بدبیاری جزء لاینفک زندگی ما آدماس. گاهی اوقات یه بدشانسی هایی سراغمون میاد که اصلن انتظارشو نداشتیم. ولی خب دیگه چی کار میشه کرد، گذر زمان همه چی رو حل می کنه. باید تحمل کرد هرچند که سخته!

در این جا به یه سری از بدبیاریا اشاره میشه که مورفی این قسمت تلخ و نگران کننده از زندگی رو کشف و معرفی کرده:

1- وقتیکه پیاده باشی تاکسی گیرت نمیاد، اما وقتی با ماشین شخصی بری بیرون، ترافیکی از تاکسی می بینی! میدونی چرا؟

2- تو این ایام خوش عید، تو یه ظرف آجیل، اولین چیزی که می خوری، یه بادوم تلخه که حالتو به هم می ریزه! آخه واسه چی؟

3- سر جلسه امتحان به دوستت که هیچی نخونده، جواب تموم سئوالات رو می رسونی. برگه هاتون با همدیگه مو هم نمی زنه، اما نمره اون از تو بیشتر میشه! یعنی ممکنه؟

4- اگه فقط یه بار سر کلاس نری و استاد هم اعلام کنه که جلسه بعد امتحان داریم، هیشکی بهت هیچی نمیگه؛ اما امون از اون روزی که یکی از استادا درس و واحدت رو حذف کنه، هزاروشونصد نفر به یادت میوفتن از بس زنگ می زنن و اس می دن که گوشیت هم هنگ میکنه! ای بابا!

5- برا موفق شدن فقط یه راه وجود داره اما برا شکست خوردن راهای بیشماری هس! چطور مگه؟

6- اگه ماشین صفر بخری و همشم مواظبش باشی و جای مطمئنی پارکش کنی، بازم روش خط میندازن؛ ولی یارو ماشین کهنشو میزاره وسط اوتوبان و میره مسافرت، هیشکی بهش چپ هم نیگا نمی کنه! واقعن؟

7- یه وقتایی که خیلی عجله داری، اگه لاستیک تازه خوب هم زیر ماشینت انداخته باشی، تا میری حرکت کنی، می بینی دوتاش پنچره! مگه میشه؟

8- دقیقن همون روزی که یک کم دیر بیدار می شی، تموم وسایلت گم میشن! یکی به دادش برسه!

9- دقیقن وقتی که جوفت دسات تا آرنج گیریسی یا گِلیه، چشت شروع می کنه به خارش! ای که هی! الآن چه وقتشه؟

10- همین که از یه صف به صف دیگه بری (حالا هر صفی باشه مخصوصن خیابون و جاده)، می بینی که سرعت صف قبلی بیشتر می شه! تا میری اون صف می بینی ... . بعدش میگی: ای لعنت به شانس من!

راستی شما هم اگه از این بدبیاریا سراغ دارین بهه مون معرفی کنین تا اینقد خودمون رو بدبخت احساس نکنیم. تنها راه چاره در اینه که اونا رو به عنوان بخشی از زندگی شخصی بپذیریم. همین!