یادمان هست و باشد که پسرها دنبال چه کسانی هستند؛ آنهایی که پاک ترین هستند و از ارتباط با جنس مخالف با هدف های سوءاستفاده گونه و غیراخلاقی و غیرانسانی پرهیز کرده کنند که در غیر اینصورت نه تنها عاقبت بلکه دنیای کنونی خود را به تباهی می کشانند. با شکست عشقی دردسرهای بزرگی را تجربه خواهید کرد آیا توان و تحمل تجارب تلخ را دارید؟! اگر باور ندارید نتیجه ی ماجرا را از آنهایی که گرفتار شده اند، جویا شوید.

تمام دختران و پسران در سنین نوجوانی و جوانی ارتباط با جنس مخالف را یک نیاز می بینند اما باید مواظب بود و از جهالت و نادانی، غفلت و بی خبری و پنهان کاری حذر کرد. همانطور که می دانیم بهترین مشاوران والدین و اعضای خانواده ی ما هستند، لکن اگر این چنین نبود، بهتر است به مشاور متخصص بیرونی خود اعتماد کنید و از راهنمایی های او بهره مند شوید تا به سرمنزل مقصود و درست و منطقی و عاقلانه و عاشقانه ی خود برسید.

ای آقا پسر امروز، ای شوهر فردا و ای پدر پس فردای زندگی!

شاید ارتباط شما در این سن و شرایط با پدرتان چندان مطلوب نباشد. شاید او با شما مثل یک بچه رفتار کند و البته گاهی هم فراتر از سن تو انتظار دارد. به تو اعتماد نداشته باشد تا باورت کند که چه توانمندی ها و لیاقت هایی داری. پیش می آید که گاهی به شما میدان جولان می دهد لکن عجول بوده و با تو در اندازه ی سن خودش برخورد می کند که این جایز نیست. شاید نتواند و یا نخواهد پول توجیبی و مورد نیازت را تقدیمت کند. به نظر می رسد که اکثر پدران دوستان و همسالانت را قبول ندارند. به سر و وضع ظاهری از موی سر تا کفش پاهایت، از تی شرت و شلوارت، از نحوه ی رفتارت و از طرز بیان و گفتارت خرده گیری می کند. افکارت را به باد تمسخر می گیرد و شاید هم شما در قبول مسئولیت و انجام وظایف ناکام و درمانده شوی.

راستی احتمال دارد که مادرت به  دلیل رسیدگی افراطی به منزل و امور جاری خانواده و توجه مضاعف به بچه های کوچکتر، آن ارتباط دوستانه ای را که باید با شما داشته باشد، ندارد. تو را با همسالان و دوستانت و با پسرهای فامیل و آشنا قیاس کند. کلاً تو را مورد شماتت و سرزنش قرار دهد. آن غذایی را که دوست داری، آماده نکند و یا کوفتت کند. چوقولی تو را پیش بابایت بکند و یا رازهایت را مخفیانه به پدرت گزارش دهد. از تو در اندازه ی سن و عقل خودش انتظار دارد. شاید هم خودکنترلی نداشته باشد و در معرض دیدگانت آنطور که باید برای رفتار و گفتارش خط قرمزی در نظر نگیرد. اوقات زیادی را با دوستان و همسایگان و بستگان و آشنایان به محاوره و بازارگردی و وروزنشینی بگذراند. زمان زیادی را به مکالمات تلفنی و سرگرمی های شخصی خود بپردازد. و یا حتی احتمال دارد بیشتر اوقات را سر کار باشد و تو تنهایی مجبور به صرف غذا و وقت و ... باشی.

شاید شاهد درگیری کلامی و حتی فیزیکی پدر و مادرت باشی. از مسائل مالی سخت در رنج و زحمت باشند. مشکلاتی در ارتباط با بستگان و آشنایان داشته باشند. اعتیاد به مواد مخدر و داروهای روان گردان، ولخرجی و اسراف، فساد اخلاقی و رفتاری، بیکاری و مسائل شغلی، مریضی و بیماری، تعدد فرزندان، نامادری و ناپدری و ازدواج مجدد پدر و زن بابا و بچه های احتمالی او، طلاق و جدایی والدین، ازدواج برادر و خواهر و مسائل مرتبط، اجاره نشینی و مشکلات مسکن و اتاق شخصی و دیگر امکانات و ملزومات زندگی از دیگر مسائلی باشد که شما را از آسودگی خیال و رسیدگی به امور اصلی باز دارد. کسی نیست که حرفت را بشنود و درددلهایت را پذیرا گردد و حداقل درکت کند و راهنمای خوبی برایت باشد. اما آیا دل دادن تمام عیار به دوستی با دختر مردم و متحمل هزینه های متعدد شدن و احتمال سوءاستفاده در اینگونه ارتباطات از چاله به چاه افتادن نیست؟!

