مثال بارزش فرهنگ ترافیک است. بوده و هستند افراد و رانندگانی که خیلی ریلکس و بی خیال مآبانه به دنبال یافتن روزنه ای هستند جهت قانون گریزی و تجاوز به حقوق دیگران و در نتیجه هم برای خود و سرنشینان موتوسیکلت و یا خودروی خود خطرآفرینی می کنند و هم برای دیگر افراد و خودروهای عبوری و یا حتی خودروهای متوقف، مغازه و فروشگاه و بیت المال که موجبات بروز اتفاقات و تصادفات و راه بندان و توقف حرکت روان ترافیک و خسارات زمانی، هزینه های مالی و مخصوصاً جانی را برای عموم در پی دارد.

نمونه ی دیگر در دین داری است که فرد مجبور نیست به صورت تمام و کمال مسلمان واقعی باشد و حتماً باید تقوای الهی را رعایت کند؛ خیر «لا اِکراهَ فِی الدّینِ» هرچند بهترین دین نزد خدا «اِنَّ الدّینَ عِندَاللهِ الاِسلام» است. به عنوان مثال اگر کسی در ماه رمضان به بهانه ای نتواند روزه ی واجبی خود را بگیرد، دلیلی ندارد که هنجارشکنی نموده و به صورت علنی روزه خواری کند. اگر فرد مقید نباشد که باید اصول هنجاری را رعایت نماید، منتظر می ماند تا فرد و یا افراد مسئولی به او تذکر دهند و با این حال ناراحت و عصبانی می شود و یا شاید مأمورین امر و به معروف و نهی از منکر و گشت های ارشادی نیروی انتظامی او را به جرم روزه خواری در ملاء عام بازداشت کنند و او از ترس اینکه مبادا به عواقب امور گرفتار شود، موقتاً رعایت کند ولی همین که مسئول اجرای قانون از او دور شد، دوباره به هوای نفس خود جواب مثبت دهد.

نیز نوجوان و یا جوانی که در امتحانات مدرسه و دانشگاه به تقلب - که نوعی دزدی به شمار می رود- روی می آورد، اگر در سوءاستفاده از جواب ها و نوشته های دیگران آزاد باشد، نهایت سوءاستفاده را به عمل خواهد آورد؛ لکن اگر مراقبان و مسئولین مربوطه به وظایف خود کاملاً واقف بوده و درست عمل کنند و حساسیت و سخت گیری خاصی داشته باشند، زیردستان مجبور به تمکین می شوند. چقدر خوب است که افراد خودشان یاد بگیرند که باید جلوی خود را در سوءاستفاده در هر موردی بگیرند.

یاد آن داستان که نه بلکه واقعیتی می افتیم که در کتاب درسی قرآن سوم راهنمایی آمده بود: دبیر مربوطه برگه های امتحانی را به کمک نماینده ی خود بین شاگردان توزیع کرد و جهت تذکر اکتفا کرد به یک آیه از قرآن کریم: «اَلـَم یَعلـَمُ بِاَنَّ اللهَ یَری» یعنی آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند؟ و برای انجام کاری از کلاس خارج شد! و همه مشغول به کار خود شدند حتی آن کسی که عادت به رونویسی مطالب از همکلاسی های خود داشت و البته برگه ی سفید داد تا نشان دهد که پیام را فهمیده است.

و یا آنجا که ابراهام لینکن رئیس جمهور اسبق آمریکا به معلم پسرش نامه ای نوشت که در یکی از بندها چنین آمده است: «به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد».

البته تقلب یک پیام دیگر دارد که فرد به خود و دانسته هایش اطمینان ندارد؛ چه بسا از دیگری رونویسی کرده باشد و حتی غلط هم باشد.

دیگر آن که مردان و زنان جوانی که به ارتباط پنهانی با معشوقه های خود می پردازند و به هیچ وجه موبایل خود را در اختیار همسر خود قرار نمی دهند؛ چراکه آن را یک وسیله ی کاملاً شخصی تلقی می کنند و متأسفانه در اثر عادت غلط اخیر نسل نو پیش از ازدواج رسمی، شرعی و قانونی با پرده دری و پررویی و کنارزدن خصلت حیا و شرف و غیرت و عفت با افراد متعددی در ارتباط بوده و هستند به بهانه ی اینکه ارتباط درسی، اجتماعی، هنری و ... داشته باشند و یا جهت شناخت بیشتر طرف مقابل اقدام به چنین عمل نافرجامی می کنند. آیا رفتار جاهلانه، غافلانه و پنهانی آنها دیوار بی اعتمادی ایجاد نمی کند؟ که در ادامه طلاق روانی و حتی رسمی را در بر خواهد داشت!

