افسردگی (سرماخوردگی روحی- روانی)
مقدمه:
افسردگی نوعی سرماخوردگی روانی است که معمولاً با زندگی ما همراه است. بیماری افسردگی سابقه ای بس طولانی دارد و امروزه رایج ترین بیماری روانی بین دختران و پسران جامعه است. افسردگی در دوره نوجوانی مقطعی و کوتاه مدت است که با مشاهده حقایق و خراب شدن رؤیاها و تصورات فرد ایجاد می شود و به تدریج از بین می رود؛ ولی اگر افسردگی به صورت بیماری درآید، پیچیدگی های خاص روانی و شخصیتی را در پی دارد. براساس آمار موجود 35 تا 40 درصد از بیماری های روانی ارجاعی به پزشک، ناشی از افسردگی هاست. پژوهش هایی که سازمان بهداشت جهانی در سال 1973 انجام داده و مطالعاتی که در سال های اخیر از طرف متخصصان این سازمان در کشورهای در حال توسعه نظیر آسیا و آفریقا انجام شده است، از افزایش دامنه افسردگی در میان ملل در حال رشد حکایت دارد. البته ممکن است عده بسیاری از این افراد اصلاً به متخصصین درمانی مراجعه نکنند.
تعاریف افسردگی:
افسردگی به رفتاری گفته می شود که صاحب آن با فرورفتن در خود و بی توجهی یا کم توجهی به محیط اطراف و دیگران مشخص می شود. (سرمد1373)
افسردگی حالتی است که بر کیفیت خُلق و خوی شخص تأثیر عمیق دارد و نحوه ادراک او را از خویش و محیطش دگرگون می سازد. (پور افکاری1371)
افسردگی حالت روانی ناخوشایندی است که با دلزدگی، یأس و خستگی مشخص می گردد و غالباً با یک اضطراب کم و بیش همراه است. (دادستان1365)
افسردگی طبیعی و متعادل در انسان واکنشی است نسبت به یک عامل بیرونی که فرد از آن آگاه است و حدود بیمارگونه آن را آگاهانه درک می کند. تفاوت آن با واکنش بیمارگونه افسردگی یکی شدت و حدت نامتناسب به شکل بیمارگونه با محرک بیرونی و دوم وجود خصوصیات خاص شخصی فرد مبتلاست. (شاملو1364)

تقسیم بندی انواع افسردگی:
1- طبیعی نظیر از دست دادن یک چیز و یا شخص ارزشمند مثل فوت یکی از عزیزان و یا گم کردن پول و ...
2- غیرطبیعی که بیماری افسردگی نام دارد. فرد انگیزه لازم جهت انجام وظایف و کارها مثل درس خواندن را از دست می دهد.
تفاوت افسردگی طبیعی با غیرطبیعی:
الف) شدت افسردگی غیرطبیعی بسیار زیاد، آزاردهنده و ناراحت کننده است.
ب) مدت زمان این بیماری افسردگی بسیار طولانی تر است.
ج) این افسردگی باعث ایجاد اختلال در زندگی فرد می شود.
افسردگی ناشی از واکنش در مقابل فشارهای روانی:
1- افسردگی عصبی که به صورت امری غیرمعمول، طولانی و ممتد در فرد ظاهر می شود. مانند از دست دادن شخص مورد علاقه ای که از محبوبیت خاصی نزد فرد برخوردار بوده است.
2- افسردگی روحی بدون هیچ گونه دلیل خاصی نمایان شده و وقایع محیطی ممکن است آن را تسریع کند. نیز عوامل بیوشیمیایی تأثیر بسزایی دارد. نظیر خیالات باطل، احساس ناامیدی، عذاب ناشی از گناه، بی ارزشی و افکار مالیخولیایی.
افسردگی از نظر شدت میزان آن:
1- افسردگی خفیف که احتمال دارد هریک از افراد به دلیل عوامل متعدد در بعضی مواقع به آن مبتلا گردند و دوام آن برای مدت کوتاهی است.
2- افسردگی شدید که بیمار با نوعی گیجی و سردرگمی روبه روست و دچار اختلالات رفتاریمی شود. بنابراین معالجه بیمار مدت زیادی طول می کشد تا به حالت عادی بازگردد. نظیر خونسردی عادی، بی عاطفگی، بی تفاوتی نسبت به اوضاع و احوال، کناره گیری از دیگران، توهم، بهانه جویی، بی قراری، به درون خود فرو رفتن، نامرتب بودن در انجام تکالیف مدرسه، کثیفی سر و وضع ظاهری، کمبود دقت و توجه، تمرکز حواس اندک، امتناع از رفتن به مدرسه، تغییرات خُلق و خو، غم و انده، بدبینی، کدورت شدید، نادیده گرفتن موقعیت های زندگی، گوشه گیری، کاهش علاقه درسی و شغلی، متهم کردن خود، بی خوابی و بی اشتهایی.
