تصمیم گیری اشتباه در انتخاب رشته

حدوداً 20 سال دانش آموزان در پایان سال اول متوسطه اقدام به انتخاب رشته می کردند و در سال دوم در یکی از رشته های تحصیلی موجود از قبیل شاخه نظری شامل رشته های ریاضی فیزیک، علوم تجربی، علوم انسانی و معارف اسلامی و یا در شاخه های فنی حرفه ای و کاردانش با طیف گسترده رشته های مرتبط در زمینه های صنعت، خدمات و کشاورزی ثبت نام و ادامه تحصیل می دادند و در نهایت دیپلم می گرفتند و ...

این مهم در اوایل بحث نظام جدید با یک مدیر دروس و مشاور دنبال می شد؛ لکن به مرور زمان پست مدیر دروس حذف و فقط مشاور نقش داشت تا این اواخر نقش کلیدی مشاور نیز کمرنگ شد و بالطبع دانش آموزان که در سنین نوجوانی به سر می برند، با انواع مسائل و مشکلات و چالش های متعدد تحصیلی، سازشی، شغلی و خانوادگی مواجه می شدند، بدون حضور فعال مشاوران و یا عدم دسترسی آسان و دلایل دیگر از مشورت با مشاوران بی بهره بودند و برخی از همین دانش آموزان با مشکل عدم انتخاب صحیح رشته تحصیلی برخورد کردند که به ناچار به دلیل مسکن و دوری راه و امور مالی و خانوادگی با ثبت نام در همان مدرسه قبلی مجبور بودند کاری بکنند که دلشان نمی خواهد و یا بر اساس میل و دستور والدین چنین تصمیمی را مجبوراً پذیرفته اند؛ کما اینکه برخی از همین دانش آموزان ترک تحصیل را ترجیح می دادند. و یا با انتقال به مدرسه جدید با تعداد کم رشته ها و عدم توازن در این امر مهم و یا حجم بالای دانش آموزان در یک رشته و کلاس خاص مورد بی مهری مسئولین مدرسه قرار می گرفتند و باید در رشته ای نام نویسی می کردند که دوست نداشتند. با گذر زمان متوجه می شدند که دروس و محتوای مطالب برایشان اهمیتی ندارد و یا سخت است. و یا با نگاه سطحی به دوستان خود به دلیل تحت فشار قرارکرفتن از سوی گروه همسالان متقاضی تغییر رشته بودند. فلذا انگیزه لارم جهت ادامه تحصیل نداشته و ندارند. مثلاً کتاب و دفتر و سایر ملزومات مدریه ای را یا تهیه نکرده اند و یا به همراه ندارند. نیز با تأخیر ورود و غیبت های مکرر به نوعی اعتراض خود را پیگیری می کنند. ...

توصیه ما این است که هنوزم دیر نشده و با یک مشاور تحصیلی مجرب و کاربلد مشورت کرده و تصمیمی عاقلانه تر بگیرید تا رضایت خاطر شما فراهم آید. همچنین سرمایه انسانی کشور ما به هدر نرود. ما اعتقادمان این است که شما دانش آموزان سرمایه اصلی در بخش نیروی انسانی کشور عزیزمان ایران هستید.

سربلندی شما آرزوی ماست...

     مشکلات سازشی ابتدای سال تحصیلی دانش آموزان

از چالش های مهم و آغازین سال تحصیلی در مدارس بروز حس خودبرتربینی و نفرت از دیگران می باشد. این مهم به ویژه به سراغ دانش آموزانی می آید که سابقه ی تحصیل در مدرسه فعلی را دارا هستند و با افراد تازه وارد برخورد مطلوبی ندارند. نیز برخی از قلدرها که از مدارس دیگر انتقال پیدا کرده و می بایست در مدرسه ی جدید ادامه ی تحصیل دهند، به دلایل متعدد سعی در اثبات جایگاه خود دارند.

زمانی که مسئولین مدرسه موضوع را مورد بررسی قرار می دهند، دلایل مختلفی را از زبان طرفین درگیر می شنوند که قابل تأمل است:

   
   

چرا مرا نگاه کردی؟

چرا برای من ادا درآوردی؟

چرا متلک انداختی؟

چرا تیکه پراندی؟

چرا از من جلوتر حرکت کردی؟

چرا کارهایت را از من زودتر انجام دادی؟

چرا به من سلام نکرد؟

چرا سلام ما را جواب نداد؟

چرا لقمه و میوه و خوراکی را به ما تعارف نکرد؟

چرا وقتی کم خواستم، دریغ کرد؟

چرا وقتی ازش وسیله ای خواستم، به من نداد؟

چرا بی جهت از من شکایت کرد؟

...

کنکوری های عزیز خداقوت

از خداوند متعال برای تمام شما دانش پژوهان توفیقات الهی را مسئلت دارم.

به هرحال آزمون نفس گیر کنکور هم تمام شد. حال ما هستیم با یک دنیا امید و آرزو و روزشماری که خیلی هم دیر می گذرد تا اینکه نتایج کنکور اعلام شود و وضعیت خود را مشاهده کنیم. الاایحال دو امکان بیشتر وجود ندارد: یا در مرحله ی اول قبول می شویم و یا در همین مرحله رد.

اگر به شرایط انتخاب رشته رسیدیم که حق انتخاب 100 رشته را داریم، باز با توجه به عملکرد خودمان که عالی ، خیلی خوب ، خوب ، متوسط و یا ضعیف و خیلی ضعیف بوده، می توانیم حدس بزنیم که در کدام دانشگاه و یا در کدام رشته امکان پذیرش ما وجود دارد. رتبه های ما هم از یک رقمی هست تا 6 رقمی. احتمال این هم وجود دارد که داوطلبی با رتبه های بسیار خوب نتواند رشته ی خوبی را که دلخواهش باشد و با توجه به استعداد و علاقمندی و شرایط دیگر انتخاب کند و این مورد را باید با کمک مشاوران ماهر و توانمند و مجرب بررسی نمود تا بعداً مشکلی پیش نیاید. مرحله ی دوم قبولی هم کار آسانی نیست و به علت اینکه 3 برابر ظرفیت اعلام می شود، بنابراین دو سوم ریزش دارند و فقط یک سوم راهی دانشگاه ها می شوند.

بین کنکور تا اعلام نتیجه ی اولیه حدود یک ماه و اندی وقت باقیست. اگر دچار اضطراب و دلشوره شویم و یا با توجه به عملکرد خود و سطح سئوالات و ... دچار افسردگی شویم و یا اینکه دچار ناامیدی و ... شویم کاری پیش نمی رود.

ما که هدف داشتیم و برنامه ریزی کرده بودیم و تلاش هم کردیم و سعی کردیم چیزی کم نگذاریم. هرچند برخی آن طور که باید به اصول کار کنکور چندان واقف نبوده و یا عامل نبودند. هرکه طاووس خواهد جور هندوستان کشد ولی هرکسی خربزه بخورد پای لرزش هم می نشیند.

بهتر است هرچه بوده و هر اتفاقی افتاده را به فال نیک بگیریم و منتظر بمانیم تا نتیجه ی کار خود را ببینیم. آن وقت تصمیم بگیریم که چه کاری درست است. به خودمان استراحت بدهیم. اقداماتی را به عمل آوریم تا خود را از تحلیل جسمی و روحی در آوریم.