حداقل می دانید که مشاورانی در مدارس، دانشگاه ها و کلینیک های مشاوره مشغول به ارائه ی خدمات راهنمایی و مشاوره در زمینه های آموزش، رشد، پیشگیری و درمان مشکلات  و اختلالات می پردازند. بنابراین با پناه بردن به آنها می توان راه بهترکه سرانجام خوشایندی دارد را پیدا کرد و از انحراف و تباهی جلوگیری بعمل آورد.

خداوند ما را دوست دارد چراکه علیرغم تقدیم نیروی عقل، آزادی و اختیار و قدرت تصمیم گیری، بعلاوه 000/124 پیغمبر، 12 امام معصوم را برای هدایت بشر در نظر گرفت و برای ما کتاب های آسمانی(104 کتاب و صُحُف) فرستاد تا چراغ راه ما باشند. علما، اندیشمندان و بزرگانی پرده های جهل و نادانی را کنار زدند و بشر را در طی مسیر درست الهی راهنمایی کردند. بهتر است ما هم به عنوان بنده ی خداوند باری تعالی، از قبول واقعیات طفره نرویم و زندگی و سعادت جاویدان و ابدی  را به لذت های زودگذر این دنیا ارزان نفروشیم. خداوند ما را آفریده تا در این دنیا ضمن علم آموزی و افزایش تجارب و اطلاعات خود در زمینه های مختلف، استعدادهای خدادادی را بارور نموده و به عبادت و اطاعت او مشغول شویم و در این گذار به انجام وظایف در برابر خلق ا... و خدمات رسانی به همنوع در آبادانی دنیا بکوشیم و از لذت های درست، منطقی، عاقلانه و حلال خدایی بهره مند شویم تا نه تنها خوشبختی و خوش نامی را در این جهان بلکه سعادت و زندگی بهشتی را در آن جهان برای خود به ارمغان آوریم.

ايجاد انگیزه مطالعه

علم روز به روز درحال ترقی و پیشرفت است و دانستن از مهمترین نیازهای انسان امروز، و مطالعه مؤثرترین روش برای دانستن بیشتر است؛  زیرا اثبات شده در آنچه که سه حس بینایی ، شنوایی و گویایی به طور همزمان دخیل اند مطالب و آموخته ها ماندگارتر ودرصد دریافت بیشتر است و به جرأت می توان گفت سالمترین  روش هاست و همچنین در پرورش رشد فکری ، روحی و روانی نقش چشمگیری دارد . درک مطالب و تجزیه و تحلیل اطلاعات درمطالعه کردن نسبت به دیدن و شنیدن بهتر است؛ مثلاً در خواندن مطالب روزنامه امکان دوباره خوانی و زمان برای تفکر بر روی مطالب وجود دارد . مغز فرصت دارد که به تجزیه و تحلیل بپردازد و این امکان به مغز داده می شود تا بتوانداز قوه تخیل برای بازسازی تصاویر استفاده کند؛  در حالی که در دیدن از تلویزیون و شنیدن از رادیو مطالب و تصاویر پشت سرهم و مسلسل وار بر ذهن فرو می ریزد و فرصتی برای تأمل باقی نمی گذارد . عمل مطالعه باعث ایجاد احساس آرامش و اطمینان در مخاطب و تقویت قوای ذهنی او می گردد .

 

دعوت میشین به مطالعه ی :

ادامه نوشته

آی دخترها! آهای پسرها! ارزان فروشی ممنوع! 2

پیش آمده است که آقاپسر هر خواسته ای داشته باشد را به هر طریق ممکن به دخترخانم تحمیل کرده و نیازهای خود را چه با کلک ، چه صادقانه و چه با زور به دوست دخترش مطرح نموده و انتظار حتمی دارد بی چون و چرا پاسخ مثبت دریافت کند. در غیر این صورت آبروریزی می کند و موجبات دردسر را برایش فراهم می آورد. اگر دختر مخاطب واقعاً نقطه ضعفی رو نکرده باشد، مهم نیست چه بهتر که این ارتباط سوءاستفاده ای هرچه زودتر قطع شده و به جدایی منجر گردد. اما امان از آن روزی که دخترهای ساده و گول خورنده ای که بازیچه ی دست آقاپسرها شود. آن وقت دو راه بیشتر ندارد یا باید تن درداده و به حرفهای دوست پسر نامردش گوش دهد و یا باید منتظر عواقب زشت و غیرانسانی ترک رابطه با او بماند و البته یک راه دیگر هم این است که نقطه زندگی را به دست خود بزند و خلاص.

