مهارت های زندگی(1)

مقدمه:
کنار آمدن با فشارها و حل مسائل مختلف زندگی و کسب مهارت های فردی و اجتماعی، همواره بخشی از واقعیت زندگی انسان بوده و در دوره های مختلف زندگی اش، به شکل های گوناگون آشکار شده است. در دوره ی کودکی، تعارض ها جلوه ی چندانی ندارند اما با افزایش سن و هنگام مواجهه با دشواری های ویژه ی سنین نوجوانی و جوانی، کشمکش های درونی و محیطی بیشتر تظاهر پیدا می کنند.
هم زمان با رشد جسمانی و روانی، انتظارات خانواده و جامعه نیز از فرد افزایش می یابد؛ به طوری که نوجوان می پذیرد به سبب زندگی اجتماعی، بخشی از تمایلات خود را محدود کرده و در چهارچوب هنجارهای اجتماعی و گروهی قرار دهد.
سرانجام، دوره ی بی مسئـولیتی کـودکی، در اثـر الـزام های اجتماعی، جای خـود را به پذیرش واقعیت ها و تن دادن به خواسته های اجتماعی می دهد. در حقیقت، هدف رشد روانی نیز، رهایی از خودمحوری و نیل به جامعه نگری است. از یک سو گریز از هنجارهای گروهی و فرهنگی، موجب مخالفت و احیاناً واکنش جامعه و نهادهای متولی پاسداری از هنجارهای ارزشی، فرهنگی و اخلاقی می گردد و از سوی دیگر، در عمق و ژرفای شخصیت فرد، با ایجاد اضطراب و احساس گناه و شرم- که در اصطلاح روان شناسی اضطراب اخلاقی نامیده می شود- او را تحت فشار قـرار می دهد. در صورت استمرار رفتـار ضد اجتماعی، نتیجه ی واکنش هم زمان جامعه و درون فرد، آسیب روان شناختی در شخص و انحرافات و نابهنجاری های اجتماعی در جامعه است. علوم آسیب شناسی روانی و آسیب شناسی اجتماعی نیز با هدف شناخت و کاهش عوارض این آسیب ها به وجود آمده اند.
اختلالات ذکرشـده در این واقعیت ریشه دارد که متأسفانه افـراد یک جامعه همـواره در مسیر بهنجار رشـد روانی و اجتماعی قرار نمی گیرند و به دلایل گوناگون تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان توان دریافت محرک های بیرونی و ایجاد توازن بین آثار این محرک ها و انگیزه های درونی خود را ندارند و بدین ترتیب رشد موزون و همه جانبه، که هدف اصلی تعالی انسان به طور کامل و حتی گاه به طور نسبی است تحقق نمی یابد. در این میان، هرچه جامعه پیچیده تر و ارتباطات بین فردی و اجتماعی وسیع تر گردد، تعارض های درونی و محیطی نیز سیر صعودی طی می کند و این همه به سرگشتگی و آشفتگی بیشتر فرد می انجامد. اعتیاد به سیگار، الکل، مواد مخدر، پناه بردن به انواع داروهای اعصاب و روان گردان، رفتارهای متنوع و پیچیده ی جامعه ستیزانه و انواع اختلالات روانی و عاطفی، محصول چنین فرایندی است.
آنچه که امروزه به عنوان مهارت های زندگی مشهور است، حاصل کار پژوهشگران عصر حاضر نیست؛ بلکه بسیاری از این مهارت ها در لابلای تعالیم الهی و به خصوص در قرآن کریم و احادیث معصومین به کرات بیان شده است.
بسیاری از علـوم به ویژه علوم انسانی بنابر قلمرو مطالعات خـود، بخشی از آسیب های فـردی و اجتماعی را مورد مطالعه قرار می دهند و به تناسب استدلال های علت شناختی، روش های درمـانی و پیشگیری ویـژه ای را پیشنهـاد می کنند. روان شنـاسـان در دهه های اخیر در بررسی اختلالات رفتاری و انحرافات اجتماعی، به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از اختلالات و آسیب ها در ناتوانی برخی افراد در تحلیل های خود و موقعیت خود ریشه دارند. بدین ترتیب، حال که نمی توان مانع تغییرات و پیچیدگی های جامعه و گسترش روابط اجتماعی و بین فردی شد، راهی جز آماده شدن افراد و به خصوص نسل نوخاسته برای روبه رو شدن با موقعیت های دشوار زندگی جدید باقی نمی ماند و با این استدلال است که روان شناسان، با حمایت سازمان های ملی و بین المللی برای پیشگیری از بیماری های روانی و کج روی های اجتماعی، آموزش و یادگیری مهارت های زندگی را در سراسر جهان چه در سطح مدارس و چه رسانه ها و ... آغاز کرده اند.

مهارت: داشتن توانایی انجام یک کار به بهترین شکل ممکن.
مهارت های زندگی: مهارت هایی هستند که به ما کمک می کنند تا زندگی خوب و شادی داشته باشیم یعنی مجموعه ای از توانایی ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورند در حالی که فرد را قادر می سازند تا مسئولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران، با خواست ها، انتظارات و مشکلات روزانه، به ویژه در روابط بین فردی به شکل مؤثری روبرو شود.
انواع مهارت های زندگی:
شناخت خود- شناخت ارزشها- برقراری ارتباط- تصمیم گیری- پرهیز از عادات بد- حل مسئله- تفکر خلاق- تفکر انتقادی- ابراز وجود- اعتماد به نفس- شناخت هیجانات- کنترل احساسات- همدلی و...
ادامه دارد...