دخترخانم ها که برایشان فرقی نمی کند قبول بشوند یا نه، چون مشکل سربازی ندارند. البته در این که هیچ شکی نیست که همگی دوست دارند یک راست بروند دانشگاه انشاءا... اما پسرها اگر قبول نشوند و شرایط اعزام به خدمت مقدس سربازی را پیدا کنند، راهی ندارند جز اینکه بروند دوران آش خوری! آن دسته از داوطلبانی هم که برای اولین بار کنکور داده اند، اگر قبول نشوند چیزی از دست نداده اند، چون فعلاً وقت دارند و می توانند سال بعد با برنامه ریزی و تلاش بیشتری عمل کنند.

با آرزوی موفقیت روزافزون

من و پدرم

چند روزی هست که از مناسبت میلاد مولی الموحدین، امیرالمؤمنین، حضرت علی بن ابیطالب (ع) که به عنوان روز مرد و نیز بزرگداشت مقام پدر نامگذاری شده است، می گذرد. البته تا آنجا که ما می دانیم این گوهر بی نظیر و نایاب در تمام ایام نقش آفرینی می کند و مسئولیت های خود را فراتر از حد انتظار به نحو احسن انجام می دهد تا جای کمبود، ضعفف، نقص و اشکالی نباشد تا احساس شرمندگی کند. ما دست همه پدران را می بوسیم و به مقام آنها ارج و احترام می گذاریم و برای شیرمردان و پدران ارزشمند آرزوی صحت، سلامتی و سرافرازی و برای آن پدران زحمتکشی که دست شان از دنیا کوتاه شده و به سرای باقی شتافته اند، غفران الهی و بهشت خداوندی آرزو داریم.

مناسب دیدیم در این فرصت متنی زیبا را تقدیم کنیم تا تلنگری بر ما باشد تا قدر پدران این دلاورمردان پرکار را بیش از پیش بدانیم. یادمان باشد بر اساس نص صریح قرآن کریم ما حق نداریم به پدر و مادرمان حتی (اف) بگوییم...

من 4 سال دارم : پدرم بهترین است .

من 6 سال دارم : پدرم همه ی مردم را می شناسد .

من 10 سال دارم : پدرم خیلی خوب ، ولی کم حوصله است .

من 12 سال دارم : وقتی کوچک بودم ، پدرم مهربان بود .

من 14 سال دارم : پدرم واقعاً دارد حساس می شود .

من 16 سال دارم : امکان ندارد پدرم با این دوره پیش برود .

من 18 سال دارم : با گذر هر روز ، به نظر می رسد اخلاق پدرم تندتر می شود .

من 20 سال دارم : خیلی سخت است که با پدرم سازش کنم. تعجب می کنم مادرم چطور توانست او را تحمل کند ؟!

من 25 سال دارم : پدرم به هر چیزی اعتراض می کند .

من 30 سال دارم : خیلی سخت است که با پدرم  کنار بیایم .

من 40 سال دارم : پدرم در این زندگی مرا بسیار قانونمند تربیت کرد . من ناچارم همان ها را انجام بدهم .

من 45 سال دارم : سرگردانم ! پدرم چطور توانست همه ی ما را تربیت کند ؟!

من 50 سال دارم : سخت است که در مورد فرزندانم عادلانه نظر بدهم . چقدر پدرم در تربیت و نگهداری ما رنج کشید !

من 55 سال دارم : پدرم دوراندیش بود و برای ما نقشه ها داشت. پدرم منحصر به فرد و مهربان بود .

من 60 سال دارم : پدرم بهترین است .

تمامی آنچه گذشت نیازمند گذر 56 سال -که یک دوره ی کامل است- می باشد تا به همان نقطه ی آغازین در 4 سالگی برگردد .

« پدرم بهترین است »

پس پیش از اینکه وقت از دست برود ، باید نیکی را در حق پدر و مادر ادا کنیم و از خداوند بخواهیم که با فرزندان خود رفتاری بهتر از پدر و مادرمان داشته باشیم .

مترجم: مرضیه چُروم – سایت تبیان (Tebyan.net)

وابستگی روانی سیگار


تاکنون به این نکته ی واقعی دقت کرده اید که برخی افراد همان اول صبحی سیگاری روشن کرده و با اشتهایی فراوان به آن مدام پُ ک می زنند و سرگردانی شان از همان ابتدای روز کاملاً آشکار است؟

تا آنجا که می دانیم مواد مخدر وابستگی جسمی روانی دارد و صد البته که دروازه ی ورودی آن همین سیگار است.

جای بسی تأمل است که سیگار وابستگی کاملاً روانی دارد و اعتیاد به آن واقعاً دردسرساز است.

در آیه ی شریفه ی 195 سوره ی مبارکه ی بقره از کلام وحیانی چنین آمده است:

«وَ لا تُلقُوا بِأَیدیکُم إِلَی التَّهلُکَة» خود را با دست خویش به هلاکت نیفکنید.

این همه اطلاعات و مستندات از طریق رسانه ها و جلسات و همایش ها به مردم ارائه می شود ولی کو گوش شنوا؟ کو چشم شنوا؟

پشت پاکت های سیگار تصویر ریه های سالم و ناسالم به نمایش و البته قضاوت عموم گذاشته شده است! ولی ...

اینکه سیگار سرطان زاست! ولی ...

اینکه بیش از 4000 ماده ی سمی در سیگار وجود دارد! ولی ...

اینکه هر نخ سیگار 10 دقیقه از عمر انسان را کم می کند! ولی ...

و اما یک خاطره ...

شبی یکی از بستگان جوان که سیگاری بود به اتفاق خانواده اش، مهمان خانه ی ما بود که یواشکی و به دور از چشم خانم  و بچه ها سیگاری روشن کرد و شروع کرد به کام گرفتن آن در کنار پنجره ...

من که برخی از تکنیک های علم طب روانی و فشاری را می دانستم، از بابت دلسوزی و خیرخواهی و کمک به وی تصمیم گرفتم تا موضوع را با ایشان مطرح کنم تا بلکه باعث ترک سیگار وی شوم و ...

یارو به جای اینکه سیگار را ترک کند، بعد از آن شب مرا ترک کرد و هرگز به خانه ام نیامد!

آی مردم! فکر می کنید سیگار کشیدن یعنی احساس بزرگی داشتن؟ اگر بزرگی به سیگار است، خدا کند هیچ وقت بزرگ نشوم!

آی نوجوانان! آیا سیگار کشیدن نوعی کنجکاوی است؟ الهی این کنجکاوی ام کشته شود!

آی جوانان! سیگار کشیدن یعنی به استقلال رسیدن؟ الهی هیچ وقت مستقل نشوم!

حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید: اگر انسان از چیزی محروم شود، نسبت به آن حریص تر می شود!

اگر سیگار کشیدن دیگران برای ما حسادت آورده است و یا حرص ما را درآورده است، مطمئن باشیم و البته می دانیم که کاملاً بی مورد است.

بیایید قدر خودمان را بیشتر بدانیم و موجبات بدبختی و فلاکت و بیچارگی و نابودی خودمان را رقم نزنیم!

اهمیت تحصیل

دانش آموز هستید یا دانشجو؟

برای چی درس می خوانید؟

اهداف شما از تحصیل چیست؟

فواید درس خواندن چیست؟

معایب و مضراتش کدام است؟

راستی خودخوان و مستقل هستید یا پدر و مادر و دیگر اعضای حانواده برای شما نسخه می پیچند که چقدر درس بخوانید و چطور بخوانید و از این حرف ها؟!

