ای دختر خانم امروز، ای همسر فردا و ای مادر پس فردای زندگی!

اگرچه پدرتان آنچنان مشغول گرفتاری های موجود و در حواشی زندگی و کار و شغل خود دست به گریبان است که گاهی اوقات به نظر می رسد تو را فراموش کرده است. کار طولانی و خستگی، دستمزد و حقوق  پایین، وضعیت لرزان قراردادی، مسائل بیمه و بازنشستگی و مرخصی، مأموریت ها، شیفت های چرخشی، تأخیر و غیبت، دوری راه و ترافیک، دستورات و توقعات بیش از اندازه مسئول بالادست، سهل انگاری و دزدی کار از سوی کارکنان و ... همه و همه باعث می شود که پدران امروزی نقش و مسئولیت اصلی در خانواده را از یاد ببرند که دست خودشان نیست. بعضی اوقات نیز پدرهایی سرپرست زندگی شماها هستند که یا کار خوبی ندارند تا درآمد کافی برای امرار معاش داشته باشند و یا از فرط شرمندگی در برابر همسر و فرزندان خود راهی به جز انزوا ندارند.

پدرانی که سازش با خانواده و تأمین نیازهای افراد تحت سرپرستی خود را به جهنمی سوزان مبدل کرده اند، تاوانش بسیار سخت است: شاید کسانی باشند که در اثر اختلالات شخصیتی، مشکلات زناشوئی و یا فشارهای محیطی، متأسفانه به اعتیاد این بلای خانمانسوز روی آورده  و فقط و فقط به دنبال ارضای نیازهای جسمی- روانی خود هستند. پدران نامردی هم هستند که ناموس پرستی را رها کرده و در منجلاب فساد غوطه ورند و به چشم چرانی و یا ارتباط نامشروع با زنان هرزه مشغول هستند. عده ای از پدران هم به خوشگذرانی با دوستان و همکاران و همسالان می پردازند که وقت شان در قهوه خانه ها و یا در باشگاه های ورزشی و یا کوهنوردی، ماهیگیری و شکار و ... سپری می شود.

اگرچه مادرتان سخت در گیرودار زندگی با مسائلی مواجه است که از رسیدگی به تو غافل شده است، شاید هم جهل او در رفع نیازمندی های دختری مثل تو، مانع برقراری ارتباط مطلوب و دوستانه با همجنس خود(شخص شما) می باشد. اکثر مادران بر اساس نظام خلقت آفرینش خود سعی در مدیریت داخلی خانه و خانواده ی خود دارند. راستی اگر مادر نقش خود را ایفا نمی کرد چه تعداد از پدران از بچه ها نگهداری می کردند و البته چقدر هم سخت بود؟ چند نفر از پدران راضی به خانه داری می شدند؟ آیا تصور کانون خانواده ی بدون وجود مادر مفهومی دارد؟ بنابراین زحماتی که مادران در راستای آرامش بخشی به خانواده و پرورش نسل آینده متقبل می شوند کاملاً روشن و قابل ستایش است.

گاهی مادران در اثر عدم ارضای نیازهای مادی، عاطفی و جنسی و ... و از سر غفلت و بی توجهی همسران خود به فساد در رفتار، اخلاق و گفتار مبتلا می شوند تا جائیکه برخی از آنها به خیانت در امانت و نابودی اموال روی می آورند. آرایش آنچنانی را که باید فقط برای شوهر خود انجام دهند با نمایش در کوچه و بازار اشتباه می گیرند. از رسیدگی به مسائل و نیازهای مختلف اعضای خانواده که در جامعه مرسوم شده از قبیل پخت و پز، رفت و رو، شستشو، نظافت، بچه داری و شوهر داری و خانه داری سر باز می زنند. به دنبال کسب استقلال مالی به سر کار می روند و اوقات چندانی را صرف شما که نیاز شدیدی به او دارید و در آینده ی نه چندان دور جانشین شغل و مقام و شخصیت واقعی او می شوید نمی کنند.