به هر حال نیت و عمل هرکس مربوط به خودش است و هرکس را در قبر خودش می گذارند ولی نتیجه اش به جامعه نیز برمی گردد، چون ما انسان ها موجودات اجتماعی هستیم و از خاصیت تأثیرپذیری برخورداریم. ما مکلفیم همدیگر را رشد دهیم. آدم ها مثل آیینه هستند که می توانند اشتباهات ظاهری، گفتاری، رفتاری و اخلاقی را به همدیگر گوشزد کنند و اگر این موهبت الهی نبود ما هرگز به این همه پیشرفت در علم و تکنولوژی و اخلاق و نوع دوستی و دین داری و ... نمی رسیدیم. البته این پایان راه نیست. هرکس باید به وظایف و تکالیف خود آشنا بوده و بدان عمل نماید.

کاملاً مورد قبول است که قوانین ساخته شده توسط بشرتماماً در اختیار بشر است و محدویت های آن به نفع خود آدمی است؛ لکن علاوه بر پیامبر ظاهری (انبیای الهی) هر انسانی دارای نوعی پیامبر درونی (عقل) است که در جای خود باید از هر دو بهره مند شود. عقل چه حکم می کند: در هوای سرد خود را بپوشان، وقتی گرسنه شدی غذایی بخور، زمانی که مریض و بیمار شدی ضمن مراجعه به پزشک از داروهای تجویزی او استفاده کن، از زمان حداکثر بهره را ببر، هر نکته  زمان و مکانی دارد، نابرده رنج گنج میسر نمی شود، یافته های تحقیقی و تجربی دیگران را به کار گیر. پیامبر و امام چه می گوید: هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند، با دوست خود چنان رفتار کن که احتمال دارد روزی دشمن تو گردد و بالعکس، راز تو مثل خون توست و باید فقط در رگ های تو جریان  داشته باشد (هرچند امروزه خون را پس از اهدا و یا فروش ضمن انجام اقداماتی به نیازمندان سوانح و بیماری ها می رسانند) و سایر احادیث و روایات موجود.

قابل ذکر است که منبع کنترل رفتار هرکسی از سنین بلوغ باید درونی شود. مثل راننده ای که ضمن آموزش تئوری و عملی زیر نظر مربی ماهر با تکرار و تمرین به مهارت کنترل خودرو مجهز می شود و از پدال ها و چراغ ها و آینه ها در حرکت و توقف خودرو به موقع و درست استفاده می کند. تمام انسان ها نیز باید به این مهارت ویژه و لازم در زندگی دست یابند تا مهارت خودکنترلی داشته باشند و ریشه و سررشته و منبع و انگیزه ی درونی رفتارشان خودشان باشند و جهت پیشبرد اهداف و پیشرفت در امور مختلف زندگی از علم و اطلاعات و تجارب به روز دیگران نهایت استفاده ی مطلوب را به عمل آورند. او باید خود واقعی را درست و اصولی و متناسب و مناسب به منصه ی ظهور برساند.

اگر خط قرمزهای انسانی ندیده گرفته شود و هرکس بخواهد به حقوق دیگران تجاوز کند و در صورت بروز همین مشکل برای او کما اینکه معترض شود، پس نمی خواهد و نمی تواند به رشد کمالات انسانی برسد.

تا کی طول می کشد تا دیگران جلوی ما را بگیرند و به ما تذکر دهند؟ چرا برای رفتارهای اشتباه خود باید مورد بازداشت و محاکمه و ... از سوی مجریان قانون قرار بگیریم؟ حتماً باید پلیس راهنمایی و رانندگی به علت تخلف از قوانین به ما دستور ایست بدهد و ما را جریمه کند تا رعایت کنیم؟ حتی اگر مسلمان هم نباشیم آیا حق هنجارشکنی داریم؟ درست است که انسان آزاد آفریده شده است اما به چه قیمتی و تا چه محدوده ای؟ تمام نظام هستی بر اساس برهان نظم آفریده شده است مثل گردش ماه و زمین، طلوع و غروب خورشید، پیدایش فصول و جابجایی آنها و ... با توجه به حدیث قدسی همه چیز در اختیار بشر است و آدمی باید در خدمت خالق باشد!

دردسر کوتاه می کنم اینکه اگر به این بازار فریبنده ی دنیایی دل خوش کرده ایم و جهت جلوگیری از غلبه ی هوای نفس خودکامه ی خود افسار رفتار خود را به دست نگرفته باشیم و امور زندگی خود را به ترمزهای مطمئن مجهز نکرده ایم و تا تعمیرات اساسی را به عمل نیاورده باشیم باید عرض شود که داریم ره به خرابات می بریم و آن چیزی که لذت های آنی را برای ما در پی می آورد همان سراب هایی است که پیش روی ما به صورتی گول زننده ظاهر می شود.

و ختم کلام اینکه وسیله ی نقلیه ای به مقصد خواهد رسید که علی رغم شرایط نامناسب جاده و خیابان و یا شرایط جوی و حتی مشکلات خود خودرو از راننده ی ماهر و زیرکی برخوردار باشد.