شطرنج

شطرنج چیه؟

تاحال باهاش ور رفتین؟

اصلن شما دوست دارین شطرنج بازی کنین یا نه؟

فوایدش کدومه؟

به نظر میرسه بار هوش و حافظه و یادگیری پرفایدس. اگه تجربه نکردین شروع کنین...

امتحانات پایان ترم

از یلدا گذشتیم  و به دیماه پا گذاشتیم و از شایعه ی نابودی جهان در روز 23 دسامبر هم خبری نشد و زندگی در جریان است و ما هم به امتحانات پایان ترم اول رسیدیم.

در ایام امتحانات معمولاً مدارس پس از ساعت برگزاری جلسات امتحانی تعطیل می شوند البته برای دانش آموزان. چه فایده ای برای دانش آموزان دارد، بماند! اغلب روزها هم پشت سرهم برنامه نداریم و برای هر درسی یکی دو روز وقت گذاشتن. حالا مفیده یا نه بماند! راستی شما به عنوان دانش آموز در ایام امتحانات پایان ترم چه برنامه ریزی دارید؟ آیا هر روزی که امتحان داریم فقط به همان اکتفا کنیم؟ در روزهایی که امتحان نداریم، تکلیف چیست؟ برای آن دسته از درس هایی که به پایان زمان بندی برنامه ی امتحانات موکول شده، چه فکری در سر دارید؟ جهت موفقیت خود در امتحانات این ترم چه نقشه ای کشیدید؟

جدول سودوکو

اگه یادتون باشه، قبلن در مورد جدول سودوکو یه چیزایی نوشته بودم و شما هم اطلاعاتی دارین.

این جدول اعداد غوغایی میکنه در مباحث ریاضی و محاسبات که نگو و نپرس. برای سرگرمی خودتون میتونین نشریات تاریخ گذشته رو از کیوسکای روزنامه فروشی تهیه کنین و مراحل ساده و آسونترشو حل کنین تا ذهن تون و هوش ریاضیتون راه بیفته و براتون کار کنه.

کسیکه بتونه مراحل از آسون به مشکل جدول سودوکو رو حل کنه نه تنها در درس بلکه در زندگی هم میتونه مسائل خودشو حل کنه. پس مبارکتون باشه!

دوست خوبی که همراه شما باشد

قدر خود را بدانیم

یادمان باشد

هیچوقت این دو جمله رو نگیم:
١)ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخام ببینمت

هیچوقت با این دو نفر همصحبت نشیم:
١)از خود متشکر ٢)وراج

هیچوقت دل این دو نفر رو نشکونیم:
١)پدر ٢)مادر

هیچوقت این دو کلمه رو نگیم:
١)نمیتونم ٢)بدشانسم

هیچوقت این دو کارو نکنیم:
١)دروغ ٢)غیبت

هیچوقت این دو جمله رو باور نکنیم :
١)آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه

*********************************

همیشه این دو جمله رو به خاطر بسپُریم:
١)آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدر و مادر

همیشه دو چیزو به یاد بیاریم:
١)دوستای گذشته رو ٢)خاطرات خوبت رو

همیشه به این دو نفر گوش کنیم:
١)فرد با تجربه ٢)معلم خوب

همیشه به دو چیز دل ببندیم:
١)صداقت ٢)صمیمیت

معلولینی که گفتند ما می توانیم

مسابقات پاراالمپیک امسال باعث شد یکبار دیگر روحیه ورزشکاری و روح المپیک زنده شود.

در المپیک امسال علاوه بر رویدادهای ورزشی که جذابیت خاص خود را دارند، ورزشکارانی حضور داشتند  که سختی ها و محدودیت های ناشی از معلولیت را به فرصتی برای درخشش خود تبدیل کردند. این آشنایی به زندگی ما روح تازه ای می بخشد.

بد نیست خودمان را با برخی از این معلولین مقایسه کنیم  کسانی که واژه (من می توانم) را معنا کردند.

*****

مت استاتزمن Matt Stutzman ورزشکار 29 ساله آمریکایی که بدون داشتن دست، در رقابت های تیر و کمان به کمک پاهای خود شرکت کرده است.

او کمان را به کمک شانه اش می کشد و تیر را با پایش در کمان می گذارد !

 *****

لو دونگ Lu Dong شناگر 20 ساله چینی که در روز اول مسابقات به مدال طلای رشته 100 متر کرال پشت کلاس S6 دست یافت.

او که فاقد هر دو دست است برای حرکت استارت در مسابقات و جهت ثابت ماندن در لبه استخر، حوله ای را که مربیش در دست دارد با دندان های خود محکم می گیرد.

 *****

 ژنگ تائو Tao Zheng شناگر 21 ساله چینی که در روز اول مسابقات به مدال طلای 100 متر کرال پشت کلاس S6 دست یافت.

او که فاقد هر دو دست است برای حرکت استارت در مسابقات و جهت ثابت ماندن در لبه استخر، حوله ای را که مربیش در دست دارد با دندان های خود محکم می گیرد.

 *****

ناتالیا پارتیکا Natalia Partyka ورزشکار 23 ساله لهستانی در رشته تنیس روی میز تک نفره زنان که یکی از شش ورزشکاری است که در طول تاریخ هم در المپیک و هم در پارالمپیک شرکت داشته است.

او در المپیک و پارالمپیک سال‌های آتن ۲۰۰۴ و پکن ۲۰۰۸ نیز حاضر بود و در پارالمپیک هر دو دوره مدال طلا را به گردن آویخت .

 *****

خوان خوزه مندز Juan Jose Mendez دوچرخه سوار 58 ساله اسپانیایی در رشته 1 کیلومتر کلاس C1-2-3 که فاقد دست و پای چپ است.

*******************

دیالوگی در فیلم هوگو بود که می گفت «خدا هرگز کار تکراری نمی کند و هر انسان به منظور خاصی خلق شده که هیچ کس دیگری نمی تواند جایگزین او باشد».

راستی:

چندبار فریادی از درون شما بلند شده که من متفاوتم ؟

چند بار آرزو کردید خود حقیقی تان را که فراتر از معمولی هاست بروز دهید؟

چند بار تصمیم گرفته اید در فلان کلاس شرکت کنید اما  همت نکرده اید؟

چند بار تصمیم گرفته اید کاری را انجام دهید اما تنبلی مانع شد؟

چند بار قصد کردید زندگی خود را تغییر دهید؟

چندبار نتوانسته اید احساسات خود را کنترل کنید و اشتباه خود را تا شکست کامل پیش برده اید؟

چند بار تصمیمات احساسی تان شما را از زندگی عقب انداخته؟

چند بار نتوانسته اید احساسات خود را کنترل کنید و بی جهت عصبانی شده اید؟

در یک کلام  چندبار تصمیم گرفته اید اراده و همت خودرا تقویت کنید؟

این متن برای  تضعیف روحیه شما نیست بلکه فقط خواستم بدانید باید اراده ای آهنین داشته باشید و اهداف خود را در نیمه راه رها نکنید  از هیپنوتیزم استفاده کنید.

بیایید از همین امروز شروع کنیم

خلوت یا غربت

وقتی تنها هستید آن را خلوت خود بنامید نه غربت و بی کسی.

مدیر کنترل رفتار شما خودتان هستید یا ...

