برنامه ريزي واژه اي است كه بسياري از افراد از آن به نيكي ياد مي كنند و به نوعي در جهت ارتقا و بهبود زندگي و كار و تحصيل و ... تمايل به استفاده از آن را دارند؛ اما خيل عظيمي از مردم فقط لق لقه ي زبانشان بوده و هست و بس و در عمل نمودي ندارد.
هر انساني بر اساس باورهايي كه دارد، زندگي خود را سپري مي كند؛ فلذا در اين خصوص آدم ها از اين سه دسته خارج نيستند:
خيلي ها باورشان اين است كه برنامه ريزي چيز خوبي است و مي تواند در جهت پيشبرد اهداف كمك شاياني باشد اما برخي اصلاً به برنامه ريزي عقيده اي ندارند و باري به هر جهت زندگي مي كنند، به كار مشغول هستند و به هرحال تحصيل خود را ادامه مي دهند. لكن بعضي از مردم به ويژه جوانان و نوجوانان با اينكه به برنامه ريزي علاقمند هستند، اما در عمل در اجراي مراحل آن ناموفق هستند طوري كه زمان را از دست مي دهند و زماني كه به شكست مي رسند، آن وقت يادشان مي آيد كه چرا به برنامه ريزي خود عامل نبودند؟ و چرا در انجام ان دقيق نشدند؟ و يا درست و حسابي برنامه ريزي نكردند؟ و يا از افراد آگاه و باتجربه كمكي نگرفتند؟
شعاردادن خيلي راحت هست ولي پايبندي به آن و عملياتي كردن طرح و ايده و نقشه و فكر بسيار بسيار مهم تر است و هركس نمي تواند برنامه ريزي كند و يا آن را انجام دهد.
شما با كدام موافق هستيد؟ و چرا؟
1- برنامه ريزي خوب است
2- برنامه ريزي اصلاً خوب نيست
3- برنامه ريزي را نمي شود اجرا كرد