وقتی کسی از لحاظ روانی چاله چوله های عاطفی را در خود به صورت عقده جمع آوری کرده باشد، به دنبال تعادل و آرامش خود به استمناء روی می آورد. البته او تمایل دارد خود را ارضاء نموده و به آرامش درونی برسد لکن چون از لحاظ درست شرعی و قانونی وقتی برای خود جفتی نمی یابد و یا موانعی بر سر راه خود می بیند، به تنهایی و انزوا کشیده می شود و دست به استمناء می زند.

خود ارضایی کار و عملی است که فرد باعث می گردد تا از لحاظ جنسی به تخلیه جنسی خود بپردازد. این فرد مبتلا به این بیماری روانی از هر طریق ممکن تنهایی را به جمع ترجیح می دهد و در فرصت های مقتضی به این عمل دست می زند.

او با خودش درگیر است و مطمئناً پس از انجام آن احساس گناه در او تقویت و رشد پیدا کرده و عذاب وجدان می گیرد. احساس خودتحقیری و خودتخریبی به سراغش می آید. ناامیدی از جمله عواقب آن است. او خود را فردی بی اراده می پندارد که اسیر هوای نفسی است که کاملاً او را در اختیار خود دارد.

راستی چه عامل و یا عواملی زمینه ساز این بیماری می تواند باشد؟

دلایل تحریک افراد در این مورد چیست؟

نقش فرد و یا افراد نزدیک از خانواده و دوستان و آشنایان در خصوص این مهم چیست؟

آیا رسانه ها از قبیل موبایل، اینترنت و ماهواره و ... در این ماجرا تأثیری دارند؟

تنهایی تا چه اندازه مفید یا مخرب است؟

در جمع بودن چه فایده و یا اهمیتی دارد؟

 وقتی که این حس به سراغ فرد آمد، دست به چه اقداماتی باید بزد؟

در کل خوب و مفید است و یا مضر و نامطلوب؟

عواقب اعتیاد به استمناء چیست؟