در متون روان شناسی و تحقیقات علمی و حتی پرسشنامه ی منبع کنترل اینطور آمده است که معمولاً منبع و مدیر کنترل رفتار هرکسی یا فقط درونی بوده و به خودش مربوط است و یا بیرونی هست که بر اساس شرایط و قوانین موجود و نیز افراد و یا حضور در جمع و جامعه عمل می کند و یا تلفیقی از این دو را با هم توأمان از خود بروز می دهد. علی هذا کودکان و نوجوانان که هنوز به رشد کافی و مرحله ی تفکر صوری و انتزاعی نرسیده اند، از منبع کنترل بیرونی تبعیت می کنند.

این دسته از افراد از بزرگترهایشان حرف شنوی دارند و به دستورات و امر و نهی های آنها پاسخ مثبت می دهند و در صورت تمرد و سرپیچی و یا حتی فراموشی و غفلت و بی توجهی و تنبلی و کسالت در اجابت به خواسته های والدین و مربیان و دیگر مسئولین مرتبط بازخواست شده و احتمال اینکه تنبیه شوند، زیاد است. بنابراین بچه ها غذایشان را می خورند، نظافت فردی و گروهی - خانوادگی را رعایت می کنند، ناخن های خود را کوتاه و تمیز نگه می دارند، مشق هایشان را به موقع می نویسند، تکالیف خود را سر وقت انجام می دهند، به دیگران کمک می کنند، خریدهای کوچک را انجام می دهند، نمایندگی کلاس را با جان و دل می پذیرند، از خیابان با احتیاط عبور می کنند و ... چون می ترسند در صورت اشتباه مؤاخذه شوند و دیوارشان کوتاه خواهد بود و یا امکان دارد از مزایایی محروم شده و یا توبیخ و تنبیه شوند. بنابراین خودشان چندان کنترلی بر رفتار خود بطور مستقل ندارند و به دنبال جلب رضایت دیگران و البته بزرگترهای قابل اعتماد خود هستند. قابل ذکر است که کم نیستند بچه ها و نوجوانانی که رفتار شجاعانه ی «نه گفتن» را بلد نیستند و برخی از بزرگترهای ناجوانمرد خودی و یا بیگانه نهایت سوءاستفاده در ابعاد مختلف را از آنها به عمل می آورند.

اما از سن نوجوانی به بالا در صورتیکه فرد از نظر شخصیتی در موقعیت بچگی خود تثبیت شده باشد، تا روزی که بفهمد، باید تحت نظر دیگران اقدام به کار درست کند و یا برای جلوگیری از اعمال قانون و یا دوری از جریمه های سخت نظیر بازداشت موقت، اتهام قانونی، بازجویی در آگاهی و یا دادگستری، نیز جلوگیری از زندانی شدن و اجرای حد و تعزیرات قانونی و شرعی مجبور می شود تا دست از پا خطایی نکند و این خود سم مهلکی است در تداوم و استمرار زندگی؛ چراکه همیشه فرد و یا افرادی باید باشند و یا قوانینی باید عملی گردد و ... و بالاخره محدودیت هایی باید وجود داشته باشد تا چنین فرد و یا اشخاصی  مانند بقیه ی مردم به زندگی عادی بپردازند و دست از ایجاد مزاحمت برای خانواده، افراد و جامعه بردارند؛ در غیر اینصورت اگر کسی مانع آنها نباشد، به راحتی قانون را زیر پا گذاشته و حتی اصول اخلاقی و انسانی را دور می زنند. با وجود چنین خصایصی فرهنگ شهروندی زیر سئوال می رود و نیز امنیت، اعتماد و آسایش جامعه سلب می گردد.

جهت تفهیم بیشتر به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم که می توانید آنها را در ادامه ی مطلب از نظر بگذرانید:
ادامه نوشته

مواظب باشيد!!!!

مواظب باشد!

والدین، مربیان و سرپرستان بیشتر مواقع به فرزندان، دانش آموزان و بچه های خود سفارش می کنند که مواظب خود باشید تا مشکلی پیش نیاید.

مطمئناً این امری است که از سر دلسوزی و علاقمندی به زیردستان دائماً سفارش می شود تا در صورت دورشدن از آنها وظیفه ی مراقبت از جان، مال، آبرو و دیگر ارزش های وجودی خود را شخصاً به عهده گیرند.

دیدگاه تجربی بزرگترها حکم می کند که در استقلال بخشی به نزدیکان خود توصیه های ایمنی را شدیداً دنبال کنند و با انتقال ارزش ها و باورهای اساسی درونی و اصیل به مجموعه ی تحت سرپرستی خود، هدف والای تربیتی را جامه ی عمل پوشانده و آنها را ضمن سالم بارآوردن از هر جهت آماده ی قبول مسئولیت زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی نمایند.

آن دسته از افرادی که توصیه های محبت آمیز و دلسوزانه ی بزرگترها را در مسیر زندگی گوش کرده و جدی می گیرند، موفق می شوند به سرمنزل مقصود برسند و بدون حادثه و یا با گرفتاری کمتری امور را پشت سر بگذارند؛ لکن اگر آدم ها از کودکان و نوجوانان دانش آموز تا جوانان دانشجو و حتی میانسالان شاغل و در یک کلام هر انسانی در هر موقعیت مکانی و زمانی و شرایط تحصیلی و شغلی و شخصیتی و با هر وضعیت موجودی گوش به فرمان به حق بزرگترها از والدین و معلمان تا دوستان و بستگان و نیز رسانه های سمعی و بصری و مکتوب مفید و سالم نباشند، معلوم نیست که چه عواقب سخت و هولناکی در انتظار آنان خواهد بود!

آسیب های اجتماعی، حوادث غیرقابل پیش بینی، اتفاقات قابل مشاهده ی طبیعی، بیماری های جسمی، اختلالات روحی- روانی، درگیری ها، تجاوز به حقوق، مردم آزاری ها و ... از جمله آفت هایی هستند که درصد بالایی از افراد بدبخت و بیچاره را گرفتار می کند.

مصداق های بارزش به شرح زیر فهرست می گردد. شما هم توجه کنید ببینید که آیا یک، دو و یا چندتا و یا تمام اینها برای شما آشنا نیست؟ از چه کسی شنیدید؟ چه وقت بود؟ کجا بود؟ لازم بود یا نه؟ چه دلیلی داشت؟

بچه جون!

كودك من!

نوجوون من!

جوون من!

پسرم!

دخترم!

دانش آموز عزيز!

دانشجويان گرامي!

مواظب باش نسوزی

مواظب باش زمین نخوری

مواظب باش تو چاله ی آب نیفتی

مواظب باش دیوار رو سرت خراب نشه

مواظب باش وسایل پرتابی به سرت نخورده

مواظب باش برق نگیره تو رو

مواظب باش سگه گازت نگیره

مواظب باش تو دریا غرق نشی

مواظب باش گاز خفت نکنه

مواظب باش چاقو دستتو نبره

مواظب باش پرده ی گوشت سوراخ نشه

مواظب باش چشات کور نشن

مواظب باش دندونات خراب نشن

مواظب باش دست و پات زخمی نشن

مواظب باش میخ و سوزن تو دست و پات فرو نره

مواظب باش چکش نخوره به انگشتات

مواظب باش حیوونای وحشی بهت حمله نکنن

مواظب باش لباساتو با قیچی و تیغ نبری

مواظب باش داری ناخن می گیری

مواظب باش به تلویزیون زیادی نزدیک شدی

مواظب باش رنگ به لباست نپاشه

مواظب باش گردوغبار وارد چشم و دهانت نشه

مواظب باش دست و پات لای در گیر نکنه

مواظب باش از خیابون داری رد می شی

مواظب باش پله ها رو داری بالا میری یا پایین میای

مواظب باش لباساتو کثیف نکنی

مواظب باش وقتی ظرفا رو داری می شوری

مواظب باش وسایلت گم نشن

مواظب باش از کیف و جیبت دزدی نکنن

مواظب باش کسی از ورقت تقلب نکنه

مواظب باش موبایل و کامپیوترت رو حک نکنن

مواظب باش استخون ماهی تو گلوت گیر نکنه

مواظب باش سوار ماشین غریبه ها و شخصی نشی

مواظب باش به رفقات باج ندی

مواظب باش انحراف به چپ نکنی

مواظب باش عکس و فیلم شخصی و خونوادگیت لو نره

مواظب باش هرجایی نری

مواظب باش پولاتو بیخودی خرج نکنی

مواظب باش دوس دختر و یا دوس پسر فقط یه بازیه اونم از نوع مخ زنی و دور شدن از مسیر زندگی و نهایت بدبختی

