به جای هم
به مادرم گفتم حاضرم به جاش برم سر کار ، اگه حاضر بشه به جای من بره مدرسه! اونم فکر کرد که اگه یه بار این کار رو بکنیم میتونه خیلی باحال باشه!
وقتی موافقت کرد، ناهارشو براش پیچیدم و وادارش کردم دستو صورتشو بشوره. مامان گفت: من واقعن تحجب میکنم که تو چرا میخای جای من باشی؟! گفتم: دلم میخاد بدونم سر کار چکار میکنی؟ دلم میخاد رئیستو ببینم. حالا زود باش برو دندوناتو مسواک بزن و یادت نره که با نخ دندون لای دندوناتو تمیز کنی. راستی مامان یه چیز دیگه هم هست که یادم رفت بهت بگم. عصر دیرتر میام دنبالت، چون بخاطر جریمه دیروز باید تا ساعت چهار تو مدرسه بمونی!![]()
نوشته ماتیو فردریکس
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:35 توسط پریدوش
|