افسردگی های اولیه:
1- افسردگی دوقطبی یعنی حملات افسردگی به دنبال یا در فواصل حملات مانیا(جنون، جد و شعف) که به بیماری عاطفی دوره ای معروف است.
2- افسردگی تک قطبی با حملات افسردگی مشخص می شود و گروه زیادی را شامل می شود.
علائم افسردگی های اولیه:
1- طول مدت بیماری یک هفته یا بیشتر باشد.
2- تمام یا قسمت اعظم علائم زیر موجود باشد:
الف) دلتنگی، غمگینی، تشویش، زودرنجی، بدبینی و ناامیدی
ب) بی اشتهایی شدید همراه با کاهش وزن یا پرخوری و افزایش وزن
ج) بی خوابی یا پرخوابی بی سابقه
د) ضعف همراه با بی طاقتی، خستگی و فرتوتی
ه) بی قراری یا بی حالی و بی رمقی
و) قادر نبودن به لذت بردن از زندگی و بی علاقگی و عدم تمایل در تمرکز و سرمایه گذاری
ز) نقصان محسوس اعتماد به نفس و افزایش سرزنش درونی
ح) عدم قدرت در حس تمرکز، نقصان قدرت تفکر و یا داشتن افکار زجردهنده و یا بیهوده
ت) تفکر وسواسی زیاد در مورد مرگ و میر و امور مربوط به نیستی و نابودی و خودکشی
ی) افکار وسواسی و تمرکز بیهوده بر روی امور گذشته و احساس شرمندگی و سرزنش رفتار گذشته
3- برای اینکه علائم و نشانه فوق منسوب به افسردگی اولیه باشند نباید مریض سابقه هیچ یک از بیماری های زیر را چه در حال و چه در گذشته داشته باشد:
الف) اسکیزوفرنیا
ب) نِوروزها از قبیل هیستری، اضطراب، ترس مرضی و وسواس
ج) اعتیاد به الکل یا افیون و دیگر مواد اعتیادآور
د) عقب افتادگی های روانی و عوارض عضوی سلسله اعصاب مرکزی
و) بیماری های شدید و تهدیدکننده طبی و جراحی و افسردگی های ثانوی
افسردگی های ثانویه:
1- افسردگی همراه با شیزوفرنیا
2- افسردگی در بعضی سرطان ها
3- افسردگی مربوط به برخی بیماری های طبی خاص نظیر: تورم کبد، بعضی عفونت های ویروسی، سرطان لوزالمعده و سرطان های مغز

عوامل مؤثر در افسردگی (معادل ها):
- رفتارهای بزهکارانه در خانواده و جامعه مانند پرخاشگری، فعالیت های ضداجتماعی، اعتراض و سرکشی، قشقرق به راه انداختن، فرار از منزل، استعمال سیگار- مواد مخدر- داروهای روان گردان و اختلالات و انحرافات جنسی
- مشکلات مدرسه ای مثل مدرسه هراسی، عدم پیشرفت تحصیلی، مدرسه گریزی و اخراج از مدرسه
- مشکلات برقراری رابطه با گروه هم سن و سال و طرد شدن از طرف آنها
- پاسخ های حاکی از خودبیمارپنداری
- ناآرامی ها
- مقاومت در مقابل تنهایی
- واکنش های نامناسب در مقابل محرک های ناخوشایند
علائم افسردگی:
- احساس غم و غصه
-کاهش علاقه
-کاهش احساس لذّت
- بی اشتهایی
- پراشتهایی
- پرخوابی
- کم خوابی
- بدخوابی
- احساس خستگی
- احساس کوفتگی
- زود از کوره در رفتن
- عصیانیت
- کندی حرکات
- کندی تفکر
- بی قراری
- ناآرامی
- ناامیدی
- درماندگی
- کاهش میزان انرژی
- بی حالی
- احساس ضعف
- کاهش قدرت تفکر
- کاهش تمرکز
- کاهش قدرت تصمیم گیری
- مرتب به مرگ و مردن فکر کردن
- فکر کردن در مورد خودکشی
- اقدام به خودکشی
- بیزاری و تنفر از خود
- نداشتن اعتماد به نفس
- احساس بی ارزشی و بی فایده بودن
توجه:
چنانچه 5 مورد از علائم فوق را در خود می بینید، بهتر است برای رفع افسردگی خود هرچه سریعتر به یک از متخصصین نظیر: پزشک عمومی، متخصص اعصاب و روان، روان شناس، روان پزشک و یا مشاور مراجعه نمایید.