مواظب باش مزاحم تلفنی نداشته باشی

مواظب باش با هرکی قرار نذاری

مواظب باش با نامحرم خلوت نکنی

مواظب باش دست نامحرم بهت نخوره

مواظب باش با این سر و وضه و آرایش و لباسی که تنته، جلب توجه می کنی و کاملن مورد تأیید شیطونی

مواظب باش یارو دورت نزنه

مواظب باش ازت سوءاستفاده ی جنسی نکنن

مواظب باش مریض نشی

مواظب باش به موقع به مدرسه، دانشگاه و محل کارت برسی

مواظب باش درس و تکالیفتو به موقع حاضر کنی

مواظب باش نمرت کم نشه

مواظب باش تصادف نکنی

مواظب باش موتور و ماشین بهت نزنن

مواظب باش لباس به اندازه ی کافی بپوشی

مواظب باش پرخوری نکنی

مواظب باش از بالای درخت و ساختمون پایین نیفتی

مواظب باش دست و پات نشکنه

مواظب باش وسایل رو نشکونی

مواظب باش بدقواره نشی

مواظب باش با کیا بروبیا داری

مواظب باش ندزدنت

مواظب باش امانتیا رو سالم نیگرداری تا برشون گردونی

مواظب باش بابا، مامان و مدیر و ناظم و معلم تنبیت نکنن

مواظب باش غذا رو شور کردی

مواظب باش آب، شیر، چای و غذا رو ریختی

مواظب باش به اموال مردم آسیب نرسونی

مواظب باش...

ادامه نوشته

روش تصمیم گیری منطقی

  تصمیم گیری بخش مهمی از زندگی است و ما هر روز بارها مجبور به تصمیم گیری های کوچک و بزرگ هستیم؛ مانند: کجا برویم، چه بخریم، چه بخوریم، چگونه حرف بزنیم، به چه کسی رأی بدهیم، هنگام عصبانیت چه کار کنیم، چه شغلی، دوست یا همسری انتخاب کنیم و ...

     این تصمیم ها بخشی از زندگی ما را تشکیل می دهد و ما با انتخاب ها و تصمیم های خود قدرت می یابیم.

ادامه نوشته

نكات كليدي براي نوجوانان در ارتباط خود با والدين خود

 برخی از نوجوانان معمولاْ به دلایل مختلف و متعدد سازش چندانی با والدین و خانواده خود ندارند. نوجوان که از دنیای کودکی و بچه حرف گوش کنی دوره ابتدایی به مرحله بلوغ و رشد در ابعاد گوناگون رسیده و به جای اطاعت از دستورات والدین، فشار مضاعفی را از سوی همسالان تحمل می کند. بنابراين به تعارضاتي مي رسد كه حل آنها برايش گاهي مشكل و دردسرساز مي شود. چه كار بايد كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهتر است ادامه مطلب را پيگير باشيد تا كليد حل مشكلات خود با والدين تان را پيدا كرده و مطمئن باشيد با عمل به آنها به موفقيت و رشد و پيشرفت خواهيد رسد. انشاءا...

ادامه نوشته

مهارت های زندگی 3 (ارزش ها)

ارزش ها چیست؟

ارزش ها اصول، عقاید و ایده هایی هستند که ما احساس عمیقی نسبت به آنها داریم. آنها هدف ما در زندگی هستند و ما برای رسیدن به آنها تلاش می کنیم و بر اساس آنها تصمیم می گیریم. البته خانواده مهم ترین و قوی ترین منبع پیام های ارزش دهی افراد محسوب می شود. پس هریک از ما ارزش های ویژه ای داریم که شاید دیگری از تمام و یا قسمتی از آن بهره مند باشد. بسیاری از ارزش ها قابل تغییرند چراکه آموختنی هستند. بنابراین لازم است ارزش های خود را مرور کرده و در صورت نیاز آنها را اصلاح کنیم؛ چراکه گاهی اوقات ارزش هایی که از خانواده، جامعه و یا گروه هایی که با آنها در ارتباط هستیم می گیریم، ناسالمند. بعضی وقت ها در جمع دوستان و همسالان، رفتارهایی ارزشمند تلقی می شوند که کاملاً نادرستند مثل تحقیر و تمسخر افرادی که با ما متفاوتند، زیاد صحبت کردن، سیگار کشیدن، پوشیدن لباس های زننده، ویراژدادن موتور و ماشین و... .ولی هرچه ما بزرگ تر و باتجربه تر می شویم از ارزش های ساده و سطحی به ارزش های پیچیده و عمیق تر می رسیم و ارزش های ناسالم و نادرست را شناسایی و به ارزش های سالم و درست تبدیل می کنیم.

یکی از روش های خوب جهت پیداکردن ارزش های سالم و مطلوبتر، صحبت کردن و تبادل نظر درباره ی ارزش های مختلف است؛ ذهن ما با برقراری ارتباط کلامی با دیگران نسبت به مسائل و موضوعات اطراف بازتر می شود.

راه های پی بردن به ارزش ها:

الف- شناخت آن چیزهایی که ما با آنها موافق و یا مخالفیم(ارزش و ضد ارزش) یعنی چیزهایی که ما آنها را پذیرفته ایم.

ب- شناخت آن چیزهایی که ما آزادانه آنها را انتخاب کرده ایم و کسی ما را وادار و مجبور به انتخاب آن ارزش ها نکرده است اگرچه خانواده و دوستان و همسالان و دیگر افراد جامعه حتماً بر ما تأثیرگذار بوده اند.

ج- شناخت آن چیزهایی که ما به آنها اعتقاد داریم و حاضریم تا از آنها دفاع کنیم.

د- شناخت آن چیزهایی که رفتار و زندگی ما را هدایت کرده و به آنها جهت می دهند.

ضرورت و اهميت برنامه ريزي

 

برنامه ریزی در پیشبرد اهداف افراد نقش مهمی دارد. البته فرقی نمی کند که دانش آموز باشی یا دانشجو. کارمند باشی یا کارگر. فرهنگی باشی یا هنرمند. کوچک باشی یا بزرگ. دختر باشی یا پسر. پیر باشی یا جوان. بالاخره هر فرد باید در زندگی شخصی خود برنامه ریزی کند و مطمئناً از این طریق که مثل نقشه راه و یا ساختمان می باشد، زودتر و بهتر و راحت تر به اهداف و مقاصد دسترسی پیدا می کنیم. هرکس که می خواهد بدون برنامه ریزی موفق شود، ره به خرابات می برد و این خیلی خوش خیالی است که موفق شود. وقتی به سفر می خواهی بروی اگر مسیر را بلد نباشی و یا نقشه مورد نظر را همراه نداشته باشی و نیز راهنمایی نباشد که راه و مسیر را به تو نشان بدهد، چگونه می توانی به مقصد برسی. زهی خیال باطل. بنابراین بلند شو و هر طوری شده برنامه ای بریز که البته روشن و قابل اجرا باشد نه سنگین و دست و پاگیر و گمراه کننده ...