دخترخانم هایی نیز هستند که مثلاً حرفه ای ترند و در صورتی به خواسته ی دوست پسرشان تن می دهند که در قبال آن و قبل از جواب به آن طفلکی ها به نیازهایشان رسیدگی شود، در غیر اینصورت قهر کرده و ناز می کنند و فاصله می گیرند و برای جلسه آشتی کنان هم آقاپسر باید کلی قربان صدقه اش برود و یا از همان راهی وارد شود که او را مُجاب به ادامه ی ارتباط می کند؛ حال باج دادن باشد، رشوه باشد، قول و وعده باشد، عذرخواهی باشد و ... که با این شیوه می تواند به استمرار ارتباط امیدوار بوده و همیشه بدهکار دوست دختر بدجنس خود باشد و در غیر اینصورت شکست عشقی را باید تجربه کند. یک دفعه متوجه می شود که به جز فرد بدبختی مثل خودش، پسرهای دیگری را هم سرکار گذاشته و از همه آنها باج گیری می کند. کما اینکه هر روز به دنبال شکار خوش تیپ ترین و مایه دارترین آنهاست. او و امثال او خوب بلدند که با چه روش هایی پسرهای ساده اندیش و تحریک پذیر را تحریک و به دام بیندازند.

در اصل روانشناسی، دخترخانم ها نازند و دوست داشتنی و در عوض آقا پسرها نیازند و دوستدار و با همین وصف آقایان به خواستگاری دخترها می روند. در صورتیکه خانم ها ناز خودشان را ارزان بفروشند و یا حراج کنند، در پاکی و صداقت شان شک به وجود می آید. نیز اگر آقاین مثل خانم ها رفتار نمایند، در مردانگی و استقلال آنها شبهه ظهور پیدا می کند.

به هر حال افرادی که خودشان را در ارزان سرای عشق و عاشقی لوث و بی مزه کرده و افراط و تفریط می کنند، بازنده ی اصلی جریان ارتباطی با جنس مخالف خود هستند. هیچ بشری بی نیاز نیست. همه ی ما نیازمندی هایی داریم از جمله نیازهای زیستی و فیزیولوژیایی، نیاز به محبت و دوستی، نیاز به تعلق و وابستگی به گروه، نیاز به امنیت و آرامش خاطر، نیاز به موفقیت و پیروزی، نیاز به  تجربه آموزی، نیاز به مقبولیت و ارزشمندی، نیاز های سازگاری با تغییرات جسمی، نیاز به آزادی از وابستگی های کودکی، نیاز به کمک و راهنمایی بزرگسالان در حل و بررسی مسائل شخصی، نیازهای مربوط به زندگی بزرگسالی مثل انتخاب شغل و همسر و تشکیل زندگی و ...

دعوت می شین به ادامه مطلب در پست بعدی:

نقش مشاور در مدرسه 1

آیا می دانید مشاور مدرسه چه ویژگی ها و توانایی هایی دارد؟

آیا می دانید مشاور مدرسه به چه منظور در مدرسه حضور پیدا می کند؟

او برای اینکه بتواند به شما کمک کند تا از حداکثر توانایی ها، مهارت ها و استعدادهای خود استفاده کنید، دوره های آموزشی و تربیتی تخصصی و ویژه ای را گذرانده است.

حتماً می پرسید چه کمکی؟!

عجله نکنید الآن متوجه خواهید شد....

مشاور مدرسه می تواند:

·        شما را براساس نیازهایتان راهنمایی و کمک کند.

·        او توانایی ها، ضعف ها و محدودیت های شما را ارزیابی می کند.

·        او برای زندگی آینده ی شما، تصمیم گیری های مناسبی را یادآوری می کند.

·        او برای ادامه تحصیل شما گرایش های مفید را پیدا می کند.

·        واحدهای مناسب درسی را انتخاب و به شما پیشنهاد می کند.

·        او مشکلات شخصی شما را که با خانواده، دوستان و یا معلمان پیش می آید، حل می کند.

·        او استعدادها و توانایی های شما را کشف می کند.

·        او شغلی که برای شما مناسب است را پیدا می کند.

·        او برنامه ها و فعالیت های آموزشی شما را مورد بررسی قرار می دهد.

·        او رشته های تحصیلی متناسب با شرایط و ویژگی های شما را پیدا کرده و به شما پیشنهاد می کند.

و علاوه بر اینها!!!

هدف از مشاوره چیست؟

·        هدف از مشاوره این است که خود را بهتر بشناسید و ....

·        تا بدانید چگونه فردی هستید؟

·        و اینکه بتوانید با دیگران ارتباط مناسبی برقرار کنید.