از خواهرتان به خصوص اگر کمی از شما بزرگتر باشد، نیز خواهر همسن(دوقولو) و یا خواهر کوچکتر از شما نهایت استفاده را در مسیر دانش افزایی و تجربه اندوزی استفاده کنید. اگر خواهری ندارید که با او درددل نمایید، به دنبال دخترخاله، دخترعمه، دخترعمو و دختردایی و یا دوستی از نوع همجنس خود باشید و احساسات و هیجانات خود را با او در میان گذاشته و از نظرات او برخوردار شوید. البته باید عقل خود را بر احساس تان غالب کنید و ماحصل گفتگوها را تجزیه و تحلیل کنید تا یک مرتبه به قول بسیاری از گرفتارشده ها در دام دوستان ناباب گیر نیفتید.

اگر برادرتان از شما بزرگتر و یا همسن شماست، مواظب باشید تا نقطه ضعفی مرتکب نشوید؛ چون آنها تعصبی و غیرتی هستند و احتمالاً جهت مخفی نگه داشتن ارتباطات خود با دوست دخترشان، از شما مچ گیری کرده و شما را لو خواهند داد. اگر هم برادرتان از شما کوچکتر بوده و فعلاً متوجه قضایا نیست، رگ ناموس پرستی او را از همین حالا پاره نکنید و از او به عنوان واسطه در ارتباط دوستی خود با جنس مخالف استفاده نکنید؛ چراکه احتمال لودادن هم می رود. بگذریم از اینکه هستند برادرانی که خواهر خود را با خواهر دوستشان معامله می کنند و یا خواهر خود را اجیر ارتباط با دوست دخترشان می کنند و ...

شاید تفاهم و سازگاری، عشق و محبت، ارتباط مفید و مطلوب، اوقات باهم بودن، مشورت و برنامه ریزی، بررسی نقاط ضعف و قوت و ... از خانه و خانواده ی شما رخت بربسته باشد و هرکس در فکر خود باشد و بس؛ اما این شمائید که باید راه درست زندگی را بیابید. زندگی فرصت تکرارنشدنی است. پس نمی توان هر چیزی را تجربه کرد و بعدش دنبال رفع اشکال و عیب و نقص باشید. بسیاری از تجارب دیگران باید برای ما عبرت آموز باشد.

گرچه عشق دختران پاک است و بی ریا ولی یادمان هست و باشد که پسرها دنبال چه کسانی هستند؛ آنهایی که پاک ترین هستند و از ارتباط با جنس مخالف با هدف های سوءاستفاده گونه و غیراخلاقی و غیرانسانی پرهیز کرده کنند که در غیر اینصورت نه تنها عاقبت بلکه دنیای کنونی خود را به تباهی می کشانند. با شکست عشقی دردسرهای بزرگی را تجربه خواهید کرد آیا توان و تحمل تجارب تلخ را دارید؟! اگر باور ندارید نتیجه ی ماجرا را از آنهایی که گرفتار شده اند، جویا شوید.

تمام دختران و پسران در سنین نوجوانی و جوانی ارتباط با جنس مخالف را یک نیاز می بینند اما باید مواظب بود و از جهالت و نادانی، غفلت و بی خبری و پنهان کاری حذر کرد. همانطور که می دانیم بهترین مشاوران والدین و اعضای خانواده ی ما هستند، لکن اگر این چنین نبود، بهتر است به مشاور متخصص بیرونی خود اعتماد کنید و از راهنمایی های او بهره مند شوید تا به سرمنزل مقصود و درست و منطقی و عاقلانه و عاشقانه ی خود برسید.

ای آقا پسر امروز، ای شوهر فردا و ای پدر پس فردای زندگی!

شاید ارتباط شما در این سن و شرایط با پدرتان چندان مطلوب نباشد. شاید او با شما مثل یک بچه رفتار کند و البته گاهی هم فراتر از سن تو انتظار دارد. به تو اعتماد نداشته باشد تا باورت کند که چه توانمندی ها و لیاقت هایی داری. پیش می آید که گاهی به شما میدان جولان می دهد لکن عجول بوده و با تو در اندازه ی سن خودش برخورد می کند که این جایز نیست. شاید نتواند و یا نخواهد پول توجیبی و مورد نیازت را تقدیمت کند. به نظر می رسد که اکثر پدران دوستان و همسالانت را قبول ندارند. به سر و وضع ظاهری از موی سر تا کفش پاهایت، از تی شرت و شلوارت، از نحوه ی رفتارت و از طرز بیان و گفتارت خرده گیری می کند. افکارت را به باد تمسخر می گیرد و شاید هم شما در قبول مسئولیت و انجام وظایف ناکام و درمانده شوی.