ادامه نوشته

مهارت های زندگی 2 خودشناسی

          ما می توانیم با شناخت و بررسی افکار، باورها، اعتقادات، ارزش ها، خصوصیات و ویژگی ها، استعدادها و توانمندی ها، علایق و رغبت ها ، نقاط ضعف و قوت، احساسات خوب و مثبت، احساسات بد و منفی، خلق و خو و شخصیت و... به خودشناسی برسیم؛ چراکه براساس فرمایش گرانبهای امام علی(ع): «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» هرکس خود را بشناسد خدای خود را شناخته است.

          برای شناخت خود می توانیم از دیگران پرس و جو کنیم. همچنین با درنظرگرفتن خصوصیات اخلاقی و رفتاری می توانیم به نقاط ضعف و قوت خود پی ببریم. حتماً به این نکته توجه داشته باشیم که ما انسان ها با یکدیگر فرق می کنیم و هرکدام از ما در این دنیا منحصر به فرد هستیم ومثل ومشابه ما یا وجود ندارد یا در همه جنبه ها مانند هم نیستیم. پس سعی کنیم در جهت رشد همه جانبه ی خود اقدام کنیم.

اهمیت ورزش

 

امروزه ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سرو کار دارند. برخی از مردم، ورزشکار حرفه ای اند و گروهی ورزشکار آماتور . گروهی طرفدار و علاقه مند به ورزش و دیدن برنامه ها، مسابقات و نمایش های ورزشی بوده، وعده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند.

وزارتخانه ها و ادارات ورزشی فراوانی تاسیس شده و مخارج زیادی صرف ورزش ، ساختن استادیوم ها، مجتمع ها و باشگاه های ورزشی و نیز تهیه وسائل و لباس های ورزشی و یا تماشای مسابقات ورزشی می شود. بخش های قابل توجهی از برنامه های تلویزیون ، رادیو ، مجلات و سایر رسانه های گروهی، به ورزشی و اخبار ورزشی اختصاص دارد و خلاصه ورزش یکی از اموری است که در جهان به صورت جدّی مطرح بوده و از جهات مختلف دارای اهمیت می باشد، از جمله:

بدون شک، مردم و کشور باید در پی ایجاد کار و اشتغال سالم برای همه باشند، ولی آیا همیشه امکان اشتغال برای همه و به ویژه جوانان و نوجوانان فراهم است؟ اگر این امکان فراهم نشد، تکلیف چیست؟ آیا ایجاد سرگرمی های سالم و مفید نمی تواند از بسیاری انحرافات جلوگیری کند؟

    * ورزش یکی از مفیدترین و سالم ترین سرگرمی هایی است که می تواند اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را پر کند.

    * ورزش، کسالت و تنبلی را از انسان زدوده و به وی نشاط و شادابی بخشیده، او را برای انجام کارهای و وظایف فردی و اجتماعی آماده نموده و اخلاقش را بهبود می بخشد.

    * ورزش، روحیه شجاعت، از خود گذشتگی، مبارزه با ظلم و ظالم و دفاع از مظلوم را در انسان تقویت نموده، اراده وی را قوی می سازد.

    * ورزش، توان رزمی انسان را افزایش می دهد. بالا بودن توان جسمانی نیروهای نظامی و رزمی، تنها در زمان های گذشته که جنگ ها با سلاح های سرد صورت می گرفت، مورد توجه نبوده، بلکه امروزه نیز حائز اهمیت فراوان است و تمرینات بدنی قسمت عمده ای از آموزش های نظامیان و به ویژه کماندوها و نیروهای ویژه را تشکیل می دهد. همچنین افرادی که از نقطه نظر بدنی و جسمانی، ضعیف و یا ناقص باشند، در ارتش پذیرفته نشده و گاه از خدمت سربازی نیز معاف می گردند.

    * اهمیت سلامتی و توانمندی جسمانی بر کسی پوشیده نیست.

پیامبر گرامی اسلام صلی علیه واله در باره حق بدن بر انسان می فرماید:

اِنَّ لِرَبِّکَ عَلَیکَ حَقّاً، وَ اِنَّ لِجَسَدِکَ عَلَیکَ حَقّاً وَ لاَ هلِکَ عَلَیکَ حَقّاً؛

پروردگارت بر تو حقی دارد، و بدنت بر تو حقی دارد، و خانواده ات (نیز) بر تو حقی دارد.

آن چه در این حدیث ارزنده قابل توجه است، این است که پیامبر بزرگوار اسلام، تا بدان پایه برای جسم و بدن ارزش و اهمیت قابل است که حق بدن را در ردیف حق پروردگار (آن هم بلافاصله بعد از آن) و در کنار حق خانواده (و حتی قبل از آن) ذکر می فرماید. زمانی انسان می تواند حق پروردگار و خانواده خویش را به بهترین نحوی ادا کند، که از بدنی سالم و نیرومند برخوردار باشد.

ورزش، کمک شایانی به ایجاد و تقویت سلامتی جسمانی و روانی می کند، و افرادی که با روش صحیح ورزش می کنند و یا دارای کارهای با تحرک می باشند، سالم تر بوده و عمرشان از افرادی که کارهای بدون تحرک دارند بیشتر است.

شهید دکتر سیدرضا پاک نژاد در کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر می نویسد:

عضلات در حال ورزش10 تا 18 برابر در حال استراحت احتیاج به خون دارند،20دفعه بیشتر قند و اکسیژن مصرف می نمایند،50 بار زیادتر گازکربنیک دفع می نمایند، و با توجه به همین ارقام، اهمیت کار قلب هنگام ورزش روشن می گردد... .

در واکنش قلب در برابر کار عضلانی، مشاهده می شود ضربان های دبی، حجم خون، فشار خون و حتی ترکیبات فیزیکو شیمیایی خون را دگرگون می سازد. ضربان قلب هنگام کار بدنی، یعنی زمانی که عضلات را به فعالیت می داریم، 2- 3 و حتی 4 برابر، و امکان دارد به 200 ضربه در دقیقه برسد. حجم خون 2- 3 برابر و دبی قلب 6- 7 و حتی 8 برابر و گاه زیادتر شود و دبی قلب از 4 لیتر در دقیقه ممکن است به 30 تا 35 لیتر در دقیقه برسد، در صورتی که دبی قلب شخص سالم و ورزیده در حال معمولی 25 لیتر است... .

حجم قلب ورزش کاران و کارگرانی که کار بدنی سنگینی دارند، بدون شک افزایش می یابد، اما این افزایش به عقیده بسیاری، فیزیولوژیک و کاملاً طبیعی است. در اثر فعالیت بدن، حجم قلب افزایش می یابد، زیرا جدار بطن ها به ویژه بطن چپ ضخیم می شوند؛ یعنی همان طور که عضلات بازو در اثر ورزش یا ابتلا به برخی بیماری ها قوی می شود، عضلات قلب هم در اثر کار، قوی می گردد و در نتیجه قدرت انقباض قلب زیاد می شود... ."

وی در بخش دیگری از کتابش، در باره فواید ورزش چنین می نگارد:

    * قدرت انقباض و نظم ضربان قلب پس از مدتی ورزش کردن بهتر می شود... .