·        تا بتوانید انتظارات خود را از زندگی بشناسید.

·        و نیز علایق و بیزاری های واقعی خود را تشخیص دهید.

·        تا برای رسیدن به موفقیت، از استعدادهای خدادادی خود استفاده کنید.

بدین گونه شما یاد می گیرید که:

در زندگی شخصی و اجتماعی خود همیشه دقیق تر و صحیح تر تصمیم بگیرید.

شما و مشاور با همدیگر:

1) مشکلات و موانع را به درستی دسته بندی کرده و برای برطرف کردن آنها، تصمیمات ضروری را می گیرید.

2) وقتی در تصمیم گیری ها تردید دارید و یا هدف و خواسته ی شما به طور کامل روشن نیست، درباره ی نیازها و عواطف خود با او گفتگو می کنید و به طور قاطع تصمیم می گیرید.

3) درباره ی عواملی که در زندگی و هدف های شما تأثیرات مفید یا مضر دارند، گفتگو کرده و اگر لازم باشد عواملی را که باید جایگزین شوند، پیدا می کنید.

4) سعی می کنید نسبت به تصمیم هایی که گرفته اید، خوش بین بوده و اگر لازم باشد به کمک مشاور آنها را تغییر دهید.

سئوالات و تست هایی در اختیار شما قرار می دهد تا علایق و توانایی های شما آشکار شود.

به علاوه....

مشاور اطلاعاتی در مورد مشاغل، کارآموزی ها، دانشکده ها، آموزشگاه های فنی و حرفه ای و ... را که مورد نیاز است به شما می دهد.

دوست عزیز! شما دعوت می شین به مطالعه ادامه مطلب در پست بعد:

آی دخترها! آهای پسرها! ارزان فروشی ممنوع! 1

آی دخترها! آهای پسرها! ارزان فروشی ممنوع!

انسان قبل از میانسالی و در طی مراحل مختلف زندگی (جنینی، نوزادی، طفولیت، خردسالی، کودکی اول و کودکی دوم) به نوجوانی می رسد که در محدوده ی 12 سالگی بوده و تا اواخر دهه دوم زندگی ادامه دارد.

متوسط سن بلوغ دختران 3/13 و پسران 5/14 سال است و در حدود نیمی از دختران بین 12 تا 5/14 سالگی و نیمی از پسران بین 14 تا 5/15 سالگی به رشد و نوجوانی می رسند.

دوره ی بحرانی دختران نوجوان حدود یک سال زودتر از پسرها آغاز شده و بدین ترتیب زودتر به پایان می رسد. بنابراین دخترخانم ها از نظر فیزیولوژیکی زودتر از آقاپسرها کامل می شوند.

ترشح هورمون های جنسی استروژن در دختران و آندروژن در پسران باعث می شود صفات جنسی و علاقه به جنس مخالف در آنها پدیدار گردد و در نتیجه رفتار عمومی آنها را تحت تأثیر قرار داده و نگرش و گرایش آنها را نسبت به خود و اطرافیان و حتی اجتماع تغییر می دهد که موجبات نگرانی والدین را فراهم می آورد و در صورتی که والدین از ویژگی های دوران نوجوانی اطلاعاتی نداشته باشند و با او مثل یک بچه رفتار نمایند، تعارضات و مشکلات عدیده ای را برای خود و فرزند نوجوان شان به ارمغان می آورند.

بر نوجوانان نیز لازم است که با افزایش سن، این احساس که هر کاری دلشان بخواهد و می توانند انجام دهند را از خود دور کنند، نیز افزایش قد و وزن نوجوان به منزله ی بالغ شدن در تمام جهات نیست؛ به هر حال خانواده امن ترین و مهم ترین کانون قابل اتکاء فرزندان بوده و در نتیجه پدر و مادر دوستدار و علاقمند واقعی او هستند.

نوجوانان نسبت به مطالب و تصاویر عشقی، واکنش نشان داده و درصدد کسب اطلاعات و جزئیات جدید و بیشتری در رابطه با مسائل جنسی برمی آیند و در این زمینه کنجکاوی زیادی را از خود نشان می دهند؛ لکن اگر این گونه کسب اطلاعات از راه مناسب و اصولی و از طریق افراد آگاه و مطمئن صورت نگیرد، چه بسا که موجبات انحراف و نابودی فرد را فراهم آورد.

