برای سال نو
عزیزان دانش آموز سلام. سال نو مبارک. حالتون چطوره؟ خوش گذشت؟ خونواده محترم خوبن؟
یا الله! اجازه می دین؟ ما هم اومدیم تا یک بار دیگه با شما ارتباط برقرار کنیم و بگوییم که اگه لایقش باشیم همیشه در کنارتون هستیم و شما رو هیچ وقت فراموش نمی کنیم.
خب تعطیلات هم گذشت و هرجوری که بود تموم شد. سال عوض شده و تغییراتی در طبیعت به چشم می خوره! از زمین گرفته تا آسمون. از گیاهان تا جونورا! از هوا گرفته تا شب و روز! به هرحال به نظر می رسه که ما هم باید تغییراتی داشته باشیم در زمینه های مختلف.
تعطیلات نوروز کمی روال عادی برنامه ها رو به هم زد و باعث دردسر شد طوری که زمان و میزان خواب و خوراک و ... ما به هم خورد. چه می شه کرد؟ تا بوده همین بوده! یا مهمون داریم و یا خودمون رفتیم مهمونی. بنابراین غذاها همش باکلاس و پروتئینی و پرملاط میشه. گپ و گفتگوها هم زیاد میشه و نظم برنامه به هم می خوره. بعضی ها هم با کسی ارتباط ندارن و فقط می شینن تو خونه و تلویزیون می بینن. درس و تکالیف هم معمولاً فراموش می شه و جاش چیزای دیگه قرار می گیره. تا دیروقت بیدار می مونیم و نزدیکای ظهر بیدار می شیم. ناهار و صبحونه مون یکی میشه و گاهی اوقات هم ناهار می ره تا عصر. برو بیا زیاده و با تعارف هم زیاد سروکار داریم. مسافرت زیاد هم باعث خستگی زیاد می شه والبته هزینه بالایی رودست خونواده می ذاره. سیزده بدر هم که گردش و تفریح و بوخور بوخور و ورجه و ورجه زیاده و اونقده خسته می شیم که یادمون میره که فرداش باید بریم سر کار و مدرسه و فعالیت ها و وظایف اصلی و کارای روزمره مون رو پیگیری کنیم. تازه یک هفته بعدش هم خستگی و کوفتگی و بیحالی و بیحوصلگی ما رو ول نمی کنه. البته همه ما اینطور نیستیم و اونایی که از نظم خاص و همیشگی برخوردارن، علاوه بر استفاده بهینه از تعطیلات، به امورات اصلی خود بی توجه نیستن و مستمر و منظم پیش می رن؛ چراکه هم در حال زندگی می کنن و هم برای آینده هدف و برنامه و تلاش دارن و مطمئناً از اوضاع و شرایط موجود لذت می برن، پس خوش به حالشون. در این بین یه کسایی هم هستن که روز و روزگار براشون هیچ فرقی نمی کنه! مدرسه و دانشگاه برن و یا نرن. تعطیلی داشته باشن یا نداشته باشن. این گذر عمر و اتلاف وقت براشون اهمیتی نداره و یه زندگی پوچ و بی معنی رو دنبال می کنن. پس بدا به حالشون.
الاایحال می بینیم که افراد چند دسته ان:
1- اونایی که فقط چسبیدن به امروز و حال خودشون. باورشون اینه که دیروز هرچی بوده گذشته، فردا رو هم که خدا می دونه، پس همین امروز رو از دس ندیم و خوش باشیم.
2- بعضیا هم که خودشون رو تو بد مخمصه ای انداختن تا فردا راحت باشن. خودشون رو از خیلی از فعالیت های مورد علاقه محروم می کنن و باورشون اینه که می خواهیم آینده خوب و درخشانی داشته باشیم
3- یه سری هم که همینطوری زندگی می کنن و گرفتار روزمرگی ان. روز رو پشت سر می ذارن تا شب بشه و بعد منتظر فردا می شن. باورشون اینه که زندگی شانسی شانسیه.
4- یه دسته هم فقط تو گذشته قدم می زنن و حسرت گذشته رو می خورن. باورشون اینه که دیگه اون فرصت های طلایی ازدست رفته پیش نمی یاد. پس زندگی دیگه معنی نداره.
5- اما افرادی هم پیدا می شن که هم گذشته خوبی داشتن، هم سعی دارن تا از زندگی در حال لذت ببرن و هم برای آینده خود برنامه ریزی کردن تا پله های ترقی و پیشرفت و خوشبختی رو یکی یکی بالا برن.
بالاخره درسته که آدما به دنیا اومدنشون دست خودشون نبوده ولی زندگی کردنشون دست خودشونه؛ اینکه چه تصمیمی بگیرن و چه کاری نکنن! چه هدفایی رو در نظر بگیرن و با چه روشایی به اونا برسن! برا بهترشدن زندگی و برنامه هاشون چه مهارتایی رو بلد شن! کدوم مسیر رو برا موفقیتشون انتخاب کنن! برا رشد شخصیتی خودشون چه اقداماتی رو انجام بدن! چه جوری استعدادا و توانمندیاشون رو بارور کنن! برا رفع نیازاشون چه کار کنن! و ...
اگه اهداف مشخص باشه و البته دست یافتنی، اگه برنامه مشخص و قابل اجرا تنظیم بشه، اگه روش دست یابی به هدفا روشن و اصولی باشه، اگه استعداد و علاقه هامون رو با شرایطمون همسو کنیم و اگه به میزان مورد نظر تلاش کنیم و اگه از پشتکار کافی برخوردار باشیم، اگه راهنمای متخصصی در کنارمون باشه و از نظرات علمی،تجربی و تخصصی او در افزایش مهارتامون بهره مند شیم، اگه مهارتای ویژه رو بلد باشیم، اگه زمان و مکان و شرایط جسمی، روحی و محیطی مناسبی رو در نظر بگیریم، اگه انگیزیه و علاقه لازم رو در خودمون به وجود بیاریم، اگه قدرشناس زحمات پدر و مادر و معلمامون باشیم و در صدد برآورده کردن آرزوهاشون و آرزوهامون باشیم و دلسوزیاشون رو جدی بگیریم و راستی اگه هدف آفرینش رو دنبال کنیم ... حتماً به همون جایی می رسیم که انتظارشو داریم. مبارکه ایشاا...