    * گنجایش ریه ها بیشتر می گردد و در نتیجه، اکسیژن بهتری و بیش تری به بدن می رسد... ورزش صحیح و معتدل و متناسب با مزاج، سبب نظم و ثبات حرکات تنفس می گردد و تنفس عمیق تر، ولی شمارش آن کم تر می شود.

    * هر چه شخص ورزیده تر باشد، مقدار سوخت بدنش نقصان می یابد؛ یعنی در حقیقت در اثر مدتی ورزش کردن، بدن بهتر از مواد غذایی خود استفاده می کند.

    * رشد و نمو بهتر انجام می گیرد، زیرا اکسیژن بهتر و بیشتر به تمام نسوج می رسد و در نتیجه، فعالیت غدد داخلی افزوده شده و بنابر عقیده ای در عضلانی که فعالیت می کنند، موادی ایجاد می شوند که به رشد و نمو کمک می نماید.

    * قوّه جذب و دفع بهتر می شود.

    * بدن عادت می کند در برابر مختصر فعالیت، ناگهان نفس تنگی پیش نیاید و ضربان قلب زیاد نشود و دیرتر خسته گردد و عرق نماید.

    * هماهنگی بین اعصاب و مراکز عصبی و تقویت اعصاب، ایجاد شده و کارهای فکری، آسان تر می شود."

در کتاب زن و ورزش نیز در باره فواید ورزش چنین آمده است:

"بدن انسان بر خلاف ماشین یا هر وسیله دیگر که بر اثر کار و فعالیت مستهلک می گردد، با کار جان گرفته و توانایی بیش تری کسب می نماید. در زمان های گذشته، حرکت و تمرین های بدنی، بخشی از کار روزانه فرد به شمار می رفت، اما امروزه بر اثر پیش رفت تکنولوژی و ماشین، باید بیش تر از گذشته در جستجوی حرکت بود، و هر فرد بایستی آن را در برنامه روزانه خود بگنجاند... .

تنفس و یا نفس کشیدن وسیله ای است که با آن، اکسیژن به همه بدن می رسد و مواد زاید و اکسیده به بیرون ریخته می شود. در خلال تمرین، میزان نفس کشیدن افزایش می یابد. شخصی که بدنش تربیت شده با تمرین های ورزشی است، آهسته تر و عمیق تر از افراد دیگر نفس می کشد، فشارهای وارد بر سیستم تنفسی خویش را با تلاش کم تر و کارایی بیش تر پاسخ گوست.

تمرین ها به دستگاه هاضمه به دو طریق کمک می کنند:

    * به علت پی آمد نیاز بدن به غذا، اشتها را افزایش می دهند.

    * حرکت اندام های هاضمه تسریع می شود و حرکات دودی شکل معده – که موجب هضم غذا می گردد – سریع تر و راحت تر صورت می گیرد.

    * تمرین های ورزشی ، عمل تخلیه را بهبود و از یبوست پیش گیری می کند. حرکات دودی شکل افزایش می یابد و در نتیجه ، روند ترشحات بدن کار آمدتر تنظیم می شوند. به طور کلی افرادی که فعالیت های جسمانی بیش تری دارند، کم تر از افراد کم حرکت ، به بیماری سنگ کلیه و اختلالات مشابه به آن مبتلا می شوند.

    * بسیاری از مواد زاید، از طریق غدد عرق در پوست بدن بیرون ریخته می شود. این فرایند با تمرین های شدید ورزشی تسریع می شود؛ علاوه بر این، عرق کردن باعث تمیز شدن پوست می گردد.

    * ارزش دیگر تمرین های ورزشی، در افزایش تولید سلول های قرمز خون در بافت های لنفاوی استخوان است. شمارش هموگلوبین خون بر اثر فعالیت بالا می رود. تمرین ها از بالا رفت فشار خون جلوگیری می کند."

    * به طور کلی نقش ورزش در سلامتی انسان آن قدر زیاد است که امروزه بسیاری از بیماری ها را با ورزش مداوا می کنند، که به این شیوه مداوا "ورزش درمانی" گفته می شود.

    * امروزه ورزش در سطح بین المللی ، بعد سیاسی نیز به خود گرفته است. گاه اتفاق می افتد کشوری که بیش تر مردم حتی نام آن را نشنیده اند، یک باره در جهان مطرح شده و به واسطه پیروزی های ورزشی، نامش در صفحه اول روزنامه های جهان و صدر اخبار قرار می گیرد. شرکت و یا عدم شرکت تیم های ورزشی یک کشور در یک کشور دیگر نیز، گاه جنبه سیاسی داشته و به معنای دوستی، دشمنی، اعتراض و ... تلقی می شود.

    * در انسان غریزه قدرت طلبی، برتری جویی و مبارزه وجود دارد. ورزش و مسابقات ورزشی اگر در محیط و جوّ سالم برگزار شوند، زمینه اشباع این غریزه از طریق صحیح را فراهم می سازند. اگر این غریزه و سایر غرایز، کنترل نشده و به مسیر صحیح هدایت نشوند، برای جامعه بشری مشکل ساز و مساله آفرین خواهند بود.

    * ورزش، توان انسان را برای انجام کارهای روزمره شخصی و اجتماعی بالا می برد، حتی عباداتی از قبیل نماز ، روزه ، حج و جهاد نیز با بدنی سالم و نیرومند، بهتر، بیش تر و راحت تر جامه عمل به خود می پوشند.

    * انسان مایل است با دیگران باشد و با آنان بیامیزد. این غریزه و یا تمایل شدید را می توان از طریق ورزش بر آورده ساخت. در ورزش، در زمینه نیل به ارزش های اجتماعی دیگری نیز، چون کار گروهی، وفاداری، روحیه ورزشکاری می توان توفیق یافت. محیط صمیمانه و مطلوب ورزشی، اغلب فرصتی مناسب برای ایجاد روابط انسانی و شکل گیری دوستی هاست.

    * ورزش به انسان تحرک می بخشد و حرکت و تحرک به ویژه در کودکان لازمه رشد است. اگر عضو نیرومندی از اعضای بدن یک ورزش کار را چندین ماه در گچ قرار دهند و تحرک را از آن سلب نمایند، ضعیف و لاغر خواهد شد. اگر جنبش بدن کم شود، دفاع بدن کم و ضعیف می گردد، و همچنان که داشتن تحرک و ورزش موجب سلامتی بدن و طول عمر می گردد، نداشتن تحرک نیز موجب مرگ زود رس می شود.

مهارت های زندگی(1)

مقدمه:

          کنار آمدن  با فشارها و حل مسائل مختلف زندگی و کسب مهارت های فردی و اجتماعی، همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده و در دوره های مختلف زندگی اش، به شکل های گوناگون آشکار شده است. در دوره ی کودکی، تعارض ها جلوه ی چندانی ندارند اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری های ویژه ی سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش های درونی و محیطی بیشتر تظاهر پیدا می کنند.

          هم زمان با رشد جسمانی و روانی، انتظارات خانواده و جامعه نیز از فرد افزایش می یابد؛ به طوری که نوجوان می پذیرد به سبب زندگی اجتماعی، بخشی از تمایلات خود را محدود کرده و در چهارچوب هنجارهای اجتماعی و گروهی قرار دهد.