معمول بر این است که پسربچه ها از دوران کودکی اول(در حدود 4 سالگی) در انتخاب ها و بهره مندی از لذائذ و برآورده کردن نیازها، از قوه بینایی خود بیشترین استفاده را به عمل می آورند و دختربچه ها هم به ناز دادن و نوازش عاطفی علاقمندند. در صورتی که با شروع دوره ی نوجوانی، در معرض جنس مخالف قرار گیرد، حس و حال عجیبی در وجودش متجلی می شود. او دوست دارد تا مورد توجه غیر همجنس خود قرار گیرد و در صورتی که شرایط برای فرد مهیا باشد، با او ارتباط دوستی برقرار کرده و در ادامه به دنبال صمیمیت است. در این راستا چنانچه با والدین خود ارتباطی حسنه نداشته باشد، با پنهان کاری سعی در تقویت ارتباط با دوست جنس مخالف خود دارد. در این بین دخترخانم ها قصد دارند این گونه روابط را با دید و نگرش عاطفی- هیجانی مدیریت کنند. لکن اغلب آقاپسرها به دنبال ارضای نیازهای عاطفی- جنسی خود هستند. لازم به ذکر است که نوجوان نسبت به بسیاری از مسائل جاهل بوده و شاید هم دچار غفلت شود و احتمال دارد مورد سوءاستفاده در زمینه های مختلف قرار گیرد که مهم ترین آنها سوءاستفاده های مالی، عاطفی، جنسی، زمانی، آبرو و حیثیت شخصی و خانوادگی و ... می باشد. هرچند اکثر ارتباطات دخترها و پسرها با هدف مقدس ازدواج پایه ریزی می شود.

نوجوانانی که دلبستگی چندانی به خانواده خود ندارند و یا در اثر شرایط موجود، ارتباطی معیوب با والدین و سایر اعضای خانواده ی خود دارند، روز به روز وابستگی بیشتری به جنس مخالف پیدا کرده تا جائیکه بسیاری از مسائل اصلی به حاشیه رانده شده و موضوع فعلی به متن زندگی او رسوخ می کند. از جمله به افسردگی رومی آورند، اشتهای آنها کور می شود، در انجام تکالیف و وظایف روزانه سر باز می زنند، در خواب آنها اختلال به وجود می آید، منزوی شده و تنهایی را به حضور در جمع ترجیح می دهند، عصبانی و پرخاشگر می شوند، افکار خودکشی به ذهن شان هجوم آورده و گاهی برخی از آنها که مستأصل و ناامید شده اند راه چاره را فقط و فقط در خودکشی می بینند و در نتیجه اقدام به خودکشی می کنند، قهر می کنند، فرار می کنند، خودزنی می کنند، اُفت تحصیلی می کنند، بداخلاق شده و بدرفتاری می کنند، به سر و وضع خود آن طور که باید توجهی نداشته و شلخته ظاهر می شوند، در صورت کاهش توان مالی به زورگیری و حتی سرقت رومی آورند، زورگو و خودخواه می شوند، عزت نفس و اعتماد به نفس شان کاهش می یابد، دنیا را برای خود سیاه و تاریک می بینند که انگار برای شان به آخر خط رسیده است.

بخصوص دختران و البته یک سری از پسران از تکنیک کلک و گول زنی استفاده کرده و طرف مقابل خود را دور زده و بدین ترتیب به خالی کردن جیب دوست(جنس مخالف) به همراه مُخ زنی می پردازند، به بهانه های جور واجور چه بطور مستقیم و چه بصورت غیرمستقیم از رفیق غیر همجنس خود به نوعی می چاپند. نظیر پول نقد، کارت شارژ اعتباری تلفن کارتی و  موبایل، کادو و هدیه، کارت هدیه، زمان و وقت، فکر و ذهن، صبر و حوصله، توان و انرژی، فتوکپی جزوات، نمونه ی سئوالات، کتاب و نرم افزار کمک آموزشی و بازی و سرگرمی، رد و بدل کردن عکس و فیلم شخصی و خانوادگی، وقت گذرانی در پارک و سینما و کافی شاپ، شرکت در پارتی و عروسی و ...

به هر حال تایم زمانی زیادی را پای کامپیوتر و اینترنت خانگی و یا کافی نت به چت و ارسال و دریافت کلمات عاشقانه و عکس ها و فیلم های شخصی می پردازند.

مدت زمان زیادی را در خفا و آشکار صرف مکالمات تلفنی با یکدیگر کرده و نیز اوقات بسیاری را به S.M.S بازی های عاشقانه و یا محاورات ساده و بسیار پیش پا افتاده می گذرانند.

بسیاری از زمان خود را در پارک و سینما و یا با قدم زنی در کوچه و خیابان و بازار و کافی شاپ باهم تلف می کنند.

همچنین اوقات بسیاری از تنهایی خود را به تفکر و تصور با او و در کنار او و زندگی همراه او در تخیلات به سر می برند تا جایی که فکر و ذهن و تمام دلمشغولی فرد فقط او می شود و بس.