راستی احتمال دارد که مادرت به  دلیل رسیدگی افراطی به منزل و امور جاری خانواده و توجه مضاعف به بچه های کوچکتر، آن ارتباط دوستانه ای را که باید با شما داشته باشد، ندارد. تو را با همسالان و دوستانت و با پسرهای فامیل و آشنا قیاس کند. کلاً تو را مورد شماتت و سرزنش قرار دهد. آن غذایی را که دوست داری، آماده نکند و یا کوفتت کند. چوقولی تو را پیش بابایت بکند و یا رازهایت را مخفیانه به پدرت گزارش دهد. از تو در اندازه ی سن و عقل خودش انتظار دارد. شاید هم خودکنترلی نداشته باشد و در معرض دیدگانت آنطور که باید برای رفتار و گفتارش خط قرمزی در نظر نگیرد. اوقات زیادی را با دوستان و همسایگان و بستگان و آشنایان به محاوره و بازارگردی و وروزنشینی بگذراند. زمان زیادی را به مکالمات تلفنی و سرگرمی های شخصی خود بپردازد. و یا حتی احتمال دارد بیشتر اوقات را سر کار باشد و تو تنهایی مجبور به صرف غذا و وقت و ... باشی.

شاید شاهد درگیری کلامی و حتی فیزیکی پدر و مادرت باشی. از مسائل مالی سخت در رنج و زحمت باشند. مشکلاتی در ارتباط با بستگان و آشنایان داشته باشند. اعتیاد به مواد مخدر و داروهای روان گردان، ولخرجی و اسراف، فساد اخلاقی و رفتاری، بیکاری و مسائل شغلی، مریضی و بیماری، تعدد فرزندان، نامادری و ناپدری و ازدواج مجدد پدر و زن بابا و بچه های احتمالی او، طلاق و جدایی والدین، ازدواج برادر و خواهر و مسائل مرتبط، اجاره نشینی و مشکلات مسکن و اتاق شخصی و دیگر امکانات و ملزومات زندگی از دیگر مسائلی باشد که شما را از آسودگی خیال و رسیدگی به امور اصلی باز دارد. کسی نیست که حرفت را بشنود و درددلهایت را پذیرا گردد و حداقل درکت کند و راهنمای خوبی برایت باشد. اما آیا دل دادن تمام عیار به دوستی با دختر مردم و متحمل هزینه های متعدد شدن و احتمال سوءاستفاده در اینگونه ارتباطات از چاله به چاه افتادن نیست؟!

حداقل می دانید که مشاورانی در مدارس، دانشگاه ها و کلینیک های مشاوره مشغول به ارائه ی خدمات راهنمایی و مشاوره در زمینه های آموزش، رشد، پیشگیری و درمان مشکلات  و اختلالات می پردازند. بنابراین با پناه بردن به آنها می توان راه بهترکه سرانجام خوشایندی دارد را پیدا کرد و از انحراف و تباهی جلوگیری بعمل آورد.

خداوند ما را دوست دارد چراکه علیرغم تقدیم نیروی عقل، آزادی و اختیار و قدرت تصمیم گیری، بعلاوه 000/124 پیغمبر، 12 امام معصوم را برای هدایت بشر در نظر گرفت و برای ما کتاب های آسمانی(104 کتاب و صُحُف) فرستاد تا چراغ راه ما باشند. علما، اندیشمندان و بزرگانی پرده های جهل و نادانی را کنار زدند و بشر را در طی مسیر درست الهی راهنمایی کردند. بهتر است ما هم به عنوان بنده ی خداوند باری تعالی، از قبول واقعیات طفره نرویم و زندگی و سعادت جاویدان و ابدی  را به لذت های زودگذر این دنیا ارزان نفروشیم. خداوند ما را آفریده تا در این دنیا ضمن علم آموزی و افزایش تجارب و اطلاعات خود در زمینه های مختلف، استعدادهای خدادادی را بارور نموده و به عبادت و اطاعت او مشغول شویم و در این گذار به انجام وظایف در برابر خلق ا... و خدمات رسانی به همنوع در آبادانی دنیا بکوشیم و از لذت های درست، منطقی، عاقلانه و حلال خدایی بهره مند شویم تا نه تنها خوشبختی و خوش نامی را در این جهان بلکه سعادت و زندگی بهشتی را در آن جهان برای خود به ارمغان آوریم.