          سرانجام، دوره ی بی مسئـولیتی کـودکی، در اثـر الـزام های اجتماعی، جای خـود را به پذیرش واقعیت ها و تن دادن به خواسته های اجتماعی می دهد. در حقیقت، هدف رشد روانی نیز، رهایی از خودمحوری و نیل به جامعه نگری است. از یک سو گریز از هنجارهای گروهی و فرهنگی، موجب مخالفت و احیاناً واکنش جامعه و نهادهای متولی پاسداری از هنجارهای ارزشی، فرهنگی و اخلاقی می گردد و از سوی دیگر، در عمق و ژرفای شخصیت فرد، با ایجاد اضطراب و احساس گناه و شرم- که در اصطلاح روان شناسی اضطراب اخلاقی نامیده می شود- او را تحت فشار قـرار می دهد. در صورت استمرار رفتـار ضد اجتماعی، نتیجه ی واکنش هم زمان جامعه و درون فرد، آسیب روان شناختی در شخص و انحرافات و نابهنجاری های اجتماعی در جامعه است. علوم آسیب شناسی روانی و آسیب شناسی اجتماعی نیز با هدف شناخت و کاهش عوارض این آسیب ها به وجود آمده اند.

          اختلالات ذکرشـده در این واقعیت ریشه دارد که متأسفانه افـراد یک جامعه همـواره در مسیر بهنجار رشـد روانی و اجتماعی قرار نمی گیرند و به دلایل گوناگون تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان توان دریافت محرک های بیرونی و ایجاد توازن بین آثار این محرک ها و انگیزه های درونی خود را ندارند و بدین ترتیب رشد موزون و همه جانبه، که هدف اصلی تعالی انسان به طور کامل و حتی گاه به طور نسبی است تحقق نمی یابد. در این میان، هرچه جامعه پیچیده تر و ارتباطات بین فردی و اجتماعی وسیع تر گردد، تعارض های درونی و محیطی نیز سیر صعودی طی می کند و این همه به سرگشتگی و آشفتگی بیشتر فرد می انجامد. اعتیاد به سیگار، الکل، مواد مخدر، پناه بردن به انواع داروهای اعصاب و روان گردان، رفتارهای متنوع و پیچیده ی جامعه ستیزانه و انواع اختلالات روانی و عاطفی، محصول چنین فرایندی است.

          آنچه که امروزه به عنوان مهارت های زندگی مشهور است، حاصل کار پژوهشگران عصر حاضر نیست؛ بلکه بسیاری از این مهارت ها در لابلای تعالیم الهی و به خصوص در قرآن کریم و احادیث معصومین به کرات بیان شده است.

          بسیاری از علـوم به ویژه علوم انسانی بنابر قلمرو مطالعات خـود، بخشی از آسیب های فـردی و اجتماعی را مورد مطالعه قرار می دهند و به تناسب استدلال های علت شناختی، روش های درمـانی و پیشگیری ویـژه ای را پیشنهـاد می کنند. روان شنـاسـان در دهه های اخیر در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات اجتماعی، به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از اختلالات و آسیب ها در ناتوانی برخی افراد در تحلیل های خود و موقعیت خود ریشه دارند. بدین ترتیب، حال که نمی توان مانع تغییرات و پیچیدگی های جامعه و گسترش روابط اجتماعی و بین فردی شد، راهی جز آماده شدن افراد و به خصوص نسل نوخاسته برای روبه رو شدن با موقعیت های دشوار زندگی جدید باقی نمی ماند و با این استدلال است که روان شناسان، با حمایت سازمان های ملی و بین المللی برای پیشگیری از بیماری های روانی و کج روی های اجتماعی، آموزش و یادگیری مهارت های زندگی را در سراسر جهان چه در سطح مدارس و چه رسانه ها و ... آغاز کرده اند.

مهارت: داشتن توانایی انجام یک کار به بهترین شکل ممکن.

مهارت های زندگی: مهارت هایی هستند که به ما کمک می کنند تا زندگی خوب و شادی داشته باشیم یعنی مجموعه ای از توانایی ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند در حالی که فرد را قادر می سازند تا مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران، با خواست ها، انتظارات و مشکلات روزانه، به ویژه در روابط بین فردی به شکل مؤثری روبرو شود.

انواع مهارت های زندگی:

          شناخت خود- شناخت ارزشها- برقراری ارتباط- تصمیم گیری- پرهیز از عادات بد- حل مسئله- تفکر خلاق- تفکر انتقادی- ابراز وجود- اعتماد به نفس-  شناخت هیجانات- کنترل احساسات- همدلی و...

ادامه دارد...

پیام های سازنده در زندگی

عشق یعنی او هست و ما نیستیم

نقشه ی گنج در دست من است؛ چون زیبا می اندیشم

من معتقدم شخصی هستم که می توانم کارهای بزرگی انجام دهم

من شخصیتی مصمم و اراده ای قوی دارم؛ چون خودم راباور دارم

من خودم را دوست دارم و به خودم احترام می گذارم؛ من به خودم افتخار می کنم

من شاد و راحتم؛ من از خودم راضی ام و به سوی آینده ای روشن تر حرکت می کنم

من از فکر و اندیشه ی خدادادی ام در جهت مثبت و پیشرفت بیشتر استفاده می کنم

من خودم هستم؛ و هیچ وقت سعی نمی کنم شبیه شخص دیگری باشم و یا مثل آنها عمل کنم

وقتی که ناراحتم، سعی می کنم با اندیشیدن به چیزهای خوب زندگی ام، احساس بهتری داشته باشم

من در مورد خودم به تفکر می پردازم و دست به انتخاب ها زیرکانه ای می زنم که برایم خوب باشد

هر روز برای من یک شروع تازه است؛ بنابراین سعی می کنم در آن روز بهترین باشم

من سعی می کنم هر روز چیزهای تازه ای یاد بگیرم و اگر درست و منطقی باشند، به آنها عمل کنم

هر کسی اشتباه می کند، بنابراین به جای اینکه خودم را سرزنش کنم، سعی می کنم آن را دفعه ی دیگر، بهتر انجام دهم

اعتقادات و  ارزش هایی که من به آنها معتقدم، مرا راهنمایی می کنند که انجام چه کارهایی صحیح ودرست است

اگر کارها آنطور که باید پیش نرود، انجام آن کار را متوقف کرده و می اندیشم که چگونه می توانم آن را بهتر انجام دهم

وقتی که من از وقتم عاقلانه استفاده می کنم، معمولاً زمان کافی برای انجام کارهایی که دوست دارم، پیدا می کنم

مهم نیست که چگونه به نطر می رسم، بلکه مهم این است که چگونه رفتار می کنم و عملکرد من چیست

برای اینکه من دوستان بیشتری داشته باشم، با همه با مهربانی و صداقت و احترام رفتار می کنم

اینکه به دیگران چه چیزی بگویم و چگونه بگویم، به آنها می فهماند که من چگونه فردی هستم

وقتی که من به حرف های دیگران با حوصله و دقت گوش می کنم، نشان می دهم که به آنها علاقه مندم

من سعی می کنم که احساسات و افکار دوستانم رادرک کنم و آنهایی را که درست به نظر می رسد،به کار گیرم

بدون اینکه به خودم و یا اطرافیانم آسیب برسانم، راه حل مشکلاتم را یا خودم پیدا می کنم و یا از دیگران کمک می گیرم

من موقعی که عصبانیم، خودم را کنترل می کنم و می دانم که نباید به دیگران آسیب برسانم  

من فردی درستکارم، بنابراین سعی نمی کنم تقلب و سوءاستفاده کنم و باعث ناراحتی اطرافیان شوم