اگه خوشتون اومده پس ادامشو بعدن بوخونین!

لباس هدیه آسمانی 6

یک خاطره تلخ دیگر: روزی داخل نمایشگاهی شدم که فقط و فقط پوشاک خانم ها را عرضه می کرد. جالب است بدانید که هم صاحب فروشگاه و هم کارگران همگی مردان جوانی بودند که سخت مشغول فعالیت بودند. اولاً این پسرها آنقدر آقا بودند که نگو و نپرس؛ در ارتباط اجتماعی و تبلیغات و مخ زنی خانم ها و حتی همراهان مذکرشان فوق العاده بودند، زمانی هم که مانتو و یا شلوار مورد نظر توسط خانمی انتخاب می شد، حسب دستور خریدار که باید تنگ و اندامی و کوتاه و یا هرگونه تغییر دیگری به عمل می آمد، به شکلی کاملاً ماهرانه سوزن ته گردها را در جای مخصوص فرو می کردند. کنجکاوانه به سراغ صاحب فروشگاه - که چه عرض کنم بنگاه سوء استفاده- رفتم و محترمانه و متعصبانه اعتراض کردم. می دانید چه جوابی داد؟ او بی شرمانه گفت: ما که نمی خواهیم فلان کار را با آنها انجام بدهیم!!!!! تازه این آقایان کارشان را بلدند و توجیه هستند که به اندام آنها کاری نداشته باشند! (یعنی می شود؟) ما چه کار داریم که اینها کی هستند ما فقط می خواهیم با فروش اجناس خود سود کنیم. تز او هم این بود که با ارزان فروشی، فروش بیشتر و در نهایت سود بیشتری عایدمان می شود. این هفت هشت نفر فروشنده هم حدود 20 الی 30 ساله بودند و همگی مجرد. در اصل روانشناسی هم برخی از خانم ها از طریق مراودات خود با جنس مخالف به آرامش درونی بیشتری می رسند که در این مورد به وضوح دیده می شود.

پاسخ به نظر مهدی درباره پست های لباس هدیه آسمانی

نظر درباره پست لباس هدیه الهی توسط: مهدی

مشاور محترم و عزيز تمام متن هاي زيبا و دوست داشتني شما را خواندم و تا حدودي با همه آنها موافقم . ولي دوست عزيز يك چيز را هم فراموش نكنيم آن همه سليقه و احساسيست كه همه ما داريم . ميل به زيبايي ذاتي مي باشد و در وجود همه ما نهفته مي باشد . بعضي از مدها زيبا هستند و ربطي به بدن نما بودن يا نبودنشان ندارند . آنهايي كه به قول شما اين لباس هاي بدن نما را ميپوشند خودشان پذيرفته و مي دانند كه اين لباس نازك بوده و قالب بدنشان هويدا مي شود .حالا شما اگر اين را بنويسي تلنگري به آنها كه وارد نمي شود كه هيچ بلكه پوزخندي هم بر زبانشان جاري مي كند . تمام اين دوراني كه درس خواندم چه در دبيرستان و چه دانشگاه هميشه عاشق مشاور بودم و رهنمودهايش . قدر شغلي را كه داري بدان و تكرار نكن گفته هاي تكراري را كه بارها و بارها به عناوين مختلف گفته شده. درد جوانان را بدان و انها را درك كن و بعد به سينه كاغذ بنشان . موفق باشي دوست من . اميدوارم كه نرنجيده باشي.


پاسخ مشاور

با سلام

از مطالعه و اعلام نظرتون در وبمون و دیدگاه به ظاهر مثبت به امر مشاوره بسیار متشکریم

و اما چند نکته:

1-    حال که از طریق اینترنت در برقراری ارتباط دیجیتالی اجتماعی فعال هستی براتون آرزوی موفقیت بیش از پیش دارم. به نظر مذهبی می رسی. خداوند شما جوونا رو برا خونواده و جامعه حفظ کنه. انشاءا...

2-    هزاران البته که خداوند زیباس (غیرقابل تصور) و زیبایی رو دوس داره و در این هیچ شکی نیس. خداوند ما رو آزاد آفریده و علاوه بر رسول باطنی(عقل)، به ما رسول ظاهری(پیامبران) و نیز کتاب راهنما داده و پس از دمیدن روح الهی خودش در ما، فطرت خداجویی رو نیز در وجود همه مون به ودیعه گذاشته. علاوه بر عقل به ما احساس هم داده تا حجت رو بر ما تموم کرده باشه. ما رو جانشین خود بر این کره خاکی قرار داده تا اگه لیاقتش رو پیدا کردیم، پس از زندگی کوتاه دنیوی، در بهشت موعودش با تموم نعمتها و امکانات راحتی و آسایش تا ابد جا خوش کنیم. حال که در هزاره سوم میلادی و در عصر غیبت امام زمان(عج) و دور از چشم بصیرت، ضمن گسترش روزافزون و چشمگیر علم و تکنولوژی و فناوری زندگی می کنیم، به نظر می رسه در عصر جاهلیت نوینی به سر می بریم که ارمغان بی دینی و انحراف بشر از مسیر الی الهی استعمار و استکبار و استثمار جهانیه که ما رو در هویت یابی سردرگم کرده .

3-    ما برا زندگی به دنیا اومدیم تا ارزش و قیمت پیدا کنیم نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم. هر چیزی حد و مرز و خط قرمزی داره. شیرینی تا آلوده، کثیف و کهنه نشده، قابل مصرفه. راستی آیا هر ماده غذایی از خوراکی تا نوشیدنی قابل خوردنه؟! هر علمی علم نیس. اُعوذُ بِاللهِ مِن عِلمٍ لا یَنفَعُ! هر دینی دین نیس. امان از فرقه های دینی ضاله! معنی تقوا رو جستجو کن که حلال خدا رو باید حلال شمرد و حرام خدا رو حرام. پس هر گونه آرایش ظاهری نمیتونه به آدم زیبایی بده.

4-    همونطور که از بیانات شما در وبتون برمیاد و در چند جا به طور مستقیم انتظار واقع بینانه احترام دوجانبه رو مطرح نموده ای، لکن خود شخص جنابعالی این قانون تأییدی و تأکیدی خودت رو زیرپا گذاشتی و با حالت تمسخرگونه تهدید و تذکر به «عدم تکرار» کردی. لابد خواستی چاله چوله های عاطفی رو که خودت چه به صورت مستقیم و رودررو و چه غیرمستقیم و اینترنتی برای خودت به ارمغان آوردی و متأسفانه مورد اهانت، تهدید، تذکر، انتقاد و به قولی بی احترامی از سوی دیگران (دوستان تا کم لطفان) قرار گرفتی رو خواستی از طریق مشاور که محرم اسراره و پذیرش غیرشرطیش لازمه کارشه و ضمن درک مسائل و مشکلات هم نوعان سعی در ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره داره، پر کنی. یادت باشه که اگرم با افکار و رفتار کسی مخالفی، انتقادت باید سازنده باشه نه سرزنشی، تمسخری و تخریبی.

5-    اگه به شرح وبلاگ دقت کرده باشی، ادعایی ندارم که مطالبم کاملترین و بهترینه؛ ولی سعی بر اینه که با تکیه بر کلام ا... ، احادیث ، روایات ، تفاسیر ، راهنمایی علما ، اندیشمندان ، بزرگان ، مطالب تحقیقی ، استنادی و تجربی روانشناختی استفاده بشه. به نوعی میشه گفت مشاور علمی- مذهبی روزم.

6-    ظاهرت که به جوونای امروزی میخوره و خوش تیپ به نظر می رسی؛ لکن اگه از مضرات استفاده از لباسای تنگا ، باریک ، اندامی ، کشی ، کوتاه ، نازک و بدن نما اطلاع دقیق و علمی داشته باشی، مطمئناً نظرت عوض میشه و تغییر ظاهری محسوسی خواهی داشت. به فرمایش پیامبر مکرم اسلام(ص): «من از فقر نمی ترسم ولی از جهل و بی تدبیری امتم چرا!»

7-    بر شمایی که حرفای دپرس کننده و مرگ می زنی و بیش از حد جامعه رو با ناملایمات و مشکلات می شناسی و به نظر میرسه که بیشتر نیمه خالی لیوان رو می بینی، آرزوی افزایش اطلاعات و تغییرات محسوس در حوزه دانش، نگرش و کنش(رفتار) دارم. جهان امروز مخصوصاً ایران سربلند در خیلی جهات پیشرفت داشته؛ لکن بعضیها در برخی موارد ارزشهایی رو ضد ارزش می پندارن و ضدارزش براشون حکم ارزش پیدا کرده و هنجار و ناهنجار رو نمیتونن تشخیص بدن.

8-    و اما پیشنهاد آخر: جهت رشد روزافزون بسوی خدایی شدن، ضمن مطالعه و تدبر در منابع مفید، از مشاوره های حضوری نیز کمک بگیر تا عزت نفس و خودپنداره ات و خودباوری ملی- مذهبیت بالاتر بیاد جوون.

لباس هدیه آسمانی 5

  و اما یک نکته دیگر اینکه طراحان و تولیدکنندگان و عرضه کنندگان پوشاک و لباس، هر روز حریص تر از دیروز دنبال ارائه مدل جدیدتری هستند تا به هر نحو شده علاوه بر کنترل بازار و و ارائه مد روز به امرار معاش خود از طریق خالی کردن جیب مردم همت گمارند. تبلیغ رنگ سال، ارائه و گسترش مدل جدید، استفاده از نام پرآوازه برخی کشورها در اثبات کیفیت و مرغوبیت کالا، ارائه نوبرانه گران قیمت و بعد ارزان فروشی، اجرای طرح حراج با عنوان تغییر شغل و ... همه و همه بر اساس فکر و نقشه و فرهنگ پوچ استعمار جهانی و استثمار نسل جوان و نوجوان و در یک جمله انحراف انسان از حریم انسانیت می باشد. البته بنده نوعی به هیچ وجه از پوشش زیبا و تزیین جسم با پوشاک مناسب و مفید متنفر نبوده و نیستیم، لکن اسراف کاری ما و هزینه های بی مورد در زمینه پوشاک، گریبانگیر بیشتر مردم شده طوری که حسودی و چشم و هم چشمی مزید بر علت شده است. اگر پول ندارم هرطور شده تهیه می کنم و لباس دلخواه خود را می خرم. اگر خود را با دیگران قیاس بکنم، راه می افتم و بهتر از آنی را که به تن آنهاست، انتخاب می کنم و ...

یک خاطره: یکی از آشنایان پس از مراجعت از کلانشهر دردندشت تهران به وطن آبا و اجدادی خود زد به کار بوتیک لباس. اوایل که برای جذب مشتری باید با سود خیلی کم شروع می کرد. یواش یواش مشتریان شروع کردند به سفارش طرح و مدل و رنگ و نوع کالا. می گفت اگر دیروز شلوار دم پا ریش سفارش می داد، فردا دنبال دم پا زیپی بود. اگر دامن 8 ترک می خواست، هفته بعد دنبال 16 ترک بود و ... بالاخره از همین طریق ورشکست شد چراکه اجناس خریداری شده رو دستش باد می کرد و مدل قدیمی هم مشتری نداشت.

امروزه بسیاری از بوتیک های لباس فروشی فقط به تهیه و فروش لباس هایی می پردازند که مشتری پسند روز دارد و آن دسته از افراد که به دنبال لباس های مناسب و ارزشی هستند، جهت رفع نیاز خود باید به خیاطی ها مراجعه کنند که چون سفارشی است برای خریداران گران تمام می شود. راستی هیچ فکر کرده ایم که مدل های بی کیفیت روز و به ظاهر قشنگ، با چه هدفی تهیه و توزیع می شوند؟

تن آدمی شریف است به جان آدمیت                    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

اگر مخصوصاً برای خانم ها شلوارهایی تولید می کنند که به ظاهر به شکل دو تا دامن است و حجم و اندازه ساق و ران پای شان به علت بدن نما بودن پارچه، از دور جهت تماشا بدون هزینه در اختیار علاقمندان قرار می گیرد، به چه منظوری است؟ اگر کفش و یا مخصوصاً کتانی تولید می شود که با انواع و اقسام طراحی ها به مقدسات دین اسلام توهین می شود، چه هدفی را دنبال می کنند؟ اگر مانتویی عرضه می شود که علاوه بر کوتاهی و تنگی و کشی و بدن نما بودن، یقه شان را تا بین دو سینه چاک می دهند، برای چیست؟ اگر شرتی دوخته می شود که آرم های متعدد ضدبشری مخصوصاً از پشت تماشایی است، به چه منظوری است؟ هدف از  فروش روسری ها و شال های کوتاه و بدن نما چیست؟ تولید و عرضه انبوه پوشاک اندامی با چه اهدافی صورت می گیرد؟ ایجاد نمایشگاه های عرضه لباس های زیر و به ویژه مخصوص خانم ها آن هم توسط آقایان چه چیزی را به ذهن متبادر می کند؟ و دهها سئوال و معمای حل نشده و بی پاسخ دیگر.

بهتر است برای تهیه پوشاک خود کمی دقیق و نکته سنج و تیز بین باشیم.

مکالمه ای کوتاه با خداوند!

عرض کردم: خدایا از همه چیز و همه کس دلگیرم...

فرمود: حتی از من؟


گفتم: خدایا دلم را ربودند...

فرمود: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری...

فرمود: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنهاترینم...

فرمود: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم...

فرمود: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم...

فرمود: بیش از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگو من...

فرمود: من توام ، تو من ! ...